یادداشت های یک خام دست خامه به دست...
دانشگاه شهید باهنر به داشتن رشته ای چون حقوق می بالد.
فيلم وعکس: گلشیفته فراهانی روسری اش را برداشت و در آمریکا ماندگار شد روي عكس ها كليك راست و گزينه ي open in new window رو بزنید
به نظر شما اگه گلشیفته فراهانی روی اون فرش قرمزی که تو آمریکا براش پهن کرده بودند با چادر ظاهر می شد، چطور بود؟ می گم چرا مردم پشت دوربین حرفای قشنگ قشنگ می زنن!
من که موندم عنوانش رو چی بزارم عنوان با خودت «دانشجو» برای من کلمه مقدسی است. با شنیدن این کلمه به یاد پرشورترین و در عین حال پرشعورترین نسل جامعه می افتم. نسلی که پلی است بین دیروز و امروز. هم تجارب دیروز رو به یدک میکشه و هم با شرایط امروز آشناست. اما متاسفانه این ویژگی مختص همه اقشاری که به این نام خونده میشن، نیست. در دانشگاهها اگر بگردید در می یابید که اکثر دانشجویان امروز به روزمرگی زندگی می گذرونند و زیاد یا شاید اصلاً به جامعه ای که در اون زندگی می کنن توجهی ندارند. نظر خیلی از اونها درباره اتفاقات استراتژیکی که در کشور می افته مثل نظر مردم عادی هست. و تنها برتری شون شاید این باشه که احیاناً اگر وقت کنند صدای برخی از دوستان فعالشون رو در دانشگاه بشنوند و بدون داشتن هیچگونه تحلیلی به گونه ای دیگر رای دهند. این گروه، البته جزو اون دسته ای نیستند که باعث میشن تا «دانشجو» برای من کلمه مقدسی قلمداد بشه. دانشجوئی که در ۱۶ آذر پاسداشت میشه باید افکاری متناسب با این روز داشته باشند. حتماً می دونید که در این روز احمد قندچی، آذر شریعت رضوی و مصطفی بزرگ نیا در اعتراض به سفر نیکسون به ایران شهید شدند. و حالا انتخاب چنین روزی بنام دانشجو باید همواره گوشزدکننده این مهم باشه که «دانشجو» در کنار جستن دانش، نباید جامعه اش رو از یاد ببره و باید مهمترین ناقد حکومتها و دولتهای جامعه اش باشه تا اونها نتونن کوچکترین سهل انگاری در اونچه که باید و نباید انجام بدن. و چه زیبا گفت دکتر شریعتی که: «… آنها را در پیش پای نیکسون قربانی کردند! این «سه یار دبستانی» هنوز مدرسه را ترک نگفته اند، این سه تن ماندند تا هر که را می آید بیاموزند، هر که را می رود سفارش کنند. آنها هرگز نمی روند، همیشه خواهند ماند، آنها شهیدند. این «سه قطره خون» بر چهره دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است…» می چکد بر دفترم تا بشوید هرچه دارم در سرم باز باران بی بهانه میزند بر جان خسته تا بشوید گونه ها را از غبار سفله بسته باز باران بی ترانه میزند بر دشت لاله تا بشوید زخم و درد عاشقی را از درون قلب های زخم دیده باز باران بی نشانه می زند بر صاحبان این زمانه تا بشوید رنگ تزویر و ریا را از لباس مردم در خواب مانده حال باران در درون ابر پنهان می شود رنگ و بویش از دیده میگردد نهان می گریزد او از این درد عیان باز باران دور می گردد زمن تا نبیند سیل اشک و آه من اغلب افراد مجرد ميل دارنـد بـدانـنـد كـه چـگونـه و كجا بايدعشق حقيقي را بيابند. در ايـن مـقـاله به 8 نكته كاربرديو بسيار سودمند براي دستيابي به يـك عـشـق حــقيقي اشاره گرديده است: 1- باور داشته باشيد كه شما هم مي تـوانـيد به يك رابطه دراز مدت، رمانتيك و شگفت انگيز دست يابيد اغلب افـراد مـجرد در آرزوي داشـتـن يــك رابطه فوق العاده مي بـاشد. امـا تـعـداد معدودي از آنان محقق شدن چنين رابـطـه اي را بـاور دارنـــد. براي مجردها حتي ملاقات با يك فـــرد جذاب، سـازگار و دلخـواه يـك امـر نـاممـكن قـلـمــداد ميــگردد. اين بسيار حائز اهميت است كه شما به اين امر ايـمان داشـتـه بـاشـيـد كـه: آشــنايي با يك فرد مناسب و تشـكيل يك رابطه دراز مدت و حتي مادام العمر براي شما نيز امكان پذير است. به خاطر داشته باشيد كه باور و ايمان نيمي از پيروزي در هر كاري ميباشد. ۲-فرد مناسب حال خود را تعريف كنيد بهترين شيوه براي انجام اين كار آن است كه بهترين دوستان خود را در نظر گرفته و ويژگيها و صفاتي كه از نظر شما بسيار قابل ستايش ميباشند را در آنها شناسايي كنيد. شريك زندگي آينده شما ميبايد از همان ويژگيها و صفات اخلاقي برخوردار باشد. اگر از نظر شما ويژگيهايي نظير بالندگي معنوي، حس شوخ طبعي، مهرباني و يا تحصيلات عاليه تحسين برانگيز ميباشند، شريك آينده شما نيز بايد از آن خصوصيات برخوردار باشد. و چنانچه شما اعتقادي به وجود چنين فردي نداريد بهتر است به مرحله نخست بازگرديد. 3- بياموزيد چگونه افراد ناشايست و نامناسب حال خود را شناسايي كنيد 4- با افراد نامناسب حال خود رابطه برقرار نكنيد 6- بر ترس خود از آنكه طرد گرديد و يا مجددا تنها بمانيد غلبه كنيد. 7- از وابستگي خودداري كرده و سعي كنيد آزاد زندگي كنيد. 8- ريسك كنيد اما زيركانه و آگاهانه چگونه شاد زندگی کنیم؟ هستند؟ تحقیقات نشان می دهد این حالت ذاتی یا خدادادی نیست بلکه یک مهرت است که این افراد ان را در خود پرورش داده اند . شما هم اگر بخواهید می توانید این مهارت را کسب کنید و زندگی خود را لبریز از شادی و نشاط سازید. اشخاص شاد با زندگی همراهی می کنند.!!! هر کسی تقدیری در زندگی دارد و این به عهده خودش است که با قسمت خود بجنگد یا با آن همکاری کند اما ایا این حرف به این معنی است که با قسما خود بجنگند یا با آن همکاری کند. اما ایا این حرف به این معنی است که فرد باید دراز بکشد و بگذارد زندگی روند خود را طی کند؟ مسلما نه! در عوض می تواند روشی در پیش گیرد که به بهترین وجه ممکن با مسایل مواجه شود و حداکثر تلاش خود را در این زمینه نشان دهد در ان صورت متوجه راه های جدیدی می شود و با کشف آن ها انرژی تازه ای کسب می کند . زندگی می خواهد شخص , تقدیر و سر نوشت خود را بفهمد آیا ترجیح نمی دهید به جای جنگ با زندگی کنار بیایید؟ اشخاص شاد فقط مثبت نمی اندیشند بلکه مثبت عمل می کنند. مثبت اندیشی مسلما جای خودش را دارد. برای شاد بودن باید افکار خود را عوض کنید. اما منتظر از راه رسیدن احساسات نباشید. اشخاص دارای قدرت کنترل مستقیم بر چگونه عمل کردن و چگونه اندیشیدن خود هستند. اگر می خواهید شخص شادتری باشید , شادمانه تر عمل کنید. اگر می خواهید شخص مهربان تر و با عاطفه تر عمل کنید. اگر می خواهید منش دوستاه تری داشته باشید دوستانه تر عمل کنید. احساسات پس از عمل کردن از راه می رسند. اشخاص شاد آن چه را که احتیاج دارند طلب می کنند. همان طور که نعمت ها معمولا از آسمان به زمین نمی افتند, از شکایت کردن نیز چیزی عاید اشخاص نمی شود. اگر به ظرب المثل هر چه بکارید همان را درو می کنید اعتقاد دارید پس به جای شکایت کردن به دنبال خواسته های خود بروید. این اتخاب شماست. می توانید به همین رویه ادامه بدهید, دیگران را متهم کنید و همچنان چیزی عایدتان نشود یا می توانید خیلی راحت آن چه را که خواهید طلب کنید. اشخاص شاد مشتاق تغییر هستند. ثابت ماندن و تغییر نکردن مخالف همه قوانین طبیعت است . اگر تلاش کنید که ثابت اتفاق بیفتید, در این صورت همیشه ناراحت خواهید بود اگر اجازه بدهید ترس از تغییر کردن شما را متوقف سازد , با محروم شدن از خواسته های خود موافق هستید شما می توانید بر این باور باشید که تغییر باعث آزار اشخاص می شود و در مقابل آن مقاومت به خرج دهید. یا در عوض می توانید تغییرات را با آغوش باز پذیرا باشید و معتقد باشید که وجود آن ها به شما کمک خواهد کرد. همه این ها بستگی به این موضوع دارد که تصمیم بگیرید کدام عقیده را باور کنید. اشخاص شاد به خود اجازه شکست خوردن نمی دهند. شکست به این معنی نست که هیچ گاه به هدف خود نرسید و یا دلیلی بر دست کشیدن از هدف نیست به هدف دست نیافتن تنها یک معنی دارد: شما به تمرین و تجربه بیشتری احتیاج دارید و مشتاق اشتباه کردن باشید و تسلیم نشوید. اجازه ندهید یک شکست شما را به گونه ای تحت تاثیر قرار بدهد که همه تلاش های خود را از بین ببرید و درست مثل یک دونه لذت به خط پایان رسیدن را حس کنید. اشخاص شاد در زمان حال زندگی می کند. اگر نسبت به لحظه حال آگاه هستید و در کنار آن منتظر آینده نیز هستید قادر خواهید بود تا از فرصت ها سود ببرید. اگر با خودخوری غم گذشته را می خورید چشمانتان به روی امکانات و فرصت های حال بسته خواهد بود در عین حال نافع اینده را نیز از دست خواهید داد . زندگی شاد محصول زندگی کردن در لحظه حال است که اگر از آن خوب استفاده بشود تکیه گاه و ضریب اطمینانی برای داشتن آینده ای خوب و فوق العاده است. اشخاص فقط با آن چه که امروز انجام می دهند می توانند آینده خود را تحت تاثیر قرار دهند. اشخاص شاد برای اینده برنامه ریزی می کنند. انسان های شاد می دانند باید تسلط داشتن بر زندگی را تمرین کنند و بر زندگی خود کنترل داشته باشند تا در برابر احساساتی مانند قربانی بودن یا بی دفاع بودن مقاوم باشند. برنامه ریزی در جهت درست انجام دادن کارها امری ضروری است نه این که وقت خود را بر هر چیزی که توجه فرد را به خود جلب می کند, صرف کند. برای آن چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید و تصمیم بگیرید تا وقت پول انرژ و منابع محدود خود را برای آن صرف کنید تاثیر مهربانی بر سلامتی مهربانی حسی توام با توانگری و رضایت به زندگی ما می بخـشد، و امتیاز دیگر آن ارتـقـای سـلامتی و طول عـمر مـاست. "نوعدوستی مثل دارویی جادویی عمل می کند؛هـم تـاثیراتی مثبـت بـر فـردی کـه کـمک را انجام می دهد فواید مهربانی کردن به دیگران: افرادیکه از تاثیرات مثبت مهربانی آگاهند، از آن بعنوان وسیله ای برای حفظ و کنترل سلامتی خود استفاده می کنند. اما کمک کردن به دیگران چطور می تواند چنین تاثیرات مثبتی داشته باشد؟ یکی از دلایل آن می تواند این باشد که کمک کردن به دیگران تا قسمتی ذهن ما را از مشکلاتمان فارغ می کند (استرس را کاهش می دهد) و باعث می شود به افراد دیگر هم فکر کنیم. برای سود بردن از تاثیرات مثبت مهربانی بر سلامتی، لازم نیست حتماً کارهای بزرگ انجام دهیم. درواقع، ثابت شده است که کارهای خیلی کوچک، ساده و معمولی نیز می تواند سلامت جسمی شما را ارتقاء بخشد. وقتی انتخاب می کنید که فرد مهربانتری باشید، نه تنها سلامت خودتان را ارتقاء میدهید، بلکه سلامت افرادیکه با آنها ارتباط برقرار می کنید را نیز تقویت می کنید. این مهربانی حتی می تواند بر افرادیکه شاهد آن هستند نیز تاثیر گذاشته و در آنها نیز احساسی خوب ایجاد کند. وقتی انتخاب می کنید که فرد مهربانتری باشید، تغییرات مثبتی در اجتماع و دنیای اطراف خود ایجاد خواهید کرد. البته باید مراقب باشید که به خاطر عمل نیکتان انتظار پاداش نداشته باشید، در اینصورت فوایدی که این عمل خیر بر شما خواهد داشت از بین میرود. اگر برای کارتان انتظار چیزی نداشته باشید، دیگر دچار ناامیدی نخواهید شد. مهربانی خصیصه ای است که نه تنها بر خودم بلکه بر اجتماع اطرافم هم تاثیری مثبت خواهد داشت. آلن لوک می گوید، "علم جدید که تاثیرات مثبت کمک به دیگران را بر سلامتی به اثبات می رساند، این قدرت را دارد که نه تنها بر سلامتی خود افراد، بلکه بر سلامتی کل جامعه تاثیرگذار باشد." ليلا شعباني چوبه - رشت ازدواج از جهت مدت بر دو نوع است : 1 – ازدواج دايم 2- ازدواج موقت . در زبان محاوره اي به ازدواج موقت « صيغه» هم مي گويند . اگر هنگام عقد ازدواج مدتي براي آن معين نكنند ، ازدواج دايم است و به عبارت ديگر لزومي ندارد كه هنگام عقد تصريح شود كه ازدواج براي هميشه و دايم است بلكه همان قدر كه قيد نشود كه ازدواج براي مدت محدودي مثلاً يك سال است، كافي مي باشد ، ماده 1075 قانون مدني در تعريف نكاح موقت مي گويد : « نكاح وقتي منقطع است كه براي مدت معين واقع شده باشد» نكاح منقطع مي تواند براي مدت بسيار كوتاه مثلاًچند ساعت يا مدت بسيار زياد از قبيل چندين سال تعيين شود. در ازدواج موقت بايد حتماً مهريه و مدت ازدواج مشخص باشد. حال انكه در ازدواج دايم احتياجي نيست كه موقع عقد حتماً مهريه را تعيين كنند . علت حساسيت قانون مدني بر تعيين دقيق و مشخص ، مدت نكاح و ميزان مهريه آن است كه ازدواج موقت برخلاف ازدواج دايم براي تشكيل كانون خانوادگي نبوده بلكه امري موقتي است و چون در قبال تمتع جنسي از زن مهريه اي به او تعلق مي گيرد بنابراين طرفين بايد وضعيت حقوقي خود را كاملاً بشناسند و زن در حقيقت بداند در قبال مدتي كه در اختيار شوهر است چه مهريه اي به او ميد هند . در نكاح موقت اگر مرد تا پايان مدت با زن نزديكي نكند بايد مهريه او را بدهد زيرا حقي در اختيار او بود كه شخصاً مايل به استفاده از آن نبوده است در نكاح موقت غير از مهريه به زن حقوق مالي ديگري از جمله نفقه تعلق نمي گيرد مگر اينكه طبق ماده 1113 در موقع عقد شرط شود .همچنين در ازدواج موقت برخلاف ازدواج دايم، زوجين از يكديگر ارث نمي برند . بعد از انقضائ مدتي كه تعيين شده ، نكاح موقت خود به خود از بين مي رود و احتياج به تشريفات قانوني ندارد . برخي نكاح منقطع را از جمله قوانين درخشان اسلام محسوب مي كنند و معتقدند كه اين نهاد مقدس در طول تاريخ اجتماع اسلامي مورد سوء استفاده بعضي مرفهين و ثروتمندان خوشگذران قرار گرفته است، اما بايد توجه اين افراد را به واقعيت هاي موجود در جامعه جلب كرد و از انان سوال كرد كه آيا صيغه در بين مرفهين و ثروتمندان رواج بيشتري دارد يا نه دقيقاً بين افرادي كه جزو طبقه متوسط رو به پايين جامعه قرار دارند، خانواده هايي كه مردان حتي از تامين معاش براي همسر قانوني خود بي بهره هستند اما به دليل مجاز بودن اين قانون و نابساماني هايي دروني خودشان دست به اينكار مي زنند. نگاهي به تيتر روزنامه ها اين نكته رابه ما گوشزد مي كند كه آمار بسياري از اين نوع ازدواج ها به خشونت وتبعيض عليه زنان منجر مي شود . اگر صيغه از قوانين درخشان اسلام است پس چرا بعد از 1400 سال از پيدايش اسلام هنوز به زن صيغه اي به ديد تحقير نگاه مي شود. متاسفانه در مجلس هفتم گهگاه زمزمه هايي از زنان نماينده در دفاع از اين قانون و حتي ترويج آن شنيده مي شود ، آيا آنان خود رضايت مي د هند كه زناني را به صيغه شوهرانشان دراورند . مگر از نصايح اخلاقي اسلام اين نيست كه « هر چه را بري خود مي پسندي براي ديگران بپسند هرچه را براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند» پس مشخص مي شود كه اين عده از زنان مشكل را با خود حل كرده و صيغه را حتي براي شوهران خود تجويز كرده اند . صيغه صرفاً يك امتياز براي مردان محسوب مي شود كه از تعهدات مادي و غير مادي نسبت به زنان شانه خالي كنند و هيچگونه امتيازي براي زنان ندارد جزء آنكه مورد بهره برداري جنسي از سوي مردان قرار گيرند .هر زمان هم مردان از اين كالاي جنس نهايت استفاده را بردند با بذل مدت نيز از زير بار هر مسئوليت و تعهد اخلاقي خلاص مي شوند! .به عبارتي در نكاح موقت مرد مي تواند مدت باقي مانده را به زن بذل كند. بعد از انقضاء مدت يا بذل آن در ازدواج موقت ، زن حق ندارد خود با مرد ديگري ازدواج كند و بايد مدتي صبر كند اما مرد خود مي تواند همسر ديگري اختيار كند .. ليلا شعباني چوبه - رشت ازدواج از جهت مدت بر دو نوع است : 1 – ازدواج دايم 2- ازدواج موقت . در زبان محاوره اي به ازدواج موقت « صيغه» هم مي گويند . اگر هنگام عقد ازدواج مدتي براي آن معين نكنند ، ازدواج دايم است و به عبارت ديگر لزومي ندارد كه هنگام عقد تصريح شود كه ازدواج براي هميشه و دايم است بلكه همان قدر كه قيد نشود كه ازدواج براي مدت محدودي مثلاً يك سال است، كافي مي باشد ، ماده 1075 قانون مدني در تعريف نكاح موقت مي گويد : « نكاح وقتي منقطع است كه براي مدت معين واقع شده باشد» نكاح منقطع مي تواند براي مدت بسيار كوتاه مثلاًچند ساعت يا مدت بسيار زياد از قبيل چندين سال تعيين شود. در ازدواج موقت بايد حتماً مهريه و مدت ازدواج مشخص باشد. حال انكه در ازدواج دايم احتياجي نيست كه موقع عقد حتماً مهريه را تعيين كنند . علت حساسيت قانون مدني بر تعيين دقيق و مشخص ، مدت نكاح و ميزان مهريه آن است كه ازدواج موقت برخلاف ازدواج دايم براي تشكيل كانون خانوادگي نبوده بلكه امري موقتي است و چون در قبال تمتع جنسي از زن مهريه اي به او تعلق مي گيرد بنابراين طرفين بايد وضعيت حقوقي خود را كاملاً بشناسند و زن در حقيقت بداند در قبال مدتي كه در اختيار شوهر است چه مهريه اي به او ميد هند . در نكاح موقت اگر مرد تا پايان مدت با زن نزديكي نكند بايد مهريه او را بدهد زيرا حقي در اختيار او بود كه شخصاً مايل به استفاده از آن نبوده است در نكاح موقت غير از مهريه به زن حقوق مالي ديگري از جمله نفقه تعلق نمي گيرد مگر اينكه طبق ماده 1113 در موقع عقد شرط شود .همچنين در ازدواج موقت برخلاف ازدواج دايم، زوجين از يكديگر ارث نمي برند . بعد از انقضائ مدتي كه تعيين شده ، نكاح موقت خود به خود از بين مي رود و احتياج به تشريفات قانوني ندارد . برخي نكاح منقطع را از جمله قوانين درخشان اسلام محسوب مي كنند و معتقدند كه اين نهاد مقدس در طول تاريخ اجتماع اسلامي مورد سوء استفاده بعضي مرفهين و ثروتمندان خوشگذران قرار گرفته است، اما بايد توجه اين افراد را به واقعيت هاي موجود در جامعه جلب كرد و از انان سوال كرد كه آيا صيغه در بين مرفهين و ثروتمندان رواج بيشتري دارد يا نه دقيقاً بين افرادي كه جزو طبقه متوسط رو به پايين جامعه قرار دارند، خانواده هايي كه مردان حتي از تامين معاش براي همسر قانوني خود بي بهره هستند اما به دليل مجاز بودن اين قانون و نابساماني هايي دروني خودشان دست به اينكار مي زنند. نگاهي به تيتر روزنامه ها اين نكته رابه ما گوشزد مي كند كه آمار بسياري از اين نوع ازدواج ها به خشونت وتبعيض عليه زنان منجر مي شود . اگر صيغه از قوانين درخشان اسلام است پس چرا بعد از 1400 سال از پيدايش اسلام هنوز به زن صيغه اي به ديد تحقير نگاه مي شود. متاسفانه در مجلس هفتم گهگاه زمزمه هايي از زنان نماينده در دفاع از اين قانون و حتي ترويج آن شنيده مي شود ، آيا آنان خود رضايت مي د هند كه زناني را به صيغه شوهرانشان دراورند . مگر از نصايح اخلاقي اسلام اين نيست كه « هر چه را بري خود مي پسندي براي ديگران بپسند هرچه را براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند» پس مشخص مي شود كه اين عده از زنان مشكل را با خود حل كرده و صيغه را حتي براي شوهران خود تجويز كرده اند . صيغه صرفاً يك امتياز براي مردان محسوب مي شود كه از تعهدات مادي و غير مادي نسبت به زنان شانه خالي كنند و هيچگونه امتيازي براي زنان ندارد جزء آنكه مورد بهره برداري جنسي از سوي مردان قرار گيرند .هر زمان هم مردان از اين كالاي جنس نهايت استفاده را بردند با بذل مدت نيز از زير بار هر مسئوليت و تعهد اخلاقي خلاص مي شوند! .به عبارتي در نكاح موقت مرد مي تواند مدت باقي مانده را به زن بذل كند. بعد از انقضاء مدت يا بذل آن در ازدواج موقت ، زن حق ندارد خود با مرد ديگري ازدواج كند و بايد مدتي صبر كند اما مرد خود مي تواند همسر ديگري اختيار كند .. دو شنبه 18 مهر 1384 در مراسم افتتاحيه بازيهاي بانوان كشورهاي اسلامي، «سارا كورشي»، تنها عضو آمريكايي اين مسابقات، به همراه مربياش در حال فيلمبرداري از رژه تيم آمريكا از سوي تماشاگران به شدت تشويق شد. به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، «سارا كورشي»، تنها ورزشكار آمريكايي شركتكننده در چهارمين دور مسابقات ورزشي بانوان مسلمان بود. به گزارش «كريستين ساينس مانيتور»، اين دونده نيمهاستقامت آمريكايي، نميدانست حال كه به عنوان نخستين ورزشكار زن آمريكايي ـ از زمان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 ـ در رقابتهاي ورزشي ايران شركت ميكند، چه چيزي انتظار او را خواهد كشيد. او حتي با خود پرچم راهراه و ستارهدار آمريكا را آورده بود و مطمئن نبود كه آيا ايرانيان اجازه استفاده از اين پرچم را در مراسم افتتاحيه به او خواهند داد، يا خير اما به عنوان تنها شركتكننده آمريكايي در اين دور از مسابقات، هيچ جاي نگراني براي وي وجود نداشت. سارا گفت كه مسئولان ايراني از قبل، يك پرچم بزرگ آمريكا را تدارك ديده بودند! سارا با اشاره به 25 سال اختلاف بين ايران و آمريكا ميگويد: خيلي شگفتانگيز است كه ميتوانيم مردم يك كشور را همانگونه كه هستند بشناسيم، بدون توجه به آنچه دولتهايشان ميگويند. او ميگويد: يكي از اهداف من از آمدن به ايران، پر كردن برخي فاصلههاست و به اين وسيله ميخواهم به ايرانيها نشان دهم كه مردم آمريكا به آنان و فرهنگشان علاقهمند هستند. رقابت براي به دست آوردن مدال، جايگاه دوم را در ذهن سارا اشغال كرده بود، چراكه او ميخواست تجربه ديدار از ايران و شركت در مسابقهاي را كه 1700 زن جوان از چهل كشور جهان ـ از رشته هندبال گرفته تا پرش ارتفاع ـ در آن شركت داشتهاند، به دست آورد. كورشي، پيشگام دوي 1500 متر بود كه بر اثر كسالت و بيماري مجبور به كنارهگيري شد، اما او نقطه توجه و علاقه رسانههاي ايراني قرار گرفته است، به ويژه روزنامهنگاراني كه خواهان آگاهي از ديدگاههاي او درباره روابط پرتنش ايران با آمريكا هستند. او ميگويد: من از اينكه يك مسلمان ورزشكار آمريكايي هستم، افتخار ميكنم؛ من ايران را دوست دارم، آمريكا را هم دوست دارم. كورشي دو ماه پيش اين شانس را به دست آورد كه فراخوان مسابقات ورزشي بانوان مسلمان را در آمريكا دريافت كند. او ميگويد: در آمريكا هيچكس نامي از اين مسابقات نشنيده بود. به نوشته «كريستين ساينس مانيتور» كورشي را ميتوان «سفير حسن نيت» دانست. مسلماني كه والدين او پاكستاني هستند و هماكنون دانشجوي سال آخر رشته پزشكي دانشگاه «روجستر» است. سال گذشته، او مدرك كارشناسي ارشد خود را در رشته بهداشت عمومي از دانشگاه هاروارد گرفت. وي پس از مراسم اختتاميه بازيهاي تهران، به مدت يك هفته به آمريكا بازگشت و سپس تصميم داشته كه براي دومين بار جهت گذراندن واحدهاي يك ساله زبان عربي و قرآني به قاهره برود. او از قوي شدن زنان از طريق ورزش سخن ميگويد و اميدوار است كه روزي در آينده، كار خود را در زمينه بهداشت عمومي در خاورميانه آغاز كند. به اين ترتيب، برداشتهاي مثبت كورشي از ايران براي نخستين بار، در كلاس مطالعات زنان شكل گرفت و بعد هم استاد ايراني او در اين بين تأثيرگذار بود. وقتي كورشي در رقابتهاي ورزشي كالج آمريكايي خود شركت ميكرد، از شلوار استفاده مينمود تا پاهايش پوشيده باشد. دانشگاه نيز به وي اجازه روزهداري در ماه رمضان را داده بود. كورشي در تهران هم براي خريد مانتو به تجريش رفته بود. اين ورزشكار مسلمان ميگويد: ميخواهم درباره اين سفر خود چند مقاله بنويسم. او اميدوار است كه تجربهاش باعث شود كه روزي آمريكا و ايران به يكديگر نزديك شوند. «كريستين ساينس مانيتور» در ادامه آورده است كه ايرانيها عميقا علاقه زيادي به حضور او در ايران و دريافتها و احساسات او از كشورشان دارند. كورشي نيز در پاسخ ميگويد كه مردم و دوستان آمريكايي او نيز بسيار علاقهمند خواهند بود، از زبان كسي كه از كشوري ملاقات كرده كه بوش آن را بخشي از «محور شرارت» ميخواند، چيزهايي بشنوند. سارا ميگويد: من فكر ميكنم مردم آمريكا نسبت به شنيدن اين سخنان بسيار مشتاق باشند، زيرا وقتي آمريكاييان ميشنوند كه شما ميخواهيد به ايران برويد، گوشهايشان تيز ميشود.

عالیه صبور, دختر ایرانی- آمریکایی در سن 19 سالگی موفق به کسب کرسی استادی دانشگاه شد و بدین ترتیب نام خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرد . این عنوان از 300 سال پیش تاکنون در اختیار کولین مک لورین، شاگرد فیزیکدان مشهور ایزاک(اسحاق) نیوتن بوده است.

بیانیه مطبوعاتی کتاب رکوردهای گینس حاکی است عالیه صبور، جوانترین استاد تمام وقت دانشگاه است که تاریخ تاکنون به خود دیده است. گفتنی است شگفتی های این نابغه جوان تنها به رکورد جوانترین استاد دانشگاه ختم نمی شود.

شاید عالیه صبور و گستره نبوغ او را باید مصداق عینی این گفته یوهان ولفگانگ گوته، شاعر و اندیشمند آلمانی دانست: دانایی به تنهایی کافی نیست. باید دانش را به کار بست. عالیه صبور در مصاحبه ای گفت: دانایی، توانایی است بویژه هنگامی که دانسته های خود را با دیگران شریک می شوی… و همین چند کلمه پرمغز کافی بود تا بیش از پیش تحسین عمومی را برانگیزد.

عالیه صبور در سن 10 سالگی وارد دانشگاه شد و در سن 14 سالگی لیسانس خود را با درجه ممتاز در رشته ریاضیات کاربردی از دانشگاه ایالتی استونی بروک(در نیویورک) اخذ کرد. با این وصف او نخستین زن در تاریخ ایالات متحده است که چنین افتخاراتی را کسب کرده است. صبور، تحصیلات خود را در مقاطع کارشناسی ارشد و PHD در دانشگاه درکسل در رشته مهندسی متالورژی و مواد به پایان رساند… هنوز سه روز به نوزدهمین سالگرد تولد عالیه صبور باقی مانده بود(ماه فوریه گذشته) که کرسی استادی دانشگاه کونکوک کره جنوبی را به دست آورد.

ادامه مطلب









در پی حضور بدون حجاب گلشیفته فراهانی مقابل دوربین های تلویزیونی در آمریکا ، این بازیگر سینمای ایران اعلام کرد که قصد اقامت در ایالات متحده را دارد.
به گزارش ايران ديپلماسي ، وی در آیین اكران فيلم «مجموعه دروغها» در نيويورك به خبرنگار «نيويورك ديلي نيوز» گفت: دیگر نمی خواهم فرصت ها را از دست بدهم، من هر چند عاشق ایرانم ولی می خواهم اینجا بمانم.
فراهانی در فیلم «مجموعه دروغ ها» با بازیگر مشهور هالیوود «لئوناردو ديكاپري» همبازی است.
این فیلم در استرالیا،آمريكا، كانادا، كرهجنوبي،ونزوئلا، روسيه، مصر و لهستان، اسپانيا، فرانسه، سوئد، بلژيك، آلمان، يونان و اتريش بر روی پرده خواهد رفت.
فیلم مصاحبه گلشیفته فراهانی با خبرنگاران آمریکایی که در آن بدون روسری و با پیراهن رکابی حضور دارد ، در فضای اینترنت نیز منتشر شده و جزو پربیننده های برخی سایت های ویدیوئی قرار گرفته است .
وی در ایران گفته بود اگر در فیلم هایی که در خارج بازی می کند لازم باشد روسری اش را بردارد، از از کلاه گیس استفاده خواهد کرد تا حجابش آسیب نبیند.
در پی انتشار این فیلم ، برخی رسانه های داخلی خواستار ممنوع التصویر شدن وی در داخل شده اند.
با این حال برخی منابع خبری و هنری از احتمال برگشتن فراهانی به ایران خبر می دهند و می گویند که وی در خارج از کشور کشف حجاب کرده ، نه در ایران و این وضعیت مشابه وضعیت شیرین عبادی است که آزادانه در ایران اقامت دارد و کسی متعرض بی حجابی او در خارج نیست.
" همیشه پای یک زن در میان است" آخرین فیلم اکران شده از وی در سینماهای ایران است که فروش بسیار بالایی هم داشته است. فیلم"سنتوری" نیز که وی در آن ایفای نقش کرده بود ، سال گذشته توقیف شد. 

فرمانده ناجا: حسنی قبل از برنامه رادان قرار بود اخراج شود
![]()




اين نبايد كار دشواري براي شما باشد. فردي كه صفات و ويژگيهاي دلخواه و ارزشمند شما را بروز نميدهد به عنوان يك شريك تازه نامناسب ميباشد. همچنين فردي كه تنها در حضور شما رفتارهاي خوشايند و خوب از خود به نمايش ميگذارد و نه شخص ديگري، باز براي شما نامناسب ميباشد. علاوه بر آن افرادي كه در پيشبرد رابطه شتابزده عمل ميكنند نيز شايسته برقراري رابطه نيستند. اينگونه افراد معمولا سبب دلشكستگي شما ميگردند.
چنانچه با فردي كه فاقد خصوصيات دلخواه شما ميباشد وارد رابطه گرديد، تنها ناكامي و اندوه را متوجه خود ساخته ايد. زيرا چندي از رابطه شما نخواهد گذشت كه شروع به تغيير وي مطابق همان ويژگيهاي دلخواه خود خواهيد كرد. اما شريك شما بطور طبيعي در مقابل اين تغيير از خود مقاومت نشان خواهد داد. عدم توانايي وي در برقراري ارتباط و يا گوش دادن به صحبتهاي شما و يا برآورده سازي نيازهايتان موجب ميگردد كه آنها را به اشتباه نشانه عدم علاقمندي به خودتان تلقي كنيد. اما تنها واقعيت آن است كه شما فردي را برگزيده ايد كه متناسب و برازنده تان نيست.
5- خود را در محيطهايي قرار دهيد كه فرد مورد نظر شما در آنجا به فعاليت ميپردازد
به فرض اگر در آرزوي برقراري رابطه با يك ورزشكار ميباشيد، قطعا وي را در سينما نميتوانيد بيابيد و يا چنانچه در جستجوي يك موسيقي دان هستيد بايد وي را در محافل موسيقي بيابيد. بنابراين براي يافتن عشق دلخواه خود ميبايد از خانه خارج گرديد.
تمام روابط در مقطعي از زمان پايان خواهند يافت. برخي با جداييها، برخي با طلاق و برخي نيز با مرگ. هيچ ضمانتي در زندگي وجود ندارد و عشق نيز از اين مسئله مستثنا نميباشد. هر زمان كه شما عاشق فردي ميگرديد ناخواسته خود را در معرض طرد شدگي و ناكامي قرار ميدهيد. آخرين باري كه در عشق شكست خورده ايد را بخاطر مي آوريد؟ همانگونه كه مشاهده ميكنيد شما دست نخورده باقي مانده و جان سالم بدر برده ايد. پس آنقدر ها هم طرد شدن وحشتناك نيست.
به زندگي عادي خود مشغول باشيد و تنها اندكي در پي مجذوب ساختن فرد دلخواه خود. افراد مجردي كه تمام توجه و انرژي خود را معطوف مجذوب ساختن شريك زندگي دلخواه خود ميگردانند، خود را از داشتن يك شريك مناسب و خوب محروم ميسازند ( با بي اعتنايي به موردهاي مناسب بالقوه). و همچنين افراد مجردي كه از نداشتن يك رابطه و شريك خوب پيوسته محزون و دلسرد ميباشند، در عوض آنكه وقت خود را هدر خيالپردازيهاي آرزوهاي خود كنند، بهتر است ابتكار عمل را بدست گرفته و براي خودشان زندگي و موقعيتهاي شگفت انگيزي خلق كنند.
از منزل خارج گرديد، با افراد جديد ملاقات كرده و باب صحبت را بگشاييد و قرار ملاقات بگذاريد. شانس و اقبال خود را با اين اعمال افزايش دهيد. ممكن است طرد شويد اما مطمئن باشيد ارزش آن را خواهد داشت. يافتن يك عشق حقيقي امري دشوار و زمانبر است هيچگاه تا زمان دستيابي به آرزوهايتان از پاي ننشينيد.

«ابراهام لینکلن» گفته است اغلب مردم تقریباً به همان اندازه ای شاد هستند که انتظارش را دارند. در واقع آنچه که در زندگی برای ما رخ می دهد آنقدر ها تعیین کننده شادی ما نیست، بلکه بیشتر نوع واکنش ما نسبت به آن رخدادهاست که نقش تعیین کننده دارد.
فردی که تازه کارش را از دست داده است ممکن است این پیشامد را به فال نیک بگیرد. پیشامدی که می تواند منجر به بروز موقعیتی تازه برای یک تجربه شغلی جدید، کشف قابلیتهای تازه و محک زدن استقلال او در محیط کار گردد. در شرایط مشابه ممکن است تصمیم بگیرد که خود را از یک ساختمان بیست طبقه پایین بیندازد و مشکل را تمام کند. بنابراین در برابر یک موقعیت یکسان یکی ممکن است به وجد بیاید و دیگری اقدام به خودکشی کند. یکی بدبختی و فلاکت را می بیند و دیگری موقعیتها و فرصتهای تازه را.
شاید در اینجا مساله را کمی بیش از اندازه ساده فرض کرده باشیم اما به هر حال این واقعیت به قوت خود باقیست که ما خود تصمیم می گیریم که در زندگی چگونه تحت تاثیرقرار بگیریم. حتی اغلب کسانی که کنترل روانی خود را از دست می دهند باز هم تصمیم به این امر می گیرند در واقع این افراد به خود می گویند: مثل اینکه زندگی کمی بیش از اندازه برای من دشوار شده است شاید بهتر باشد برای مدتی کنترل ذهنم را از دست بدهم.
اما شاد بودن همیشه آسان نیست. شاد بودن می تواند یکی از بزرگترین مبارزات ما در صحنه زندگی باشد و گاه می تواند تمام پافشاری ها، انضباط فردی و تصمیماتی را که برای خود فراهم آورده ایم مخدوش کند. معنای بلوغ، قبول مسئولیت شادی خویش و تمرکز بر داشته ها بجای نداشته ها ست. از آن جایی که انسان افکار و اندیشه های خود را بر می گزیند الزاماً تعیین کننده میزان شادی های خویش است. برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم اما ما غالباً بر عکس عمل می کنیم. اغلب تعریف ها و تمجیدها را ناشنیده می گیریم اما حرفهای ناخوشایند را مدتها در ذهن نگه کی داریم.
اگر اجازه بدهید که یک تجربه یا یک حرف رکیک ذهن شما را به خود مشغول کند خود شما از عواقب آن رنج خواهید برد. یادتان باشد که شما زیر سلطه ذهن خود هستید
اغلب مردم تعریف ها و تمجیدها را ظرف چند دقیقه فراموش می کنند اما یک اهانت را سالها بخاطر می سپارند. آنها مانند آشغال جمع کن هایی هستند که هنوز توهینی را که بیست سال پیش به آنها شده است با خود حمل می کنند.
مثلاً مریم می گوید: من هنوز یادم هست که در سال ۱۳۴۰ او چطور به من گفت که چاق و احمق هستم. احتمالاً مریم حتی تعریف و تمجیداتی را که دیروز از او شده است بخاطر نمی آورد اما هنوز سطل زباله ۳۰ سال پیش را به این طرف و آن طرف می کشد.
یادم می آید بیست و پنج ساله بودم که یک روز صبح از خواب بیدار شدم و به خود گفتم: تا امروز به اندازه کافی گرفته و غمگین بوده ای، اگر تصمیم داری که روزی در زندگی آدم واقعاً شادی بشوی چرا از همین حالا شروع نمی کنی؟ تصمیم گرفتم که آن روز بسیار شادتر از گذشته باشم و این تصمیم واقعاً کارساز شد. بعدها از آدمهای شاد دیگر پرسیدم: شما چطور به این شادیها رسیدید؟ در تمام موارد جوابهای آنها دقیقاً بازتاب تجربه خود من بود. می گفتند:
ما به اندازه کافی بیچارگی و درد و رنج و تنهایی کشیده بودیم و تصمیم گرفتیم که این وضعیت را تغییر بدهیم.
● خلاصه کلام :
گاه شاد بودن می تواند کاری بس دشوار باشد. لازمه شاد زیستن، جستجوی زیباییها و خوبیهاست. یکی زیبایی منظره را می بیند، دیگری کثیفی پنجره را. این شما هستید که انتخاب می کنید چه چیز را ببینید و به چه جیز بیندیشید. کازانتزا کیس گفته است:
« قلم و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید و بعد، وارد آن شوید.»
خواهد داشت، و هم بر فردی که کمک را دریافت می کند.
حتی می تواند واکنش های سالمی نیز در فردی که دور ایستاده و این کمک را نظاره می کند، ایجاد کند." 
نخستين ورزشكار زن آمريكايي ـ از زمان پيروزي انقلاب اسلامي، با خود پرچم راهراه و ستارهدار آمريكا را آورده بود و مطمئن نبود كه آيا ايرانيان اجازه استفاده از اين پرچم را به او خواهند داد، يا خير...وقتي كورشي در رقابتهاي ورزشي كالج آمريكايي خود شركت ميكرد، از شلوار استفاده مينمود تا پاهايش پوشيده باشد. كورشي در تهران هم براي خريد مانتو به تجريش رفته بود.
قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت
















