یادداشت های یک خام دست خامه به دست...
دانشگاه شهید باهنر به داشتن رشته ای چون حقوق می بالد.
Most handsome Saudi man.. the grandson of king Faisal اینم یه نوعشه ... !!! متن نامه يک پسر ۹ ساله به دختر همسايه! وكيل مدافع دانشجوي دانشگاه شهيد باهنر كرمان: به ترتیب از راست:سعید اردشیری-رضا میلان-محمد شریف(وکیل)-حسین خدایاری وكيل مدافع حسين خداياري، دانشجوي دانشگاه شهيد باهنر كرمان، دليل عدم صدور راي و تاخير دوساله در رسيدگي به پرونده موكلش را روشن ندانست. وي به ايسنا، گفت كه جلسهي گذشتهي محاكمهي اين دانشجو بهخاطر حضور نيافتن قاضي، تشكيل نشد و قرار است جلسهي بعدي دادگاه 26 آبان ماه برگزار شود. وكيل مدافع اين دانشجو با بيان اين كه بيش از دو سال از اخذ آخرين دفاع موكلش سپري شده است، اظهار داشت: با وجود مصرحات قانوني مبني بر اينكه پس از يك هفته از اخذ آخرين دفاع، دادگاه بايد مبادرت به صدور راي كند، عدم صدور راي و تاخير دو ساله، علت روشني ندارد. وي عنوان كرد كه موارد فوق را در لوايح مكرر به دادگاه رسيدگي كننده به پرونده اعلام كرده است. کرمان خبر-گفتنی است رضا دلایی میلان و سعید اردشیری دیگر دانشجویان دانشگاه کرمان با پرونده ای مشابه در همین شعبه دادگاه در انتظار صدور حکم خود هستند. چندی پیش رییس جدید دانشگاه کرمان اعلام کرده بود تا جایی که قانون اجازه دهد و در توانش باشد برای رفع مشکلات چنین دانشجویانی تلاش خواهد کرد. بدل احمدی نژاد در یک روزنامه ی کویتی به راستی برای شهدا چه کرده ایم؟ برای شادی روح شهدا صلوات فراموش نشود... حرف هایی از ته قلب برای مادر های خوب و مهربون از ديوانه عاشق کسی کمتر نيست از درد دل عشق کسی بيشتر نيست ديوانه گر از درد عشق بسوزد از قطره آبی که به رويش افتد آرامتر نيست بالاتر از ديوار کوتاه عشق رهگذر پايين ديوار نيست


بيش از 2 سال از اخذ آخرين دفاع موكلم سپري شده اما هنوز حكمي صادر نشده است


حالت چطور است؟
من زیاد خوب نیستم
خیلی غصه دارم
آن موقع که شما در میدان ونک مرا صدا کردید و گفتید”سلام”
فکر نمی کردم بدون خدا حافظی بروید
من تا آنروز به شما و خواهر های دیگر بر نخورده بودم
شنیده بودم ولی ندیده بودم…..
حالا تقریبا” مریض شده ام
بعد از دیدن شما هر شب کابوس می بینم
شما چطور؟
شما حتما” زیاد به امثال من برخورده اید!
هر شب کابوس نمی بینید؟
من هر شب می بینم که می دوم
می دوم و فرار می کنم
و کسی از پشت روسری و موهای مرا می گیرد
مرا از پشت می کشد
و به زمین می زند
من صورتش را نمی بینم ؛ولی زورش زنانه نیست
مرا می کشد
روی زمین
روی آسفالت
و لبه جوب!
جوب چیز خوبی نیست
بد دردی دارد
و هر چیزی را که در آن بیفتد با خودش می برد!
آن روز حلقه من در جوب آب افتاد
میدانی ؟ من تازه نامزد کرده ام
البته شما که نمی دانی؛ وگرنه آن حرفهای زشت را به من نمی زدی!
من آرایش کرده بودم و به دیدن نامزدم می رفتم
همانجا در کافی شاپ
منظور بدی نداشتیم
هیچ کس در کافی شاپ منظور بدی ندارد
منظور های بد در خانه هاست
شما خانه ها را هم می گردید؟
خانه به خانه؟
اتاق به اتاق؟
پدرم دیگر نمی گذارد من در اتاقم تنها باشم
به من شک کرده!
باور نمی کند که شما فقط به خاطر چکمه آن بلا را سر من آورده باشید!
حتی باور نمی کند که شما وسط خیابان به چکمه ً پای من تیغ کشیده اید
می گوید :”باید به جای چکمه پای صاب مرده تو تیغ می کشیدند!”
می گوید :”تو حتما” یک غلطی کردی که خواستی فرار کنی وگرنه چکمه که گناه ندارد!
زن بابایم هم …..زن بدی نیست ولی می گوید:” پول چکمه ای که جر دادی از جهیزیت کم می کنم”
می دانی خواهر حتی نامزدم هم می گوید:” با کی بودی که گرفتنت؟”
نامزدم!
که من به خاطرش با هزار خواهش و تمنا؛ التماس کردم و چکمه خریدم
شما که نمی دانی ، یک بار از این چکمه ها پای دختری دید و خیلی به پاهای آن دختر نگاه کرد
خواهر شما نامزد نداری؟
نمی خواهی به نظرش خوش تیپ ترین دختر دنیا باشی؟
وای حالم خیلی بد است
دیدم دوستی برای برادری نامه نوشته بود گفتم من هم چند خطی برای شما بنویسم شاید سبک شوم
لا اقل شما باور می کنید
باور می کنید؟
ادامه مطلب


.........
دو موجود هستی گرامی تر است
یکی میهن و دیگرش مادر است
ستایش کنم زن که او مادر است
که مادر سزاوار زیب و زر است
تو ای مادر من نوای میهن من
کنم خواب در اغوشت ای سرور من
...................
مادر:
کاشکی می شد بهت بگم؛
چقدر صدات و دوست دارم
لالایی هات و دوست دارم؛
بغض صدات و دوست دارم



| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |








