تبليغاتX
یادداشت های یک خام دست خامه به دست...


یادداشت های یک خام دست خامه به دست...

دانشگاه شهید باهنر به داشتن رشته ای چون حقوق می بالد.

     ورزش ایرانی...

     

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 6:12 توسط محمد رضا رضاییان| |

خوشا به حالت ای روستایی !

روستایی

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 6:10 توسط محمد رضا رضاییان| |

 
 

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 6:0 توسط محمد رضا رضاییان| |

              
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:11 توسط محمد رضا رضاییان| |

   
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:10 توسط محمد رضا رضاییان| |

             
نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:7 توسط محمد رضا رضاییان| |

            

این عکس جایزه ویژه مسابقه عکس یونسکو رو با موضوع عشق برد. خودم وقتی عکس رو نگاه می کنم میگم واقعا هیچ چیز بیشتر از این نمیتونست یک عشق رو تعریف کنه . در جوونی ممکنه عشق  رو با طراوات و شادابی جوانانه و شور و هیجان جوانی  اشتباه بگیریم ولی در این سن کهنسالی دیگه از اون طراوت و از اون شادابی  و از اون هیجان و شور خبری نیست و فقط عشق مونده و بس .عشق گاهی خیلی پیچیده و گاهی خیلی ساده است , حتما نباید هر روز بگی دوستت دارم . گاهی در یک نگاه ساده , گاهی در عطر و بوی بشقاب غذایی که همسرتون آماده کرده و گاهی در یک کلمه خسته نباشی خیلی خوشمزه بود , پنهان شده . گاهی احتیاجی نیست مرتب اظهارات عاشقانه بر لب بیارین , شاید فقط با گفتن "راستی صبح گفتی  سر درد دارم , قرص مسکن اثر داشت  ؟"  بتونید راحت تر عشقتون رو نشون بدید….

نوشته شده در یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 10:7 توسط محمد رضا رضاییان| |

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:32 توسط محمد رضا رضاییان| |

       
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:26 توسط محمد رضا رضاییان| |

            

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:23 توسط محمد رضا رضاییان| |

                        محمد رضا شریفی نیا و علیرضا امیر قاسمی در کنار هم!

                                       رابطه بین تهران جلس و لوس انجلس؟  

       

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:14 توسط محمد رضا رضاییان| |

این آقا كه محمد نام داشت در روز ۸ مارس (روز جهانی زن) برای حمایت از زنان ایرانی روسری پوشیده و روی تی‌شرت‌اش هم نوشته است : مرگ بر مرد سالاری ! شنیدم كه توسط پلیس دستگیر شده است.


نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:9 توسط محمد رضا رضاییان| |

         كوچولو، بزرگترين سايت عاشقانه و تفريحي ايران
نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 11:0 توسط محمد رضا رضاییان| |

             شرف‌الدین: «جومونگ» از «مرد دو هزارچهره» موفق‌تر بود

                                                        
            صاویر پشت صحنه سریال افسانه جومونگ

شرف‌الدین: «جومونگ» از «مرد دو هزارچهره» موفق‌تر بود

 مدیرعامل انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس گفت: «افسانه جومونگ» موفق‌تر از سریال‌های ایرانی نوروزی مثل «مرد دوهزار چهره» بود.

«محمدرضا شرف‌الدین» در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس اظهار داشت: به نظرم مجموعه‌های تلویزیونی نوروزی با افت قابل‌ملاحظه‌ای روبه‌رو بودند.

وی ادامه داد: در نوروز امسال، سریال خارجی «افسانه جومونگ» را دنبال می‌کردم که کار خوبی بود. اما مجموعه‌های ایرانی، در حد انتظار نبودند. در مورد «ماه عسل» بعد از چند قسمت، با عصبانیت از ادامه دیدن آن خودداری کردم. سریال «مرد دو هزارچهره» هم چنین بود و من پشت این سریال صداقت ندیدم.

در نوروز امسال، سریال خارجی «افسانه جومونگ» را دنبال می‌کردم که کار خوبی بود. اما مجموعه‌های ایرانی، در حد انتظار نبودند. در مورد «ماه عسل» بعد از چند قسمت، با عصبانیت از ادامه دیدن آن خودداری کردم. سریال «مرد دو هزارچهره» هم چنین بود و من پشت این سریال صداقت ندیدم.

شرف‌الدین در ادامه افزود: اگر سریال «مرد دوهزارچهره» مخاطبان خوبی داشته باشد و جمعیت قابل توجهی این سریال را دیده باشند باید به حال فرهنگ عمومی کشور تأسف خورد و نگران شد از این بابت که آدم‌هایی هستند که این سریال مورد پسندشان است اما اگر کسی «مرد دو هزارچهره» را به دلیل نازل بودن ندیده باشد، باید به حال خود سازمان تلویزیون و این نوع تولیدات سطحی و بی‌مقدار تأسف خورد.

شرف‌الدین گفت: امسال نمایش فیلم‌های خارجی توانست مخاطبان قابل توجهی را به‌خود جلب کند. همچنین ویژه‌برنامه‌های نوروزی توانسته بودند اهمیت آداب و رسوم ایرانی و ملی را نشان بدهند.

هان های جین در نقش سوسانو

             هان های جین     

                                 هان های جین                         

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 10:52 توسط محمد رضا رضاییان| |

     
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 9:48 توسط محمد رضا رضاییان| |


Chupacabra or Goat Sucker!

Mr. X writes, "The attached picture is a photo that was taken of an alleged "CHUPACABRA" or "GOAT SUCKER", famous in Mexico and South America. I don't know if this is real or not. If it isn't its a pretty good fake. It kind of looks like someone could have altered some pictures of a baboon or something. But I checked it out in my photo software and it didn't look that fake. It extremely resembles descriptions and drawings of the the creature from witnesse

                              

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 9:38 توسط محمد رضا رضاییان| |

%Evil!

You're not like your poof of a western cousin. You don't go for the effeminate seductive crap. You are a monster and DAMN proud of it. You are as hideous on the outside as you are on the inside. Where your prettier cousins want to plot and sit in their castle wruiting horrible poetry and mincing around, you are direct. You want blood. You want death. And you want it now.

Some might call you mindless or animalistic. You prefer "Driven" or "single-minded." You may be ugly, but in the end, you're far more powerful than the vampires of Le Fanu, Rice, Stoker, and the other Victorian vamps.

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:59 توسط محمد رضا رضاییان| |

    55.jpg?imgmax=512

تحمل اینکه بچه ها نمی تونن بچگی کنن خیلی عذابم میده

 

اول راهنمایی و عشق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

ابتدایی و عشق به ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:36 توسط محمد رضا رضاییان| |

من "اناری" را، می کنم دانه،به دل می گویم :

خوب بود این 'مردم' ، دانه های دلشان پیدا بود.

                                                      « سهراب سپهري»

             

 اگر تولد دوباره نيابيم ، اگر بار ديگر با معصوميت و شيفتگي كودكي به زندگي ننگريم ، اگر هماني  كه هستيم نباشيم (دانه هاي دلمان پيدا نباشد) ، ديگر معنايي در زندگي نخواهد ماند.                                            

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:33 توسط محمد رضا رضاییان| |

شيرين احمد

             

ترانه ی کنت بقول را از شیرین امروز برای شما ترجمه کردیم . تقریبا تمام آلبوم لازم اعیش رو از شیرین ترجمه کردیم تا اینجا . شیرین سال بعد طبق گفته ی خودش آلبوم جدیدی داره که خودش هم خیلی روش حساسه.

كنت بقول

آلبوم : لازم اعيش
كنت بقول من بعد حبيبى .............الدنيا ازاى تتعاش

مي گفتم بعد از عشقم ، چطوري مي شود در دنيا زندگي كنم
قولت هاعيش طول عمرى علشانه .......واموت لو لحظه ماجاش

گفتم تمام عمرم را به خاطرش زندگي خواهم كرد و مي ميرم اگر لحظه اي نيامد
كنت بشوف فى عنيه الفرحه .......واقول لدموعى بلاش

شادي را در چشمانش مي ديدم  ....... و  به اشك هايم مي گفتم چيزي نيست
وافضل ادارى وادارى علشانه احزانى مايحزنهاش

و هوايش را خواهم داشت و خواهم داشت به خاطر اينكه اندوه هايم ، او را اندوهگين نكند
وادى الايام مرت لحظه وقدرت انسى اللى قدر ينسى

و اين روز ها در يك لحظه گذشت و توانستم  فراموش كنم كسي گه توانست فراموش كند
ماقدرش اعيش العمر علشانه وهو يادوب بيعيش اللحظه

و نمي توانم به خاطرش زندگي كنم و  او ذوب مي شود و تك تك لحظات را زندگي مي كند
انا مابلمش على بالى اللى يحب وضحى بعمرة فداة

من كسي را كه عاشقش شد و عمرش را فداي كرد را ملامت  نمي كنم
بس بلوم على قلب يضحى لقلب ماكنش معاه

فقط دلي را ملامت مي كنم كه خودش را فداي دل كرد كه با او نبود
مااستناس العمر يعدى واقول ماحصلش نصيب

صبر نمي كنم تا عمر بگذرد و بگويم كه قسمت نشد
لازم انسى الجرح كانه ماجاش من اغلى حبيب

بايد زخم را فراموش كنم و انگار نه انگاركه كار عشق نازنينم بوده
وادى الايام مرت لحظه وقدرت انسى اللى قدر ينسى

و اين روز ها در يك لحظه گذشت و توانستم  فراموش كنم كسي گه توانست فراموش كند
ماقدرش اعيش العمر علشانه وهو يادوب بيعيش اللحظه

و نمي توانم به خاطرش زندگي كنم و  او ذوب مي شود و تك تك لحظات را زندگي مي كند
ترجمه ازعلي عقيلي فرد با همكاري وليد ساتكين است . اسفاده از مطالب نشريه با ذكر نام مترجمان عزيز و آدرس وبلاگ بصورت لينك بلامانع است .

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:31 توسط محمد رضا رضاییان| |

"

پیام تبریک باراک اوباما به مناسبت عید نوروز باستانی :

Today I want to extend my very best wishes to all who are celebrating Nowruz around the world.This holiday is both an ancient ritual and a moment of renewal, and I hope that you enjoy this special time of year with friends and family.


ا
مروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر
جهان جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید.


In particular, I would like to speak directly to the people and leaders of the Islamic Republic of Iran. Nowruz is just one part of your great and celebrated culture. Over many centuries your art, your music, literature and innovation have made the world a better and more beautiful place.

من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم. من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم. نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است.

Here in the United States our own communities have been enhanced by the contributions of Iranian Americans. We know that you are a great civilization, and your accomplishments have earned the respect of the United States and the world.


در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار
ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.


For nearly three decades relations between our nations have been strained. But at this holiday we are reminded of the common humanity that binds us together. Indeed, you will be celebrating your New Year in much the same way that we Americans mark our holidays -- by gathering with friends and family, exchanging gifts and stories, and looking to the future with a renewed sense of hope.


برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی
این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد. از بسیاری جهات شما نیز مانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری.


Within these celebrations lies the promise of a new day, the promise of opportunity for our children, security for our families, progress for our communities, and peace between nations. Those are shared hopes, those are common dreams.


در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت
برای خانواده های ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند.


So in this season of new beginnings I would like to speak clearly to Iran's leaders. We have serious differences that have grown over time. My administration is now committed to diplomacy that addresses the full range of issues before us, and to pursuing constructive ties among the United States, Iran and the international community. This process will not be advanced by threats. We seek instead engagement that is honest and grounded in mutual respect.


پس این فصلی برای آغازی نو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم
. ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعۀ جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.


You, too, have a choice. The United States wants the Islamic Republic of Iran to take its rightful place in the community of nations. You have that right -- but it comes with real responsibilities, and that place cannot be reached through terror or arms, but rather through peaceful actions that demonstrate the true greatness of the Iranian people and civilization. And the measure of that greatness is not the capacity to destroy, it is your demonstrated ability to build and create.


شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری
اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعۀ بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید – اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهندۀ بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.


So on the occasion of your New Year, I want you, the people and leaders of Iran, to understand the future that we seek. It's a future with renewed exchanges among our people, and greater opportunities for partnership and commerce. It's a future where the old divisions are overcome, where you and all of your neighbors and the wider world can live in greater security and greater peace.


بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلم شما، مردم و رهبران
ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیع تر می توانیم همه در صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم.


I know that this won't be reached easily. There are those who insist that we be defined by our differences. But let us remember the words that were written by the poet Saadi, so many years ago: "The children of Adam are limbs to each other, having been created of one essence."

من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیلۀ سعدیِِ نگاشته شده به خاطر آوریم: "بنی آدم اعضای یکدیگرند، که در آفرینش ز یک گوهرند."


With the coming of a new season, we're reminded of this precious humanity that we all share. And we can once again call upon this spirit as we seek the promise of a new beginning.

فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:30 توسط محمد رضا رضاییان| |

من؟

·                    ا                                                    

 

وقت رفتن اومده باز ، باز یکی می خواد جدا بشه

                                                            دلشو شکستن آسون باز یکی باید فدا شه

باز خداحافظ عزیزم باز تو و چشمای گریون

                                                          تا ابد باز بی قراری باز تو و یک دل داغون

باز ترانه باز شکایت باز یه قلب پاره پاره

                                                       باز یه عاشق دل شکسته که دیگه هیچی نداره

باز هیاهو باز جدایی باز تو و قلبی شکسته

                                                      بی ستاره شب تاریک باز تو و پاهای خسته

باز تو و یه جاده اینجا که تهش پیدا نمی شه

                                                     باز توو دستای خالی تو و باختن تا همیشه

باز سکوت باز بی قراری بارون اشکای نم نم

                                                    دیگه دل به هیچکی نسپار می شه عاشق کم و کم کم

باز نشون بی نشونی باز سکوت پر فریاد

                                                   دیگه حتی عکس نازشم به خوابت نمی یاد

باز تو و یه یادگاری مونده از یه عشق خالی

                                                  باز تو و اون و ستاره باز یه رویای خیالی

باز تو و قلبی پر احساس که هدر شد پای چشماش

                                                 باز تو تا ابد حسرت زیر لب گفتن ای کاش

باز تو و یک دل تنها باز تو و عاشق شدنها

                                                 باز تو و دلی که شاید نمی خواد بمونه تنها

                                                     

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 10:22 توسط محمد رضا رضاییان| |


قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت