تبليغاتX
یادداشت های یک خام دست خامه به دست...


یادداشت های یک خام دست خامه به دست...

دانشگاه شهید باهنر به داشتن رشته ای چون حقوق می بالد.

 

                               یا قمر بنی هاشم

 

              

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 12:34 توسط محمد رضا | |

نخبه جوان ادبي کشور در گفتگو با برنا
حس نياز به علوم انساني در کشور درک نشده است

برنده مدال طلاي نوزدهمين المپياد ادبيات کشوري علت بي توجهي به رشته هاي علوم انساني را حس بي نيازي افراد نسبت به اين رشته دانست.

"مرتضي مصلح" برنده مدال طلاي نوزدهمين المپياد ادبيات کشوري از استان فارس، در گفتگو با خبرنگار سرويس فرهنگي برنا در خصوص آشنايي و حضور در المپياد ادبي کشور، اظهار داشت: بر خلاف رضايت اطرافيان، سال دوم دبيرستان رشته انساني را انتخاب کردم چرا که به عقيده من اين رشته تاثير بسيار زيادي در انديشه و فکر انسان دارد.

 

کتب درسي اين رشته خيلي پيش پا افتاده بود

نخبه جوان کشور افزود: پس از اينکه وارد رشته ادبيات شدم، احساس کردم کتب درسي اين رشته خيلي پيش پا افتاده بوده و به همين دليل دامنه مطالعات ادبي خود را گسترش داده و رفته رفته در اين حوزه پيشرفت کردم تا در نهايت با المپيادهاي ادبي آشنا شدم.
 
وي خاطر نشان کرد: مرحله اول المپياد ادبي در اسفند ماه سال 1384 برگزار شد و من در اين مرحله موفق به کسب رتبه عالي شدم، همچنين در دومين مرحله برگزاري المپياد ادبي کشور که در ارديبهشت ماه 85 برگزار شد نيز نمره لازم را کسب کردم.
 
"مرتضي مصلح" يادآور شد: استان فارس در همين سال اقدام به برگزاري دوره هاي آموزشي نمود که متاسفانه بعد از آن بنا به عللي، ديگر اين کلاس ها داير نشد.
 
نخبه ادبي کشور تصريح کرد: پس از موفقيت در مرحله دوم المپياد ادبي، وارد مرحله آموزشي 20 روزه اي شديم که در نهايت پس از اتمام اين دوره، امتحاني برگزار شد که من به لطف خدا موفق به کسب رتبه عالي شدم و در نتيجه مدال طلاي کشور را دريافت نمودم.
 
وي در خصوص آشنايي با بنياد ملي نخبگان گفت: دوره پيش دانشگاهي به بنياد ملي نخبگان کشور معرفي شدم و از آن سال به بعد تحت حمايت اين بنياد قرار گرفته ام.
 
"مصلح" بي توجهي نسبت به رشته هاي علوم انساني را درک نادرست عموم مردم نسبت به اين رشته ها دانسته و افزود: در جامعه ما نسبت به رشته هاي علوم انساني بي توجهي مي شود زيرا اصولا حس نياز به علوم انساني در کشور درک نشده است. چرا که اکثر انسان ها خود را عقل کل دانسته و تصور مي کنند که نيازي به علوم انساني ندارند.

 

علوم انساني جايگزين علوم اسلامي نيست

وي از مسوولين کشور خواست تا اين نکته را مد نظر قرار داده و به عموم مردم يادآور شوند علوم انساني جايگزين علوم اسلامي نبوده و در تضاد با علوم اسلامي نيست.
 
همچنين "مرتضي مصلح" ضمن اشاره به برگزاري دومين همايش ملي نخبگان کشور، خاطر نشان کرد: کليه مصوباتي که در اين همايش تصويب شد براي بچه هاي فني بوده و براي نخبگان رشته هاي علوم انساني، طرحي ارائه نشد که اين خود نشانه بي توجهي مسوولين نسبت به اين رشته ها است.
 
نخبه جوان کشور، در پايان ضمن تشکر و قدرداني از مسوولين بنياد ملي نخبگان جوان کشور، از آنان خواست در برنامه هاي آينده خود افرادي با تجربه تر را براي گفتگو با مقام معظم رهبري انتخاب کنند تا اين افراد بتوانند بهتر و رساتر سخنان خود و ديگر دوستانشان را به گوش مسوولين برسانند.

انتهاي خبر // شبکه خبری برنا//148 - 97 - 39//www.BornaNews.ir
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 12:7 توسط محمد رضا | |

 

                   

زنك كاسه ای آش كشك با یك تكه نان بیات جلو شوهرش گذاشت و گفت: بگیر كوفت كن! اینو هم با هزار مصیبت تهیه كرده ام.
مردك فكر كرد: پس پول هایی كه امروز صبح بهت دادم چه شد؟
بعد دوباره فكر كرد: از تیغ آفتاب تا تنگ غروب كار و زحمت، چیزی كه بهت می رسد آش كشك با یك تكه نان بیات. خوب باشد!
زنك كمی بالای سر شوهرش ایستاد تا اگر غرولند راه بیندازد سركوفتش بزند. بعد كه دید چیزی نگفت، گرفت و رفت آشپزخانه از خاگینه ای كه پخته بود چشید تا كم شیرین نباشد. مرغ بریانی را كه داشت روی آتش جلز و ولز می كرد جابجا كرد، كدوها را پوست گرفت و توی تابه انداخت. عسل و كره را پهلوی هم تو بشقابی گذاشت و ... سفره ی رنگینی آماده كرد. آنوقت پیش شوهرش آمد كه آش كشك را با نیمی ازتكه نان بیاتش خورده به خمیازه افتاده بود.
زن گفت: یه دیزی می خوام. زود پا می شی میری از دیزی فروش بازار می خری و میاری.
مردك كه هوای خواب شیرین بعد از ناهار به سرش زده بود، پكر شد و زیر لب گفت: نمیشه اینو یه ساعت بعد بخرم؟ تازه این همه دیزی را می خواهی چكار؟ هر روز یه دیزی؛ هر هفته هفت دیزی.

                                                                                           نویسنده: صمد بهرنگی


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:40 توسط محمد رضا | |

تهدید شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر به مرگ 

 

شیرین عبادی

شیرین عبادی

شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل و فعال حقوق بشر بار دیگر تهدید به مرگ شد. براین اساس او در نامه‌ای به فرمانده نیروی انتظامی ایران، پیگیری قضایی این مسئله را خواستار شد. شیرین عبادی پانزدهم فروردین ماه به هنگام ورود به دفتر وكالت خود با یادداشتی بدین مضمون كه «شیرین عبادی مرگ تو نزدیك است»، مواجه شد. به این ترتیب عبادی در نامه خود به فرمانده نیروی انتظامی نوشت: «تهدید علیه‌جان و امنیت من و خانواده‌ام كه از مدت‌ها قبل شروع شده بود، اخیرا شدت گرفته است.» او در ادامه با یادآوری این مطلب كه در سنوات گذشته نیز چندین‌بار مراتب به اطلاع رسیده بود، در نامه خود نوشت: «از آنجا كه من اختلاف حسابی با كسی ندارم و در حرفه وكالت خود نیز فقط به صورت رایگان از قربانیان نقض حقوق بشر دفاع می‌كنم، بنابراین افرادی كه آرزوی مرگ مرا دارند، با من عداوت شخصی نداشته، بلكه با افكار و عقاید من مخالف هستند.» براین اساس او كه سه برگ فتوكپی از تهدیدات دریافتی را جهت ضبط در پرونده تقدیم فرمانده نیروی انتظامی كرده، چنین نتیجه گرفت: «یافتن نویسنده یا نویسندگان نامه‌های تهدیدآمیز كار چندان دشواری نخواهد بود.» "اخطار" عنوان یكی از نوشته‌های تهدیدآمیز نسبت به عبادی است كه برای او ارسال شده است. در این نوشته كه به امضای انجمن ضدبهائیت رسیده و عبادی كپی آن را برای فرمانده نیروی انتظامی ارسال كرده، چنین آمده است: «خانم شیرین عبادی به تو گفتیم رفتار غیراسلامی و منطبق با رفتار بهائیت خود را ترك كن ولی تو به خوش رقصی برای خارجیان و بهائیان ادامه دادی دخترت را هم در این راه وارد كردی او را خواهیم كشت كه بدانی. توجه كن.» نامه تهدیدآمیز دیگری كه عبادی آن را در دفتر وكالت خود دریافت كرده، چنین است: «سركار خانم شیرین عبادی، بارها به شما تذكر داده شده كه مراقب سخنان خود باشید. چندی است كه در خارج از كشور به‌رغم اغماض‌های صورت گرفته نسبت به خیانت‌های شما، اقدام به سخن پراكنی می‌نمایید برای آخرین‌بار اخطار می‌گردد تا اعمال و رفتار خود را اصلاح نمائید. وگرنه انتقام خیانت به كشور و اسلام را خواهید گرفت.» به این ترتیب عبادی در پایان نامه خود به فرمانده نیروی انتظامی نوشته «عبدالفتاح سلطانی و لیلا علی كرمی تفویض وكالت كرده تا در صورت نیاز به توضیحات بیشتر در خصوص تهدیدها علیه او و خانواده‌اش با آنها تماس گرفته شود.

 دستور برقراري حفاظت از شيرين عبادي از سوی ناجا

فرمانده نيروي انتظامي طي دستوري به پليس امنيت عمومي ناجا خواستار برقراري حفاظت از شيرين عبادي و شناسايي ريشه‌هاي تهديدهاي انجام گرفته عليه وي شد.

 رئيس مركز اطلاع‌رساني ستاد فرماندهي ناجا در گفت‌وگو با خبرنگار فارس با بيان اين مطلب افزود: پيرو دستور محمود احمدي نژاد، رياست محترم جمهوري اسلامي ايران به فرماندهي ناجا در مورد رسيدگي به تهديد عليه شيرين عبادي، اسماعيل احمدي مقدم، فرماندهي نيروي انتظامي در جهت برقراري حفاظت از وي و ريشه‌يابي تهديدات انجام گرفته به پليس امنيت عمومي نيروي انتظامي دستورات لازم را صادر كرد.
به گزارش ایسنا رييس‌جمهور به دنبال انتشار گزارش‌هايي دال بر ارسال نامه‌هاي تهديدآميز خطاب به خانم شيرين عبادي، به فرمانده نيروي انتظامي دستور داد تا به فوريت، اقدامات لازم را براي تامين امنيت و رفع نگراني اين شهروند ايراني معمول دارد .
محمود احمدي‌نژاد با تاكيد بر اهميت صيانت از حرمت، حقوق و سلامت كليه شهروندان ايراني، از فرمانده نيروي انتظامي خواست تا درباره اين موضوع تحقيق كند و منشأ اين نامه‌ها را كشف و عوامل آن را به دستگاه قضايي معرفي كند.
شيرين عبادي پيشتر در نامه‌اي به فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به آنچه آن را دريافت نامه‌هاي تهديدآميز خوانده بود، خواستار پي‌گيري اين مساله شده بود.

 

 

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:10 توسط محمد رضا | |

به جرات ميتوان گفت، يكي از لهجه هاي زبان فارسي كه زياد دستخوش تغيير نشده و همچنان داراي نكات بسيار شيرين ونغز است همين لهجه كرمونيه (البته يه وقت فكر نكنين كرمونيا از زمان قاجار تا حالا با تمام قدرت در برابر تند باد حوادث وايسادن تا اين لهجه از گزند در امان باشه؛ نه خير ، اونا حال نداشتن عوضش كنن!
 گفتن: ولش كن!)
اصولا" كرمونيا تو هر جاي دنيا و در هر موقعيتي كه باشن كاملا"قابل تشخيص و تمايز هستن و اين شناسايي فقط از يك كرموني برمياد و لاغير!
 اگه مثلا" تو گابن غربي يه كرموني بره تو يه سوپر ماركت و شروع كنه عين بلبل به زبان سليس گابني  حرف زدن و از قضاي روزگار يه توريست كرموني هم اونجا باشه (كه حتما" هم هست) ؛ بعد از هفت ثانيه يارو ميفهمه كه اين گابنيه كرمونيه و بعد از سيزده ثانيه با هم آشنا ميشن و بعد از يك دقيقه پيگيري موضوع با هم فاميل از كار در ميان.
دليلش در واقع به چندين موضوع بر ميگرده كه شناسايي اين موارد بحث اصلي اين پست رو در بر ميگيره.
كرمون كجاست؟
از كرمون تا تهرون يه جيقو راه بيشتر نيست البته خود هواپيما؛ ولي اگه خود ماشين برن جگرتون ميده به دستتون.تازگيا اومدن دوباندش كردن اي راه همطو عينه كره(kereh) صاف شده ولي درازه! بلاخره فهميدن كرمون كوجويه؟ ولش كن...


کرمونی کیه؟

 می گن در این زمینه تحقیقات خیلی مفصلی از دوران ماقبل از آفرینش بشریت توسط آبا و اجداد فیلسوف - روشنفکر - متفکر - اصولگرا -اصلاح طلب- چپ- راست - بالا -پایین - اومانیسم - نهیلیسم  و غیره و غیره در ابعاد و زوایای مختلف صورت گرفته که به دلیل حجم بالای ابعاد از رسیدن به مرحله نتیجه واسرنگیده( وامونده) ...

هیچ رفرنسی هم مبنی بر شناخت وجود نداره ولی خدائیش تا از نزدیک نبینن باورتون نمی شه که این جماعت (همطو که در اول نوشته اشاره کردیم )حتی تو آسمون گابن شرقی از پشت  شیشه های دو تا  هواپیمای در حال حرکت هم می تونن بفهمن که مسافر اویکی هواپیما یه کرمونی با چه  ابعاد و زوایاییه -مشغول چه کاریه و از کدوم طایفست ...

(ور مثل -مسافر هواپیمای یک به بغل دستیش :" اه اه اه ای یارو که تو صندلی ردیف هشتم هواپیمایی که الان از بیخ گوشمون رد شد نششته بود فهمیدی کیه ؟(بغل دستی در حالی که چشم بند خوابشو داره از رو چشماش برمی داره ) : ها بابا نوه فاطی نبات نزولیه بچه محله شهره اومده گابن سفیداب فروشی زده الانم وضش ایقَ خوبه - مادرش بدبخت سه چار جو وشش رفت خواستگاری هشکی بشش دختر نداد - خواستگار سکینه دختر آماشالله، پسر قاسم پا گنده  بوده - قربون بزرگی خدا خود اوو صورت کت کتوش عينه تديگي عدس پلو. را نمی بری چه دم دستگایی ور هم زده رشقال!... ( مدیریت وبلاگ به دلیل اینکه ممکنه طرف از سوی دیگر کرمونیای محترم شناسایی شود اطلاعات دیگر را سانسور می کند )  حالو اگه اون بنده خدای تو او یکی هواپیما از جنس لطیف باشه ديگه واويلاست؛ می تونه در یه چشم به هم زدن تعداد ترکا دیوار خونه ی پدری طرف و اینکه جنس مثلا منقل و قوری جدش چی بوده و زیر شلواری پدرجدش چه رنگی و غيره رو هم از طریق چیزی که خود ما هم هنوز بعد از تحقیق و تفحص هامون بهش دست پیدا نکردیم در آن واحد بریزه ور رو دایره ...

تا اینجای موضوع مشکل خود ما کرمونیا نیستیم چون متوجه شدیم همدیگرو در هر حالتی می شناسیم .موضوع و مسئله کسائین که از این استعداد بی نصیبن پس راهکارهای ذیل برای کمک به اون دسته از کسائیه که یا کرمونی نیستن یا خدایی نکرده ژن کرمونی بودن درشون اثری ندوشته يا اگرم اثر دوشته همچي شل مشل(SHOL ME SHOL) بوده!

خط بالايي رو كه نوشتم شل مشل يدفه يادم اومد كه چقدر اين كلمه در مورد كرمونيا كاربرد داره، البته بايد بگم كه اين واژه خودش چندين حالت داره كه اينجا من به جنبه ظاهريش ميپردازم.  اولين بار اين كلمه در متن خاطرات يك محقق بزرگ آلماني – ايراني بنام "فردريش اشناختمت اشكمبه"

 FREDRISH ESHNAKHTEMET ESHKAMBE)) در پاركينگ خونش پيدا شد. وي از پدري آلماني و مادري كرماني متولد شده بود و تا دوران ميانسالي نيز در كرمان و در محله شورخونه زندگي ميكرده ، به همين جهت بعد از اتمام تحصيلاتش در مقطع ايكل( سه ماهه اول سيكل) و به اصرار مادرش ( نيره مثقال فروش) در يك دكان عطاري  در زير بازار عزيز مشغول به كسب تجربه و امرار معاش مي شود . هر چه زمان بيشتر ميگذشت فردريش با تامل در احوال و سكنات كرمونيا به مكاشفات جديدي ميرسيد؛ از جمله اينكه اين عزيزان به طرز تصور ناپذيري بيخيال و RELAX  هستند و كليه اتفاقات زندگي روزمره شان اعم از مهم و غير مهم ، با يك عبارت دو بخشي ختم به خير ميشود : "ولش كن"!

روزي از روزها يكي از مشتريان هميشگي مغازه بنام حسن كه مرتبا" از فردريش به  سفارش مادرش ادويه برا رو كماچ!! ميگرفت ، به فردريش گير الكي ميده و درست در همينجا فردريش بزرگترين اشتباه زندگيش رو مرتكب ميشه و چون فكر ميكرده اگه الان با حسن دست به يقه بشه آقا حسن با پيروي از اصل ولش كن بيخيال ماجرا ميشه و جا ميزنه؛ مبادرت به دعوا ميكنه و در همين لحظه حسن كه تا چند لحظه پيش حال نداشت حرف بزنه ، يهو عينه قرقي ميپره رو فردريش و از زير لباسش يه پنجه بكس در مياره و زير چشم جناب فردي رو بازنجون كاري ميكنه. فردي كه از اين ماجرا حسابي شوكه شده يدفه اين بيت زيبا به زبونش جاري ميشه كه ميفرمايد : "حسن  مبين شل مشله     سفت حسن زير جله" !

از دیگر مواردی که کرمونیا رو از بقیه ملل جهان متمایز کرده داشتن نام خانوادگی مشترک نزد بسیاری از افراد است که این عزیزان برای جلوگیری از بروز اشتباه در شناسایی افراد همه آنها را به داشتن یک لقب (  nickname) مفتخر نموده اند . به خاطره زیر توجه فرمایید:

پسین پنشمبه ( 5 شنبه) رفتم تو بازار بزرگ ، میخواستم ببینم راس میگن که کرمونیا بیشتراشون ایرانمنشن؟ بابو چقه (chegha) شلوغ بود ؛ واستادم جلو دکون صصعی رو ورطرف چارسو جیق زدم گفتم ایرانمنش! یهو دیدم یا ابولفضل تقریبا" صدوپنجا نفر آدم ورگشتن به طرفم ( فقط سه تا توریست و دوتا دانشجو و علی زردک خدابیامرز تحویلم نگرفتن!) ؛ دیدم بابو، سه شد گفتم: ببخشن آ مهدی ایرانمنش! دیدم زنا ( زنها) راه افتادن ولی از مردا یتو (yetow) ور دوا کم نشد، پیش خودم گفتم یا قرآن الان یه نافک کتکی میخورم. یه یارویی گفت : " خود کدو (kodoo) آ مهدی کار داری دایی؟!

گفتم: آ مهدی پسر رمضون.

 گفت : کدو رمضون دایی؟! (ایجو دگه بریدم!)

گفتم : خب رمضون ايرانمنش دگه!

گفت: نه نشد دايي، تو كرمون تا اوجويي كه من مشناسم ، دوزده تو ( 12 تا ) رمضون ايرانمنش داريم كه اسم پسراشون مهديه. الان او يارو قلاچ ميبيني كنار مسگري ايرانمنش واستاده؟ او پسر رمضون شالبافه!

گفتم : كدو رمضون شالباف؟

گفت : اي بابو! رمضون برادر رضا گيرمال ، شوور (shover) سكينه فرفرو تراش ، عمو مجيد رشقال (reshghaal). هموني كه تا پارسال بالا خونه ممد زاغ زندگي ميكرد الان رفته پا سنگ كر (kar) تو خونه نيره چپقي ميشينه! ( آمارو حال ميكنين خداييش!)

گفتم : ها تازه اشناختمش ، فداي دستت !

گفت : خلاصه اگه ميخواي يه حالي به كلاسش بدي تارف مكن ناموسن !

گفتم : نه نوكرتم فدات.

این جمله رو از کرمونیا مخصوصا" از زنهای کرمونی زیاد شنیدین:

"ولا میخواستم بشش(beshesh)بگم ولی روم نشد!"

یا اینکه " مخواستم برم ولی روم نشد "

آره درست فهميدين از نكات بارز كرمونيا اينكه خيلي كم رو هستند البته اين خصيصه بيشتر زماني نمود ميكنه كه اين عزيزان در يك محيط غريب قرار ميگيرند و گاها" باعث ميشه كه حقشون براحتي پايمال بشه و اونا كوچكترين اعتراضي نكنن. مثلا" اگر در يكي از شلوغ ترين خيابانهاي كرمان شما هوس كنيد كه دقيقا" وسط خيابون توقف كنيد و از كنار ماشين شما فقط جاي عبور يك ماشين باز باشد ، تقريبا" همه ادمها از همان راه عبور ميكنند و كسي به شما كوچكترين اعتراضي نميكند اما همگي در دل يا زير لب با اداي چند كلمه شيرين بستگان درجه يك شما رو مورد تفقد قرار ميدهند!

از دیگر نشانه های کرمونیا اینه که خیلی تعارفی هستن که البته این ناشی از همون حس مردم دوستی و مهمون نوازی فوق العاده اوناست که زبانزد خاص و عامه.

تو مهمونی سر سفره عین بچه آدم نشستی داری غذا میخوری که یهو میبینی نصف یه بشقاب خورشت تو بشقابت خالی میشه و تا سرتو بالا میگیری میبینی دو تا کفگیر برنج هم بهش اضافه میشه و در همین موقع زن صابخونه میگه: " ای ننو خدا مرگم بده ، شما که هچی نمیخورن آمجید! فکر کنم بدتون میایه. من ازو موقع میبینم همش یه خوردو مرغ و دوتا قاشق خورش خوردن؛ بخورن تر بخدا" و حال شما مجبوری که اون غذا رو به هر ترتیب که شده بخوری. یا اینکه اگه مثلا" تو غار علی صدر در حال گشت و گذار باشی و به یه کرمونی برخورد کنی ، موقع خداحافظی کردن حتما" این جمله رو میشنوی " منزل خودتونه!" و تو  حتما"باید بگی: " خواهش میکنم منزل امیدمونه، التماس دعا!" آخه من نمیفهمم چی منزل خودمونه؟ کجا منزل خودمونه؟ غار علی صدر؟!    

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 7:12 توسط محمد رضا | |

                   

                  

 

                                                         به نام خدا

دوست عزیز همکلاسی  سلام            

 تمام نظرات شما را با دقت خواندم ولی دوست دارم پاسخ هایی که به شما می دهم منطقی و منطبق بر واقعیات باشد.و از آن گذشته اگر بخواهم در وبلاگ به شما جواب بدهم اصلا مناسب نیست چون مساله جنبه عمومی ندارد لذا از شما دوست عزیز تقاضا دارم ادرس ایمیلتان را به وبلاگ ارسال کنید . در اسرع وقت پاسخی در خور به این نظر هوشمندانه شما خواهم داد تا از  هر گونه تصور اشتباه و غیر صحیح از جانب شما جلوگیری شود.   ِآدرس ایمیل من:rezaeian2008@yahoo.com

                                                            التماس دعا

نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 7:3 توسط محمد رضا | |

 

عكس : نرگس جودكي

 

در گفت‌وگوی اختصاصی بام‌کویر با دکتر زندرضوی عنوان شد

هنوز مسوولین با عرصه‌ی پژوهش از در آشتی وارد نشده‌اند.

علی نقوی

اشاره: امروزه کمتر کسی است که اهمیت پژوهش را در برنامه‌ریزی‌های اقتصادی‌ ـ اجتماعی نادیده بگیرد. در کشورهای توسعه یافته، سهم بودجه‌ی تحقیقات از بودجه‌ی کشور رقم بالایی را به خود اختصاص داده و پژوهشگران از منزلت اجتماعی بالایی برخوردار بوده و درآمد بالایی دارند. اما بازار پژوهش در ایران با ناکارآمدی روبه‌روست. این مساله در بخش پژوهش‌های اجتماعی بیشتر نمود دارد و اهمیت و جایگاه استفاده از پژوهش‌های جامعه‌شناختی، آن‌گونه که شایسته است، مشخص نیست. به مناسبت هفته‌ی پژوهش، برای مروری وضعیت پژوهش اجتماعی در کشورمان، با دکتر سیامک زندرضوی از پژوهشگران فعال و حرفه‌ای استان که عضو هیات علمی دانشگاه شهید باهنر است به گفت‌وگو نشستیم وی دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه علامه‌ی طباطبایی دارد و تاکنون چندبار ‌عنوان پژوهشگر برتر استان را از آن خود کرده است.

با تشکر از وقتی که در اختیار ماقرار دادید، گفته می‌شود کاربرد پژوهش‌های اجتماعی در برنامه‌ریزی‌ها قدمتی ندارد، آیا همین‌طور است؟

پس از پیدایش جامعه‌شناسی در قرن 19 در اروپا، کاربرد این رشته از آمریکا آغاز شد. به این علت که افرادی که جامعه‌شناسی را با خود به آمریکا برده بودند با بازار بزرگ تقاضا برای بررسی و جست‌وجوی راه حل و برنامه‌ریزی برای مسایل اجتماعی مواجه شدند.

بدلیل مهاجرت‌های گسترده به آمریکا، چند مساله‌ی مهم اجتماعی مانند مسایل مرتبط با همسایگانی که فرهنگ متفاوت و زبان‌های مختلف داشتند، حاشیه‌نشینی و وجود باندهای تبهکار که از گروه‌های کم‌سواد مهاجر سوء استفاده می‌کردند، مقابل دولت و شهروندان قرار گرفت. متقاضیان این پژوهش‌ها از یک طرف دستگاه‌های اداری دولت مثل اداره‌ی مهاجرت و از سوی دیگر شوراهای شهر و شهروندان مناطق مختلف شهری بودند. وقوع این پدیده‌ها تقاضا برای پژوهشگران حرفه‌ای را بالا برد و ما شاهدیم در دوره‌های بعد نظیر جنگ دوم جهانی و لزوم آشنایی ارتش آمریکا با فرهنگ ملت‌های متخاصم و جنگ سرد و شناخت آمریکا از بلوک شرق، بازار تقاضای گسترده‌ای را برای انجام پژوهش‌های اجتماعی چه از نوع تاریخی، پیمایشی و مطالعه‌ی موردی پیش روی پژوهشگران قرار دارد. به این ترتیب،80 سال تقاضای دائمی برای پژوهش‌های اجتماعی و ارایه‌ی امکانات‌ مالی مناسب حرفه‌ جامعه‌شناسی و پشتیبانی دانشگاه‌های معتبر موجب شد تا پژوهشگری به‌عنوان حرفه‌ای با درآمد خوب و موقعیت مناسب اجتماعی تعریف شود. این مساله همچنان ادامه دارد که آخرین تقاضا برای این بازار پس از فروپاشی بلوک شرق، به میدان آمدن دولت چین و گسترش اتحادیه‌ی اروپا و پدید آمدن تروریسم است.

در مقایسه با این دوران طلایی پژوهش، از منظر تاریخی، ایران با چه رویکردی مواجه بوده است؟

تاسیس موسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی در اواخر دهه‌ی 30 شمسی نقطه‌ی آغاز فعالیت‌های پژوهشی برای مسایل اجتماعی به شکل حرفه‌ای آن در ایران است. البته قبل از تاسیس این مرکز به کوشش مرحوم دکتر صدیقی و با حضور نام‌آورانی چون احسان نراقی ، دکتر شایگان، دکتر احمد اشرف و... سازمان برنامه و بودجه وقت زیر نظر کارشناسان آمریکایی اولین روزنه‌های پژوهش‌های در سطح کارشناسی را آغاز کرده بودند.

اما تفاوتی که در ایران مشاهده شد تقاضا برای پژوهش‌های اجتماعی بود. در دهه‌ی 40، عمده‌ی متقاضیان پژوهش‌های اجتماعی تنها به واسطه‌ی روابط شخصی افراد یاد شده با مقامات سیاسی بودجه‌های محدودی را به سوی موسسه‌ی مطالعات و تحقیقات هدایت کرد. دیدگاه دولت، در آن زمان دیدگاهی کاملا سیاست‌زده بود، و پژوهش امری تفننی و غیر مفید تلقی می‌شد.

در چنین بازاری که عمده‌ی امکانات به‌دلیل درآمدهای نفتی در انحصار دولت بود و مسایل اجتماعی به ‌طور اساسی توسط دولت مردان پنهان نگاه داشته می‌شد، نمی‌توان انتظار داشت حرفه پژوهشگری متقاضیان زیادی داشته باشد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و مهاجرت تعدادی از جامعه‌شناسان نسل اول، تا مدت‌ها ایجاد رشته‌ی علوم اجتماعی و پژوهشگری محل تردید بود. حتی با وجود آن‌که رفته رفته نسل جدیدی از جامعه‌شناسان در مراکز دانشگاهی شکل گرفته، اما هنوز بازار تقاضا محدود است.

- اما مساله‌ای که در مراکز دانشگاهی با آن روبه‌روییم عدم توانایی فارغ‌التحصیلان این رشته است، این امر چه پیامدهایی دارد؟

در حال حاضر با وجود آن‌که بدلیل جوانی جمعیت تقاضا برای ورود به دانشگاه بالا است اما متقاضیان علاقه‌مند کمتر است. پیامد چنین وضعیتی فاصله‌ای است که پژوهش‌های اجتماعی به لحاظ روش‌شناسی و پایه‌های نظری از جهان پیدا کرده است.

ما هنوز نه مانند چین، جامعه‌شناسان کاملا محلی و منطقه‌ای داریم که همراه شهروندان، برنامه‌ریزان و سیاستگذاران در جهت مسایل اجتماعی و بهبود سطح معیشت فعالانه حضور دارند و نه مانند کشورهای اروپایی و آمریکایی از رونق پژوهش‌های فرا ملی و مساله محور برخورداریم.  

-          با وجود این، ارزیابی شما از رونق پژوهش‌های اجتماعی چیست؟

در ایران، بازار پژوهش برای پژوهشگرانی که با کار حرفه‌ای آشنا باشند کاملا بی‌رونق نیست. بخش خصوصی همانند سایر نقاط جهان، متقاضی پژوهش‌هایی است که شرایط مصرف‌کنندگان، نیازها و دیدگاه‌های آنان را بشناسد تا بتواند کالاها و خدمات خود را در مقیاس بیشتری به فروش رساند.  دولت نیز بر طبق قوانین موجود برای ترسیم چشم‌انداز برنامه‌های سالیانه و 5 ساله‌ی خود در استان‌های مختلف پژوهش‌های نسبتا منظمی را انجام می‌دهد، که بوجود آمدن شرکت‌های مشاوره‌ای پیامد چنین وضعیتی است. اما باید توجه داشت شکل صحیح این شرکت‌های مشاوره‌ای چند رشته‌ای است و جامعه‌شناسان و پژوهشگران باید نقش هماهنگی بین رشته‌ای را بر عهده گیرند. مشروط به این‌که به ابزارهای روش‌شناسی مناسب مجهز باشند؛ مانند پژوهش‌های علمی مشارکتی، مطالعات موردی و...

- آیا در ایران برای تعیین هزینه‌ی پژوهش‌های اجتماعی مرجع خاصی وجود دارد، چون شاهدیم نرخ پژوهش‌های اجتماعی در مقایسه با پژوهش‌های اقتصادی تفاوت‌هایی دارد؟

مرجع تصمیم‌گیری درباره‌ی هزینه‌های پژوهشی و کیفیت پژوهش در دنیا، انجمن‌های حرفه‌ای مشاوران پژوهش و در مواردی انجمن‌های جامعه‌شناسی است.

در ایران انجمن جامعه‌شناسی ایران در ابتدای تاسیس تلاش کرد برای ساماندهی وضعیت پژوهش‌ به لحاظ حرفه‌ای و قیمت‌گذاری دستورالعمل‌هایی را تهیه کند و خود انجمن مسوولیت انجام پژوهش‌هایی را بر عهده گرفت، اما این تجربه به سرانجام نرسید.

اما در ارتباط با بخش دوم سوال باید بگویم در اقتصاد آن‌چه تعیین کننده است این تصور است که دولت‌مردان و اهل سیاست خود را وارد به مقوله‌های آن نمی‌دانند. در حالی‌که بسیاری از همین تصمیم‌گیرندگان، به‌دلیل احتمالا تجربه‌های اداری و فعالیت‌های اجتماعی خود را جامعه‌شناس‌تر از هر جامعه‌شناسی به حساب می‌آورند. پیامد چنین وضعیتی از یک طرف ورود گسترده‌ی دانشجویان کمتر علاقه‌مند به عرصه آموختن است و از طرف دیگر دانشگاه‌ها برای آماده‌سازی آنان هزینه‌های چندانی صرف نمی‌کنند. داستان همانند شناگری است که بدون حضور در استخر مدرک شناگری و حتی نجات غریق کسب می‌کند و هم‌چون دایره‌ی با طعمی وضعیت موجود را استمرار می‌بخشد

- با توجه به بحث‌های مطرح شده، وضعیت استان کرمان در پژوهش‌های اجتماعی چگونه است؟

هر سال در ادارات مختلف، فهرستی از پژوهش‌هایی را فراخوان می‌دهند و برای آن پرداخت‌هایی انجام می‌شود اما دو مشکل اصلی وجود دارد. مشکل اول عدم تناسب هزینه‌ی پژوهش با عناوین پیشنهادی است که کار را عموما از تولید داده خارج کرده و به تعبیر و تفسیر داده‌های قبلا جمع‌آوری شده محدود می‌نماید.

مشکل دوم این است که پژوهش‌های مذکور انتشار عمومی نمی‌یابد در نتیجه از نقد و بررسی کارشناسی و خلاقانه توسط اساتید و دانشجویان محروم می‌شود. و این امر همچون ترمزی برکیفیت پژوهش‌ها  اثر می‌گذارد و آن‌ها را شایسته دفاتر بسته‌ی ادارات می‌سازد؛که کاربرد و ارزش چندانی ندارد. سفارش دهندگان نیز بودن توجه به نتایج این پژوهش‌ها راه خود را ادامه داده و با این یافته‌ها خود را نیازمند نمی‌سازند. البته در سال جاری بسیاری از پژوهش‌ها که به مرحله قرار داد نیز رسیده است تاکنون که نیمه‌ی دوم سال است، تامین اعتبار نشده است. شاید مسوولان خود را از توجه ظاهری به پژوهش نیز بی‌نیاز یافته‌اند.

- چه تفاوتی بین دانشگاه کرمان و سایر دانشگاه‌ها از این منظر است؟

در بعضی استان‌ها به‌دلیل آن‌که دانشگاه‌های با سابقه‌ وجود دارد که در کنار آن چندین نسل پژوهشگر در آن دانشگاه دارند حداقل محیط اطراف دانشگاه چه شهری و چه روستایی و عشایری را به نسبت خوبی کندوکاو کرده‌اند. این وضعیت در دانشگاه شیراز وضوح بیشتری دارد. از سال 42، استان فارس به‌طور منظم مورد مطالعه‌ی دانشجویان و اساتید دانشگاه بوده است.  این امر عمدتا حاصل جایگاهی است که روسای دانشگاه‌ها در 40 سال اخیر در آن دانشگاه به امر پژوهش اختصاص داده‌اند. امری که تقریبا استثنایی است و قاعده‌ی دانشگاه‌های ایران نیست.

- و نکته‌ی آخر:

هنوز فاصله‌ی زیادی میان مسایل اجتماعی گسترده در ایران و پژوهش‌های انجام گرفته وجود دارد که حاصل نگاه کمتر کارشناسی تصمیم‌گیرندگان و دولت‌مردان به امر پژوهش است. ظاهرا در 50 سال اخیر صرف‌نظر از دولت‌هایی که آمده و رفته‌اند هنوز مسوولین با عرصه‌ی پژوهش از در آشتی وارد نشده‌اند.

+ نوشته شده
نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 6:48 توسط محمد رضا | |

shafiee kadkani

 دکتر شفیعی کدکنی- ادیب

محمدرضا شفیعی کدکنی در سال ۱۳۱۸ در کدکن متولد شد و در سال ۱۳۴۴ از دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد فارغ‏التحصیل شد. در سال ۱۳۴۸ دوره دکترای ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران به پایان برد و از همان زمان تدریس در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران را آغاز کرد. شفیعی کدکنی در حوزه‏های متفاوت ادبی کار می‏کند، در حوزه شعر، تحقیق و نقد ادبی، سبک‏شناسی شعر فارسی و عرفان ایرانی آثار بسیاری منتشر کرده است. مجموعه شعر «زمزمه‏ها» در مرداد ۱۳۴۴ در مشهد از او منتشر شد، این شعرها که در قالب غزل سروده شده، اشعار شاعران سبک هندی را به یاد می‏آورد. شبخوانی و از زبان برگ دو دفتر بعدی او بودند که اولی در همان سال 44 در مشهد و دومی در تهران به سال ۱۳۴۷ منتشر شد. اما مهمترین دفترش «در کوچه‏باغ‏های نشابور» در مرداد ۱۳۵۰ منتشر و فوراً نایاب شد. شعرهای این دفتر ورد زبان اغلب شعردوستان شد.

«بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب/ که باغ‏ها همه بیدار و بارور گردند/ بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید/ به آشیانه خونین دوباره برگردند... از جمله آن شعرهاست که دیباچه این دفتر است. کدکنی تا سال۵۵ هفت دفتر شعر منتشر کرد که هیچ‏کدام به اندازه این دفتر شهرت به ارمغان نیاورد. کدکنی مجموعه این هفت دفتر را تحت عنوان «آیینه‏ای برای صداها» در سال۷۶ منتشر کرد که تاکنون سه بار تجدید چاپ شده است. ناشر این مجموعه انتشارات سخن است. دکتر شفیعی کدکنی از سال ۵۵ دیگر هیچ دفتر شعر تازه‏ای منتشر نکرد تا سال ۷۶ که پنج دفتر از شعرهایش که در یک کتاب با نام «هزاره دوم آهوی کوهی» توسط همین ناشر - سخن- به بازار آمد و در سال ۷۸ به چاپ دوم نیز رسید. این دفتر هنوز جا برای نقد و بررسی دارد. در حوزه تحقیق و نقد ادبی «موسیقی شعر» و «صور خیال در شعر فارسی» از جمله آثار شاخصی است که بارها و بارها تجدید چاپ شده است و قریب به اتفاق شاعران و منتقدان این دو مجموعه را بارها زیر و رو کرده‏اند. این دو کتاب هم‏اکنون از سوی انتشارات آگاه در دست تجدید چاپ است. همین ناشر کتاب «اسرارالتوحید» اثر محمدبن منور را که دکتر شفیعی مقدمه، تصحیح و تعلیقات آن را نوشته، منتشر کرده بود.

«تاریخ نیشابور» نوشته ابوعبدالله حاکم نیشابوری با ترجمه خلیفه نیشابوری و «حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر» اثر جمال‏الدین ابوروح را هم دکتر شفیعی کدکنی مقدمه نوشت، تصحیح کرد و تعلیقاتی هم بر آن دارد. شاعر «در کوچه‏باغ‏های نشابور» ارادتی عجیب به اشعار کلاسیک و بزرگان شعر فارسی دارد و سلسله کتاب‏هایی که گزیده بهترین اشعار آنهاست، به همراه نقد و تحلیل اشعار منتشر کرده که «تازیانه‏های سلوک» نقد و بررسی چند قصیده از سنایی، «در اقلیم روشنایی» تفسیر چند غزل از حکیم سنایی، «زبور پارسی» نگاهی به زندگی و غزل‏های عطار، «شاعر آینه‏ها» بررسی سبک هندی و شعر بیدل «شاعری در هجوم منتقدان»نقد ادبی در سبک هندی، پیرامون شعر حزین لاهیجی، از جمله آثار قابل اعتنای اوست.

شفیعی کدکنی در مقدمه کتاب «هزاره دوم آهوی کوهی» وعده انتشار دفتر دیگری از شعرهایش را داد که قرار بود بزودی منتشر شود، سرنوشت این دفتر به کجا کشید؛ معلوم نیست.

Dr. Kadkani

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 10:35 توسط محمد رضا | |

keshavarz-bahman

 

رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري با مثبت ارزيابي‌كردن بخشنامه رييس قوه قضاييه خاطر نشان كرد: برقراري ضوابط لازم‌الاتباع با بخشنامه و دستوالعمل و شيوه‌نامه ممكن است در كوتاه مدت و در امور خرد موثر باشد اما در درازمدت و مسايل كلان، مفيد فايده نيست.

بهمن كشاورز در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا، در ارزيابي از بخشنامه رييس قوه قضاييه مبني بر ممنوعيت حكم اعدام در ملأعام اظهار داشت: صدور بخشنامه را كاملا مفيد و مثبت ارزيابي مي‌كنم هرچند كه زمان صدور آن قدري – يا بسيار- دير است.

وي افزود: آنچه مسلم است اعدام در ملأعام اثرات منفي و نامطلوب فراوان به جاي مي‌گذارد كه از جمله آن، اين است كه خشونت را ترويج مي‌دهد و ديدن صحنه‌هاي خشن قبح خشونت را كاهش مي‌دهد؛ هرچند كه اين خشونت ناظر به اعدام خلافكاران باشد.

كشاورز با بيان اينكه گاهي ديدن اين مناظر باعث ايجاد حس ترحم در افراد مي‌شود كه طبيعتا با فلسفه مجازات و علني‌كردن آن انطباق ندارد گفت: در برخي موارد در ذهن برخي از افراد، رفتار محكوم باعث بروز پديده قهرمان‌پنداري مي‌شود كه ايضا اين مورد نيز با فلسفه مجازات مغاير است.

رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلا ادامه داد: در ذهن افراد و خردسالان و نوجوانان، ديدن منظره اعدام آثار بلند مدت منفي و مخربي به جاي مي‌گذارد كه گاه غيرقابل جبران است و اينكه برخي مي‌پندارند ديدن اين مناظر باعث تنبه ديگران خواهد شد، پنداري باطل است. وي ادامه داد: همچنان كه شدت مجازات‌ها در مورد افراد مستعد به ارتكاب جرم بازدارنده نيست، به طريق اولي ديدن اين مناظر نيز چنين خاصيتي در مورد چنان افرادي ندارد و صرفا آثار سوء آن متوجه مردم عادي مي‌شود.

كشاورز در ادامه اظهار داشت: محل اجراي حكم اعدام با توجه به آيين‌نامه مربوط به اجراي احكام اعدام، صلب، رجم، قتل و شلاق موضوعيتي ندارد يعني مجازات اعدام مي‌تواند به طور علني يا غيرعلني انجام شود و منظور از علني اين است كه محل اجرا، خارج از زندان و حضور مردم در محل آزاد است.

وي افزود: بنابراين آنچه در بخشنامه آمده گزينش يكي از دو طريق است كه چون جنبه اجرايي دارد، مي‌تواند مشكل را حل كند؛ البته در مورد رجم، ملاحظاتي وجود دارند كه با توجه به موارد نادر آن – كه اميد است اين موارد نادرهم موجود نباشد – درخور تامل است اما فعلا نيازي به بحث درمورد آن نيست.

اين حقوقدان در ادامه با اشاره به اينكه اگر قاضي به اجراي حكم اعدام در ملأعام اصرار داشته باشد و اين معنا را در راي خود تصريح كند، اين بخشنامه نمي‌تواند مانع اجراي علني باشد، افزود: كسي كه امر مقام قضايي را اجرا نكند، دچار مشكلات انتظامي و كيفري خواهد شد؛ از اين رو بهتر است – و بايد – اين ضابطه به صورت قانون درآيد.

وي ادامه داد: به‌طور كلي برقراري ضوابط لازم‌الاتباع با بخشنامه و دستورالعمل و شيوه‌نامه ممكن است در كوتاه مدت و در امور خرد موثر باشد اما در دراز مدت و مسايل كلان مفيد فايده نيست؛ از اين رو تنظيم ضوابط قانوني – با توجه به تفكيك قواي سه گانه – از هر جهت مطلب قابل توصيه‌اي است زيرا روشي كه به «بخشنامه درماني» مشهور شده است مطمئنا متضمن راه‌حل‌هاي ماندگار و درازمدت نمي‌تواند باشد.

وي خاطرنشان كرد: استقلال قاضي به عنوان يك اصل، نقطه قوت يك نظام قضايي است بنابراين از يك سو، اين استقلال را فقط با قانون بايد محدود و مضيق كرد و از ديگر سو، اقدام يك قاضي را كه در نبودن ضابطه قانوني، به دستور اداري توجه نمي‌كند، نبايد حركتي في حد نفسه، منفي و قابل انتقاد تلقي كرد، هرچند كه با موضوع اقدامش، موافق نباشيم.

كشاورز به بيان مطلبي از مرحوم استاد دكتر عبدالحسين زرين‌كوب اشاره كرد و گفت: به يادم مي آيد كه مي‌فرمود، در سال‌هاي بسيار دور همراه پدرم از ميدان اصلي بروجرد مي‌گذشتيم، ميدان بسيار شلوغ بود و دو نفر را دار زده بودند. من كه بچه بسيار كوچكي بودم از پدرم پرسيدم چه خبر است، گفت اين دو نفر كار بد كرده‌اند و حكومت، آنها را دار زده است. از آن پس هرگز نتوانستم حكومت را كه آن زمان نمي‌دانستم چيست، ببخشم.

وي با ذكر اين خاطره تاكيد كرد ‌كه اعدام در ملأعام اثرات منفي، نامطلوب و مخرب فراواني در ذهن افراد، خردسالان و نوجوانان به جاي مي‌گذارد.

Bahman Keshavarz

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 10:34 توسط محمد رضا | |

دکتر ایرج گلدوزیان-حقوقدان

goldooziyan 105

- ایرج گلدوزیان، استاد دانشگاه، متولد ۱۳۱۸ مشهد

- اخذ دیپلم علوم طبیعى از دبیرستان فرخى تهران در سال ۱۳۳۷

- اخذ مدرک لیسانس حقوق از دانشگاه تهران، ۱۳۴۷

- اخذ مدرک فوق لیسانس (دیپلم) حقوق خصوصى در دانشگاه پاریس ۲ (پانتئون)، ۱۳۵۲

- اخذ مدرک دکتراى دانشگاهى حقوق جزا از دانشگاه پانتئون، ۱۳۵۱

- اخذ مدرک دکتراى تخصصى علوم کیفرى از دانشگاه پانتئون، ۱۳۵۳

- اخذ مدرک دکتراى دولتى حقوق از دانشگاه پانتئون، ۱۳۵۵

- تدریس در دانشگاه ملى (شهید بهشتى) از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۷۰

- استادیار مجتمع آموزش عالى قم وابسته به دانشگاه تهران، ۱۳۵۸

- استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسى دانشگاه تهران، ۱۳۵۹

- دانشیار دانشگاه تهران، ۱۳۶۸

- استاد دانشگاه تهران، ۱۳۷۳ تاکنون

- مدیرکل حقوقى دانشگاه تهران از سال ۱۳۶۴ به مدت ۳ سال

- معاون ادارى - مالى دانشکده حقوق دانشگاه تهران از سال ۱۳۷۰ تا سال ۱۳۷۳

- عضو آکادمى بین المللى حقوق تطبیقى

- عضو انجمن هانرى کاپیتان فرانسه

- عضو مجمع نشر حقوق به زبان فرانسه

- عضو هیات علمی دانشگاه هاوایی آمریکا

goldooziyan 104

- تألیف ۲۵ مقاله علمى و کتابهاى

۱- حقوق جزاى عمومى،

۲- حقوق جزاى اختصاصى،

۳- گفتارهایى در حقوق کیفرى،

۴- حقوق کیفرى اختصاصى تطبیقى،

۵- بایسته هاى حقوق جزا و

۶- قانون مجازات اسلامى

هم اکنون چهار دهه تحصیل، تحقیق و تدریس در حوزه هاى حقوق جزا و حقوق خصوصى را در کارنامه خود دارد و در مقاله اى که چندى پیش به قلم آیت الله العظمى سیستانى مرجع شیعى ایرانى مقیم عراق در روزنامه کثیرالانتشار داخل ایران چاپ شد، این مرجع شیعى در یک مورد به کتاب « بایسته هاى حقوق جزا»ى این استاد دانشگاه تهران استناد کرده است.

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 10:31 توسط محمد رضا | |

                                       

      مرتضی انصاری

دکترای حقوق عمومی از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه رمس فرانسه فوق لیسانس حقوق خصوصی اقتصاد 

تدریس در رشته  های «حقوق اساسی»  و «نهادهای سیاسی فرانسه» طی سالهای ۱۳۷۱ تا ۱۳۷۷ در دانشگاه رمس فرانسه.

تدریس در رشته های حقوق عمومی بویژه «حقوق اساسی تطبیقی» و «نهادهای اروپا» و نیز

تدریس در رشته های حقوق خصوصی بویژه «حقوق مدنی، کلیات»، «حقوق مدنی، تعهدات»، «مسئولیت مدنی» و «حقوق تجارت» در مدرسه عالی بازرگانی رمس فرانسه از سال ۱۳۷۷ به بعد. 

قاضی دادگستری فرانسه.  کارشناس دادگاه استیناف. 

نویسنده تعداد محدودی مقالات حقوقی و بین المللی. 

مشارکت در سمینارهای حقوقی و بین المللی.   

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 10:26 توسط محمد رضا | |

به زودی جواب گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو را می دهم
 

مسعود ده نمکی اعلام کرد به زودی جواب گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو را می دهم.
گفته می شود به تازگی گلشیفته فراهانی در فیلمی با عنوان مجموعه دروغها Body of Lies با کارگردانی کارگردان مشهور هالیوود ریدلی اسکات و در کنار لئوناردو دی کاپریو حضور یافته است.
ده نمکی در واکنش به این خبر اعلام کرد قصد دارم به زودی در جواب این حرکت استکبار جهانی فیلمی بسازم با عنوان بالاتر از دروغ “فی ماورا الکذب” . وی گفت اگر انها با گلشیفته و دی کاپریو به ارزشهای ما تجاوز می کنند من هم با ال پاچینو و جنیفر جوابشان را می دهم.
وی گفت در مورد داستان فیلم بالاتر از دروغ گفت: در این فیلم ال پاچینو یک برادر متعهد است که در همسایگی جنیفر زندگی می کند اما متاسفانه جنیفر که تحت تاثیر برنامه های ماهواره قرار گرفته به برگزاری پارتی های مستهجن علاقه دارد اما در نهایت ال پاچینو موفق می شود او را هدایت کند و در پایان فیلم جنیفر پس از مرخص شدن از بیمارستان زندگی پاک و جدیدی را شروع می کند.
این کارگردان نام اشنا که پیش از ورود به عالم سینما به بر هم زدن تجمعات و ارشاد فیزیکی اشتغال داشت گفت: چماق ، قلم و دوربین هر سه مقدس هستند و باید از همه این ابزارها در جهت ترویج ارزشها استفاده کرد


اینم یک عکس از پشت صنحه فیلم مجموعه دروغ ها


گلشیفته فراهانی

 نخستين بازيگر زن لژيونر ایرانی است که پس از انقلاب اسلامی به سینمای هالیوود راه یافته است

book cover of 

Body of Lies 

(House of Lies) 

by

David Ignatius

هنوز چند روز از انتشار خبر غافلگير کننده بازی گلشيفته فراهانی، بازيگر جوان سينمای ايران در فيلم جديد ريدلی اسکات نگذشته است که اکنون خبر ممانعت از خروج اين بازيگر از کشور به منظور بررسی پيشنهادهای تازه هاليوود، به گوش می رسد.

خبر بازی گلشيفته فراهانی در کنار لئوناردو دی کاپريو و راسل کرو در فيلم «مجموعه دروغ ها»، آخرين اثر ريدلی اسکات، برنده سه جايزه اسکار، نخستين بار توسط سايت سينمايی معتبر imdb   انتشار يافت و سپس علاقمندان با ديدن تيزر فيلم در سايت های مختلف صحت خبر را هنگامی که در صحنه ای از آن گلشيفته فراهانی در کنار دی کاپريو قرار دارد، به چشم ديدند.

اگر چه اين فيلم قرار است روز جمعه ۱۰ اکتبر ۲۰۰۸ برابر با ۱۹ مهرماه سال ۱۳۸۷ به روی پرده سينماهای آمريکا و انگلستان برود اما به واسطه حضور بازيگران معروف در فيلمی از يک سينماگر کهنه کار، از هم اکنون منتقدين و تماشاگران انتظار ديدن اين فيلم را می کشند.

انتشار گسترده خبر بازی گلشيفته فراهانی در اين فيلم در ميان ايرانيان نشان از استقبال آن ها از اين موضوع می داد؛ استقبالی که به نظر می رسد چندان خوشايند مسئولين امور سينمايی جمهوری اسلامی نبوده است.

 

در ادامه عکسی که البته فکر می کنم وافعی نیست از خانم فراهانی در فیلم هالیوودی  را ببینید...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 10:22 توسط محمد رضا | |

 


گزارش خبرگزاري فارس، حضور بازيگران سينماي ايران در فيلم‌‌هاي هاليوودي، در يكي دو سال اخير شكلي متفاوت به خود گرفته است به‌طوري كه اگر در 30‌سال اخير، همكاري كم‌تعداد و گاه و بيگاه بازيگران ايراني در فيلم‌هاي اروپايي و آمريكايي، محدود به بازيگران مهاجر و مقيم در كشورهاي بيگانه بود، امروز با فعاليت «همايون ارشادي» و «گلشيفته فراهاني» در فيلم‌هاي هاليوودي، به نظر مي‌رسد كه در اين عرصه، اتفاقي تازه در حال رخ دادن باشد.
بنابراين گزارش، بعد از انتشار خبر حضور «همايون ارشادي» بازيگر 60 ساله ايراني در فيلم «بادبادك باز» ساخته «مارك فوستر» در پاييز سال گذشته، از ابتداي امسال و در مقطعي كه «گلشيفته فراهاني» بازيگر جوان سينماي ايران در سفر خارج از كشور به سر مي‌برد، اين شايعه به گوش رسيد كه او براي بازي در نقش يك دختر عرب در فيلم تازه «ريدلي اسكات»‌ با اين فيلم قرارداد بسته است. ابتدا اين خبر به طور غير رسمي از سوي نزديكان وي تأييد شد. اما بعد از چند ماه و با رسيدن زمان اكران اين فيلم و پخش مواد تبليغي آن، اين حضور تازه، روال خبري خود را به صورت رسمي ابتدا در رسانه‌هاي اينترنتي و سپس در مطبوعات طي كرد.
به گفته «مختار شكري‌پور» يكي از دوستان بهمن قبادي، در فيلم «نيوه مانگ» مدير انتخاب بازيگران فيلم جديد «ريدلي اسكات» كه با عنوان «مجموعه دروغ‌ها» ساخته شده با ديدن فيلم سينمايي «نيوه مانگ» اقدام به انتخاب «گلشيفته فراهاني» در اين فيلم كرده است.
وي مي‌گويد: «جيم جارموش» كه «نيوه مانگ» را در جشنواره «سن‌سباستين» ديده بود، در صحبتي كه با مدير انتخاب بازيگران فيلم جديد «ريدلي اسكات» داشته، از توانايي‌ها و بازي خوب «گلشيفته فراهاني» در اين فيلم تمجيد مي‌كند و وي كه در جستجوي بازيگري با ويژگي‌هاي خاص نقش موردنظر فيلم بوده، به استفاده از اين بازيگر جوان ايراني راغب مي‌شود.
«گلشيفته فراهاني» در اين فيلم ايفاگر نقش دوم زن فيلم است.
به گزارش فارس، مي‌توان گفت سينماي غرب، بعد از توجه به فيلم‌ها و فيلمسازان ايراني در سال‌هاي پس از انقلاب، اين بار، استفاده از بازيگران سينماي ايران را در برنامه خود قرار داده‌اند كه شايد توجه به «رضا ناجي»‌ در جشنواره فيلم برلين را هم بتوان در اين راستا مورد ارزيابي قرار داد.
برخي ‌تحليل‌ها در اين ميان حضور بازيگران سينما را راهي براي بين‌المللي شدن هنرمندان سينماي ما قلمداد كرد‌ه‌اند و آن را به فال نيك مي‌گيرند، اما از سوي ديگر نمي‌توان از كنار اين موضوع از زاويه تفاوت‌هاي فرهنگي جامعه ما و جوامع غربي بدون توجه عبور كرد.
خبرگزاري فارس اين موضوع را با برخي از سينماگران ايراني در ميان گذاشته است.

سجادپور: فراهاني و ارشادي براي خودشان آئين‌نامه نانوشته دارند

«عليرضا سجادپور» سينماگر و كارشناس سينمايي در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: سينماي ايران به صورت بالقوه مي‌تواند يكي از ده سينماي برتر جهان باشد چون از نظر سخت‌افزاري، نرم افزاري و به خصوص مضمون و محتوا قابليت‌هاي بسيار زيادي در اين سينما است اما به دليل ضعف‌هاي اين سينما كه مهمترين آن ضعف مديريتي است اين اتفاق تا به حال نيفتاده است.
وي ادامه داد: البته يكي از راه‌هاي قدرتمند شدن اين سينما بين‌المللي شدن ‌آن است اما اين امر به مفهوم حضور چند بازيگر در چند فيلم خارجي نيست بلكه بايد سينماي ايران با اشتراك قوي در توليدات جهاني راه خود را به سوي بين‌المللي شدن هموار كند.
وي افزود: اين همكاري مي‌تواند در درجه اول با كشورهاي خاورميانه آغاز شود و در ادامه پس از همكاري با كشورهاي آسيايي و شمال آفريقا كه مشتركات فرهنگي زيادي با آنها داريم دامنه آن به سينماي اروپا و‌آمريكا هم كشيده شود.
وي در ادامه در مورد حضور گلشيفته فراهاني و همايون ارشادي در فيلم‌هاي خارجي گفت اين دو بازيگر در فضاي فرهنگي ايران رشد و نمو كرده‌اند و حضور دارند مطمئنم آنها رعايت مسائل اوليه را مي‌كنند و براي خودشان آئين‌نامه نانوشته‌اي در اين مورد دارند، اما اصولا مسأله بازي بازيگران ايراني در فيلم‌هاي خارجي در اين حد اهميت ندارد كه بخواهد منجر به تدوين آئين‌نامه شود بلكه بهتر است حضور فعال و مشاركتي سينماي ايران در كشورهاي خارجي در درجه اول اهميت باشد و در كنار آن مسائلي مانند بازي بازيگران در خارج از كشور مورد بررسي قرار گيرد.

رشيدي: بازيگر ايراني بايد در فيلم خارجي هم هويت و شأن ايراني خود را حفظ كند


داود رشيدي رئيس انجمن بازيگران سينماي ايران در گفت و گو با خبرنگار سينمايي فارس گفت: خيلي خوشحالم كه يك بازيگر ايراني توانسته در فيلمي در سطح جهاني بازي كند، اما اميدوارم او در بازي كردن از ياد نبرد كه يك ايراني است و بايد هويت و شأن ايراني بودن خود را حفظ كند.
وي در ادامه افزود: بحث تدوين قوانين در مورد حضور بازيگران در كشورهاي خارجي وجود دارد كه با اين قضيه موافق نيستم چون بازيگري يك هنر خلاق و آزاد است و نمي‌توان به شكل دستوري به آن نگريست، بلكه خود هنرمند بايد به اين مسائل توجه كند.
رشيدي گفت: من مطمئنم كه هنرمندان ايراني، در هميشه و همه حال شأن و جايگاه خود را حفظ خواهند كرد.

ارشادي: ازنظر تكنيك، بازيگران ما شايد در رده‌هاي اول بازيگري دنيا باشند

«همايون ارشادي» در گفت‌و‌گو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: در همكاري با پروژه‌هاي بين‌المللي، شاخصه‌هايي مانند فضا ،محيط ،كارگردان و بازيگراني كه تجربه‌هاي متفاوتي دارند، مقداري براي بازيگران ايراني متفاوت است وگرنه به لحاظ تكنيك، بازيگران ما شايد در رده‌هاي اول بازيگري دنيا باشند و فقط فرصت برايشان به‌وجود نيامده و يا اين كه به دليل مشكل زبان نتوانسته باشند در خارج از ايران فيلم بازي كنند.
بازيگر فيلم «بادبادك‌باز» ادامه داد: در هر صورت براي بازيگر تجربه كار در پروژه‌هاي خارجي بد نيست، فوتباليست‌هاي ما هم در تيم‌هاي خارجي بازي مي كنند و تجربه كسب مي‌كنند و دوباره بازمي‌گردند و در تيم ملي بازي مي‌كنند.


                                   گلشیفته فراهانی ممنوع الخروج شد!!


                         

در پي اقدام گلشيفته فراهاني براي بازي در يک فيلم هاليوودي ، خروج وي از کشور ممنوع شد.

به گزارش ايرنا ، گلشيفته فراهاني بازيگر زن سينماي ايران که پيش از اين در فيلم سنتوري ايفاي نقش کرده بود ،به دنبال بازي در فيلم آمريکايي"Body of Lies" در کنار بازيگران هاليوود چون «لئوناردو دي کاپريو» و «راسل کرو» و کارگرداني «رايدلي اسکات» ، پيشنهاد جديدي را براي بازي در يک فيلم هاليوودي دريافت داشت.

گلشيفته فراهاني روز سه شنبه براي بررسي اين ‏پيشنهاد تازه عازم هاليوود بود که در فرودگاه از سوي دستگاه هاي ذيربط با حکم ممانعت خروج از كشور مواجه شد.

ايرنا در خبر خود افزود؛با آنکه شنيده ها حاکي از آن است که بازيگران ايراني براي بازي در فيلم هاي خارجي موظف به اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هستند ، با اين حال وزارت ارشاد تا اين لحظه در برابر خبر بازي گلشيفته فراهاني در يک فيلم خارجي و ممنوع الخروج شدن وي موضعي اتخاذ نکرده است...

 

                         

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 10:18 توسط محمد رضا | |

 

                                               

بازی گلشیفه فراهانی در یک فیلم هالیوودی


گلشیفه فراهانی بازیگر مطرح سینمای ایران، در فیلمی به کارگردانی ریدلی اسکات (کارگردان فیلم گلادیاتور) با بازیگران مشهوری چون لئوناردو دی کاپریو و راسل کرو هم بازی شد...

نام این فیلم Body of Lies هست و در ماه اکتبر اکران میشه.

لئوناردو در فیلم نقش یك مامور CIA را بازی می کند به نام Roger ferris. او یك روزنامه نگار است كه از طرف CIA و به خرج CIA مأمور میشود رئیس گروه القاعده را در اردن دستگیر کند.
راسل كرو نیز ایفاگر نقش رئیس CIA به نام Ed hoffman است.

اد هافمن (کرو) رئیس سازمان سیا با همکاری دستیارش راجر فریس (دی کاپریو)، با طرح یک نقشه دروغین که بمب گذار القاعده با امریکائیها تبانی میکند, قصد فریب رهبر القاعده را دارند. قسمتی از این فیلم در مراکش فیلمبرداری میشود.

یک چهارم فیلم برداری این فیلم در مراکش صورت گرفته و مقداری هم در آتلانتیک


leonardo_dicaprio_body_of_lies_movie_image.jpg







body-of-lies-rodaje.jpg







209j53a.jpg





315oax3.jpg




شنیده شده که گلشیفه فراهانی به خاطر بازی در این فیلم از طرف وزارت ارشاد ممنوع‌الخروج شده.

فیلم Body of Lies با شركت لئوناردو دی كاپریو و راسل كرو در 10 اكتبر امسال به نمایش عمومی در خواهد آمد. در این فیلم گلشیفته فراهانی هنرمند توانای ایرانی نیز ایفای نقش نموده است . البته شنیده ها حاكی از این است بعد از این فیلم بازی در فیلم جدید دیگری نیز به وی پیشنهاد شد كه در زمان خروج از كشور برای این مقدمات كار به وی اطلاع دادند كه ممنوع الخروج است و دلیل آن نیز گویا این موضوع می باشد كه وزارت ارشاد اعلام كرده كه بازیگران برای بازی در فیلم های خارج از كشور باید اجازه نامه رسمی بگیرند.
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 9:58 توسط محمد رضا | |

              
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 11:37 توسط محمد رضا | |

پروفسور حمید مولانا

پروفسور حميد مولانا

 

پروفسور حمید مولانا استاد ومدیر گرو دانشگاه واشینگتن (پایه گذار روابط بین الملل )از نظر یه

" کهکشان بزرگ اندیشه" ارد بزرگ حمایت میکند .

نظریه ی ارد بزرگ اندیشمند ایرانی در برابر نظریه "دهکده کوچک جهانی" مک لوهان کانادایی قرار دارد

 

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 11:31 توسط محمد رضا | |

 


بنیاد فرهنگی پروفسور یحیی کمالی پور با هدف توسعه مراکز فرهنگی و ارتباطی و با مشارکت جمعی از اساتید دانشگاه و فعالان فرهنگی و ارتباطی راه اندازی می شود.

دکتر کاظم معتمد نژاد،دکتر محمد سلطانی فر، دکتر مهدی محسنیان راد، دکتریونس شکرخواه، دکتر حسام الدین بیان،دکترحسام الدین آشنا،امیرعباس تقی پور،حمید ضیایی پرور،دکترعلی اصغر محکی،دکترشهیندخت خوارزمی و دکتر حسن نمکدوست اعضای هیئت مؤسس این بنیادغیر انتفاعی هستند.

پروفسور کمالی پور، در نامه ای خطاب به معاون برنامه ریزی و توسعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هدف از تأسیس این بنیاد را ایجاد امکانات آموزشی از جمله مدارس و مجتمع های فرهنگی در مناطق محروم کشور جهت ارتقای سطح آگاهی جوانان و توسعه های ملی در اقصی نقاط ایران عزیز عنوان کرده است.

وی همچنین از ایجاد و ساخت مجتمع فرهنگی و ارتباطی در زادگاه خود راور کرمان به عنوان نخستین پروژه این بنیاد نام برده است.

پروفسور یحیی کمالی پورمحقق برجسته بین المللی و پروفسور ارتباطات جمعی و رییس دپارتمان ارتباطات و هنرهای خلاق در دانشگاه پوردو آمریکاست .حوزه تحقیقات وی شامل جهانی سازی، تأثیر مطبوعات، ارتباطات بین المللی، روابط عمومی و تبلیغات، نگرش کلیشه ای و فن آوری های جدید ارتباط است.

 
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 11:24 توسط محمد رضا | |

بند بازی برای سیم کشی!

این 2 نفر نه بند بازند ونه عملیات آکروباتیک انجام می دهند. فقط با این وضعیت اومدن روی این سیمهای برق تا کارهای فنی مربوط به برق خیابان صدوقی(جاده تهران) رو انجام بدن.هرکس دیروز از این خیابون گذشت مدتی به تماشای این عملیات جالب توجه ایستاد! البته نمیدونم امکان تامین امنیت بیشتری برای این آقایون بود یا نه تا مشکلی براشون پیش نیاد...خودتون قضاوت کنید.

Hosted by Tinypic.com

Hosted by Tinypic.com

Hosted by Tinypic.com

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 11:11 توسط محمد رضا | |

نظر رییس دانشگاه کرمان در مورد فعالیتهای تشکلهای سیاسی دانشجویی:

 

 دیدگاهم مثبت است اما به شرط خدشه دار نشدن قانون

Hosted by Tinypic.com

روز تودیع ومعارفه رییس دانشگاه کرمان دیدگاه دکتر امیری خراسانی رییس جدید این دانشگاه در مورد فعالیتهای سیاسی دانشجویان و تشکلهای دانشجویی از موضوعاتی بود که در مورد آن میان علاقمندان به این مبحث گفنگو می شد.

اما روز گذشته دکتر امیری در جمع تعدادی از خبرنگاران حاضر شد و در مورد برنامه های خود با آنها به گفتگو نشست.اما در حالیکه تنها چند روز از آغاز به کار او به عنوان رییس دانشگاه کرمان می گذرد و هنوز زمان به پیش کشیدن بسیاری مباحث نرسیده است از او پرسیدم دیدگاهش را نسبت به فعالیت تشکلهای سیاسی دانشگاه بیان کند.

دکتر امیری خراسانی در این مورد گفت:دیدگاهم در این مورد مثبت است منتها تا جایی که قانون خدشه دار نشود و آزادیهای دیگران سلب نشود.

وی افزود :دانشجو عنصر ارزشمند اجتماع است و ذهنش خلاق و نقاد است که برای بیشتر دانستن در مورد همه چیز خصوصا مسایل سیاسی تلاش می کندو در این میان دانشگاه باید رشد سیاسی دانشجو را افزایش دهد البته اولویت اول مسایل آموزشی و علمی در دانشگاه است.

رییس دانشگاه کرمان با اشاره به تفاوت میان سیاست و سیاسی کاری گفت:سیاست یعنی فربه شدن ذهن دانشجو نسبت به موقعیت زمانی و مکانی کشور و سیاسی کاری یعنی رفتن به دنبال منافع حزبی و گروهی که در شان دانشجو نیست.

از دکتر امیری پرسیدم که اگر دانشجویان فعال سیاسی دچار مشکلات قضایی شوند چه اقدامی انجام خواهد داد که پاسخ داد:حدود فعالیتهای سیاسی را قانون مشخص می کند و اگر مشکلی برای دانشجویان پیش آید اگر در توانم باشد و مغایرتی با قانون نداشته باشد برای حل مشکل این دانشجویان تلاش خواهم کرد.

 
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 11:10 توسط محمد رضا | |

                                    

             دکتر ایوب احمدپور/عکس: وحید قرایی

عنوان مقاله:  مطالعه تطبيقي وقف با تراست(Trust) و اندومنت(Endowment)

چکيده مقاله :  

    وقف چيست و از چه سابقه و جايگاهي برخوردار بوده و داراي چه شرايط و مقرراتي در فقه اسلامي و حقوق ايران مي باشد؟ پاسخ به اين سوال از نگاه يک مطالعه تطبيقي، تصوير تحليلي و بهتري را از اين تاسيس حقوقي فراهم مي آورد. از اين نقطه نظر مي توان به ارزيابي ماهيت و شرايط وقف پرداخت و نقاط قوت آن را برجسته ساخت و نيز شرايط بهتري براي ارتقاء اين تاسيس حقوقي چه به لحاظ قواعد حقوقي و چه به لحاظ عملي فراهم آورد. وقف به عنوان يکي از نهادهاي پيشرفته در حقوق اسلامي است که يکي از نشانه هاي پيشقراول بودن دين مبين اسلام در توجه به جنبه هاي انساني و احسان به هم نوع و جامعه بشري مي باشد. وقف در فقه اسلامي و حقوق ايران به معناي تحبيس عين مال و تسبيل منافع و اختصاص آن به موارد خاص مورد نظر که جنبه احساني دارد مي باشد. اندومنت چنين تعريف شده است: اهداء کردن مبلغي پول يا اموال به يک موسسه، نظير دانشگاه، به منظور استفاده در موارد خاص، به ويژه در موردي که اصل پول و مال به طور دائم دست نخورده باقي مي ماند و فقط از محل سود و منافع حاصله از اصل پول يا مال در مصارف مورد نظر استفاده مي شود. همچنين اندومنت به معناي انتقال و يا دادن يک سوم از اموال شوهر را به همسر بازمانده از وي پس از فوت مي باشد(البته اين تاسيس حقوقي به معناي اخير در بسياري از سيستمهاي حقوقي که سابقا داراي آن بوده اند امروزه ملغي شده است) تراست به عنوان يک نهاد حقوقي تاريخي برآمده از قواعد انصاف در حقوق انگليس به معناي يک رابطه حقوقي مي باشد و در موردي صادق است که فردي(ايجاد کننده تراست) مالکيت مالي، اعم از منقول و غير منقول، را به فرد يا افرادي که تراستي يا امين ناميده مي شوند انتقال داده تا آن مال را براي استفاده اشخاص ديگر،‌که ذينفع يا مستحق ناميده مي شوند، يا به منظور استفاده در موارد مجاز قانوني مشخص نگهداري نمايد. در اين صورت مالکيت به تراستي يا امين منتقل شده است اما منافع حقيقي مال به تراستي واگذار نشده است بلکه منافع متعلق به ساير اشخاص ذينفع يا براي مصرف در مقاصد عام المنفعه و خيريه مي باشد. اين سه تاسيس حقوقي با وجود مشابهتهاي ظاهري، از لحاظ ماهوي و مقررات و شرايط متفاوت بوده. بررسي تطبيقي اين سه مستلزم بررسي سابقه تاريخي پيدايش اين نهادهاي حقوقي، شرايط و مقررات حاکم بر آنها و موارد کاربرد آنهاست. لذا مطالعه پيرامون موضوع پيشنهادي براساس پلان ذيل انجام مي شود: بررسي اجمالي هر يک از سه نهاد مورد مطالعه و بيان تاريخچه و شرايط و مقررات حاکم بر آنها. بررسي تطبيقي سه تاسيس حقوقي موضوع مطالعه و مقايسه ماهيت و عناصر و شرايط آنها. ارزيابي هر يک از سه نهاد مختلف مربوط به سيستمهاي متفاوت حقوقي براساس تحليل مشابهتها و تفاوتهاي مقدمه و بيان موضوع مقاله و ضرورت تحقيق پيرامون مساله * تراست در نظام کامن لو، شامل مباحث: - تاريخچه پيدايش تراست - ماهيت تراست - اقسام تراست - مقررات و شرايط حاکم بر تراست و ارکان آن * اندومنت - تاريخچه - ماهيت اندومنت - مقررات و شرايط اندومنت - پايان اندومنت * بررسي تطبيقي و تحليلي وقف و تراست و اندومنت - وقف و شرايط آن - مقايسه ماهيت و اهداف وقف يا اندومنت و تراست - مقايسه شرايط وقف و تراست و اندومنت * ارزيابي و نتيجه

نويسنده :
 دکتر ايوب احمد پور

نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 11:8 توسط محمد رضا | |

 
  

نمردیم و معنی خدا و خرما رو فهمیدیم...

                          
این نوشته اصلا عاشقانه نیست ولی دیدم جالبه گذاشتم تا شما هم ببینید

دختر بودن يعني به به خانوم قشنگه........هزار ماشاالله دختر بودن يعني برو تو دم در واينستا دختر بودن يعني لباست چهارمترونيم پارچه ببره که آقايون به گناه نيفتن دختر بودن يعني خوب به سلامتي ليسانس هم گرفتي ديگه بايد شوهرت بديم دختر بودن يعني کجا داري ميري؟ دختر بودن يعني تو نميخواد بري اونجا من خودم ميرم دختر بودن يعني کي بود بهت زنگ زد؟ با کي حرف ميزدي؟ دختر بودن يعني خيلي خودسر شدي دختر بودن يعني آجازه گرفتن واسه هر چي. حتي نفس کشيدن دختر بودن يعني ..........

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 12:44 توسط محمد رضا | |


بر همگان روشن است که ایران و ایرانی در زمینه علم و دانش و فن هر موقع که اراده کند می تواند به راحتی دیگران را پس بزند و بر قله افتخار بایستد،درست است که کشور عزیزمان در رتبه آخر جدول IT هان قرار دارد(واقعا که!)ولی ما نخبگان و بزرگانی نیز در این عرصه داریم نخبه گانی که هر کدام به نوعی در شیوه زندگی اهالی زمین تاثیر داشته و دارند و هر کدام باعث ایجاد تغییراتی در زندگی مردم جهان شده اندفولی متاسفانه ما ایرانیان کمتر این افراد را می شناسیم یا حتی نام آنها را هم نمی دانیم چه برسد به تحولی که ایجاد کرده اند.با خودم گفتم خوب  است که تعدای از این افراد را که می شناسم به شما دوستان معرفی کنم تا شاید کمی با افتخارات ایران زمین با این میراث بزرگ علمی کشورمان آشنا شویم.پس با هم مروری کوچک بر برخی از این بزرگان می کنیم!

pro-lotfizadeh.jpg

پروفسور لطفي زاده استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فوزي . کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان!خود من به شخصه ارادت خاصی به این استاد بزرگ دارم چون منطقی که ارائه کردند در بسیاری از جهات زندگیم مرا یاری کرده است!

maria-khorsand.jpg

 ماریا خرسند رئیس کمپانی بزرگ اریکسون سوئد

deh-bozrgi.jpg

 مهندس ایمان ده بزرگی،نفر دوم المپیاد طراحی وب جهان در کانادا و صد البته  کم سن و سال ترین مهندس IT جهان.آیا لایق افتخار و تقدیر نیست؟

davari.jpg

پروفسور بیژن داوری معوان ارشد کمپانی IBM ،بزرگترین غول سخت افزاری دنیا!و طبعا استاد دانشگاه آمریکا.

eslambelchi.jpg

 حسين اسلامبلچي رئیس بزرگترین شرکت مخابراتی ایالات متحده یعنی شرکت پر آوازه AT&T

ای کاش فقط ذره ای به این افراد در میهن عزیزمان بها می دادند تا ترک وطن نکند و ایران چنین بر رتبه آخر IT جهان بیاستد به امید روزی که چنین نخبه گانی فرصت کار و پژوهش در ایران را داشته باشند.آیاچنین روزی می آید؟!

نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 12:6 توسط محمد رضا | |

                                  

تنها بازمانده يک کشتي شکسته به جزيره کوچک خالي از سکنه اي افتاد.او با دلي لرزان دعا کرد که خدا نجاتش دهد.اگر چه روزها افق را به دنبال ياري رساني از نظر مي گذراند کسي نمي آمد.سرانجام خسته و ازپا افتاده موفق شد از تخته پاره ها کلبه اي بسازد تا خود را از عوامل زيان بار محافظت کند و دارايي هاي اندکش را در آن نگه دارد.اما روزي که براي جستجوي غذا بيرون رفته بود ، به هنگام برگشت ديد که کلبه اش در حال سوختن است و دودي از آن به آسمان مي رود. متأسفانه بدترين اتفاق ممکن افتاده و همه چيز از دست رفته بود. از شدت خشم و اندوه درجا خشکش زد و فرياد زد: خدايا چطور راضي شدي با من چنين کاري کني؟
صبح روز بعد با صداي بوق کشتي اي که به ساحل نزديک مي شد از خواب پريد.کشتي اي آمده بود تا نجاتش دهد.
مرد خسته، از نجات دهندگانش پرسيد : شما از کجا فهميديد من در اينجا هستم؟ آنها جواب دادن، ما متوجه علائمي که با دود مي دادي شديم!
وقتي که اوضاع خراب مي شود ، نا اميد شدن آسان است ولي ما نبايد دلمان را ببازيم ، چون حتي در ميان درد و رنج، دست خدا در کار زندگي مان است..

پس به ياد داشته باش دفعه ديگر اگر کلبه ات سوخت و خاکستر شد، ممکن است دودهاي برخاسته از آن علائمي باشد که عظمت و بزرگي خدا را به کمک مي خواند
نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 11:0 توسط محمد رضا | |


منبع: زمانه.
رتبه بندی دانشگاههای دنیا بر اساس وبومتری در سال جدید اعلام شد که این نتایج بازگو کننده برتری دانشگاههای آمریکا، کانادا و انگلیس نسبت به سایر دانشگاههای دنیاست. برترین دانشگاه ایران نیز دانشگاه تهران است که در رده دوم خاورمیانه و ۱۰۴۵ دنیا قرار گرفته است. بر اساس آمار منتشر شده ۲۴ دانشگاه اول دنیا در زمینه وبومتریک متعلق به ایالات متحده آمریکا هستند و بیست و پنجمین دانشگاه تورنتو کاناداست. دانشگاه تورنتو کانادا در رده بندی سال گذشته در مقام بیست و سوم قرار داشت.
رتبه بیست و ششمین نیز به دانشگاهی دیگر از آمریکا اختصاص پیدا کرده و دانشگاه کمبریج انگلستان در این رده بندی سقوط کرده و به جایگاه بیست و هفتم سقوط کرده است. این دانشگاه در رده بندی اواخر سال ۲۰۰۷ در رده نوزدهم جای گرفته بود.
رتبه های ۲۸ تا ۳۶ این رده بندی نیز به دانشگاههای آمریکا اختصاص یافته است. بر اساس رده بندی جدید وبومتریک از میان ۳۶ دانشگاه اول دنیا ۳۴ دانشگاه متعلق به کشور آمریکاست و تنها دو دانشگاه از کشورهای انگلیس و کانادا به چشم می خورد.
دانشگاه آکسفورد در این رده بندی در مقام ۳۷ و دانشگاهی از کشور سوئیس در رده ۳۸ قرار دارد. دانشگاهی از آمریکا در رده ۳۹ و دانشگاهی از کانادا در جایگاه ۴۰ دانشگاه های دنیا قرار گرفته است.
برترین دانشگاه آسیایی نیز دانشگاهی از کشور ژاپن است که در رده ۶۱ قرار گرفته است. دانشگاه توکیو از ژاپن صعودی چشمگیر در این رده بندی داشته است. دانشگاهی از اندونزی نیز که در رده بندی سال گذشته در مقام اول آسیا و ۱۳۹ دنیا قرار داشت در آسیا با یک رده نزول به مقام دومی رده بندی دانشگاهها بر اساس وبومتری دست یافته است. این دانشگاه در رده بندی جهانی نیز جایگاه ۷۳ را کسب کرده است. دانشگاهی از تایوان در رده سوم قرار گرفته است. دانشگاههای کشورهای سنگاپور، ژاپن و هنگ کنگ در رده های چهارم تا ششم قرار گرفته اند.
در بخش خاورمیانه نیز دانشگاه کینگ فهد عربستان در رتبه اول قرار گرفته است و دانشگاه تهران در جایگاه دوم است. دانشگاه آمریکایی بیروت نیز که در سال گذشته در رتبه اول خاورمیانه قرار داشت در رده سوم قرار گرفته است. دانشگاه صنعتی شریف نیز با صعود نسبت به سال گذشته در رده پنجم این رده بندی قرار گرفته است.
نکته قابل توجه حضور بیش از ۵۰ دانشگاه ایرانی در میان ۱۰۰ دانشگاه برتر خاورمیانه است. دانشگاه علوم پزشکی تهران نیز در رده هفتم قرار دارد. دانشگاه های شیراز در رده نهم و دانشگاه علوم پزشکی اصفهان نیز در رده دهم قرار گرفته اند.
دانشگاه تهران برترین دانشگاه ایران در رده بندی جهانی در جایگاه ۱۰۴۵ قرار گرفته است. رده پیشین دانشگاه تهران در میان دانشگاههای دنیا ۱۴۶۳ بوده است. نکته قابل توجه این است که هیچ دانشگاهی از ایران در ۱۰۰ دانشگاه اول آسیا جایی ندارد.
رشد دانشگاه کینگ فهد عربستان نیز بسیار قابل توجه است به گونه ای که این دانشگاه علاوه بر صعود خیره کننده در خاورمیانه و آسیا در دنیا نیز به رتبه ۶۳۷ دست یافته است. یکی از اهداف اصلی رده بندی وب سنجی دانشگاههای دنیا ترویج نشریات اینترنتی، حمایت از دسترسی آزاد به اینترنت، دسترسی به نشریات علمی الکترونیک و سایر دروس دانشگاهی است.

 
نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 10:53 توسط محمد رضا | |

 
 
دکتر  فیروز نادری
 
 مطمئنأ هر ایرانی نام "دکتر فیروز نادری" را شنیده  ، شخصی که یکی از بزرگترین اشخاص نام آور مقیم خارج از کشور که در زمینه علوم فضایی و ناسا یک شخص بسیار معروف و شناخته شده برای دنیا میباشد ، مدیریت وی در پروژه مریخ و موفقیت وی در هدایت این پروژه  ماه ها جزو مهمترین اخبار شبکه های خبری جهان بود ....شخصی که بالاترین نشان ناسا را دریافت میکند و موثرترین فرد سال ایالات متحده معرفی میشود. شخصی ایرانی که بزرگتر از وی در دنیای علوم نداریم ....
 
 
 
دکتر فیروز نادری در  سال  1325 در شهر شیراز به دنیا آمد  ، تحصیلات  ابتدایی خود را در شیراز  و دوره متوسطه را در  دبیرستان اندیشه تهران به اتمام رساند سپس  در سال 1964 به آمریکا رفت  و پس  از  تحصیلات  کارشناسی و کارشناسی ارشد در  رشته مهندسی برق ،در سال 1976  تحصیلات  دکترای خود را در رشته مهندسی  الکترونیک  به پایان  رساند
  فیروز  نادری پس از اتمام تحصیلات خود در سال  1976 به وطن باز می گردد و فعالیت خود را در مرکز  سنجش از دور ايران در  تهران آغاز می کند و پس  از دو الی سه  سال  فعاليت در ايران به دليل نبود امکانات  مورد  نيازش برای  بسط  تحقيقات و پژوهش هایش  کشور را به مقصد آمريکا ترک می کند و در سال  1979، يعنی  حدود  29 سال  پیش فعاليت  خود  را  در ناسا  آغاز می کند.
  او در این مدت  مشاغل  فنی و مدیریتی  متعددی  را در زمینه ماهواره های مخابراتی  متحرک ، رادارهای سنجش  از دور  اقیانوسی ، رصد خانه های تحقيقاتی  اختر فيزيک و اکتشاف  مريخ  و ساير اجرام  منظومه شمسی بر  عهده  داشت .
  نادری  علاوه بر اينکه مديریت طرح سرمنشاء را برای جستجوی سيارات فراخورشيدی بر  عهده داشت ، مديريت آزمونهای علمی پروازهای فضايی را که وظيفه اصلی اش رصد و  بررسی بادهای زمين از جو بود را نيز بر عهده داشت.
 
 
اوج موفقیت دکتر نادری در مدیریت پروژه مریخ و هدایت مریخ نوردهای روح و فرصت بود ، پروژه ای که اگر دکتر نادری نبود شاید تا سال ها و حتی ده ها سال آینده نیز ناسا موفق به اتمام رساندن آن نمیشد.
  نادری از سال ۱۹۹۶ مدیر برنامه منشاء حیات ناسا بود. وی در سال ۱۹۷۶ به "جی پی ال" پیوست و به عنوان مدیر آزمایشات پروازی علوم فضا و مدیر طرح تفرق سنج ناسا به كار پرداخت. علاوه بر اینها وی در مركز مدیریت ناسا، سرپرستی برنامه فناوری ارتباطات پیشرفته ماهواره‌ای را بر عهده داشت و در "جی پی ال" نیز مدیر برنامه ماهواره‌های متحرك بود.
  در سال 2000 میلادی دانشمندان بزرگ ناسا پس از دو بار ناکامی در هدایت و مدیریت پروژه اکتشافی مریخ ، و تحمل زیان های میلیارد دلاری تصمیم میگیرند که این پروژه نا موفق را متوقف کنند اما راه کار ها و جدیت دکتر نادری باعث میشود که ناسا مدیریت این پروژه را به دکتر نادری واگذار کند و مجدد میلیون ها دلار هزینه کند .دکتر نادری با قبول این سمت باید تمام تحقیقات مربوط به مریخ را هدایت و برنامه ریزی كند.
  دکتر نادری و دیگر دانشمندان ناسا پس از چند سال تلاش و آماده کردن مریخ نوردهای جدید ، تصمیم به عملی کردن پروژه اشان یعنی نشاندن وهدایت مریخ نوردهای روح و فرصت بر روی کره مریخ میکنند .
  این پروژه البته چندان هم راحت نبود چرا که امکان نابودی " ماشین های مریخ نورد  روح و فرصت " در حین پرواز به سوی مریخ و همچنین فرود آن وجود داشت ( بیاد دارم در این مقطع تمام تلویزیون های خبری دنیا با اضطراب و نگرانی زمان فرود این مریخ نشین را دنبال میکردند چرا که ممکن بود با اشتباهاتی که رخ دهد و یا اتفاقات پیش بینی نشده این مریخ نورد ها با کوه ها برخورد و یا در گودال های بسیار عمیقی که در مریخ هستند فرود آید و یا اتفاقات زیاد دیگر ، که یعنی شکست این پروژه اما با نشستن این مریخ نشین تمام شبکه های خبری سریع این خبر را پوشش دادند ، در عکس زیر هم خوشحالی بزرگترین دانشمندان ناسا را میتوانید در این لحظه ببینید )
 
 
شخص سمت چپ با پیراهن قرمز ، رئیس کل ناسا میباشد 
  نادری در توصیف موفقیت پروژه اش میگوید :  دو شبی که ما به وسیله ی روح و فرصت بر روی مریخ فرود آمدیم و نیز زمانی که از آشیانه ی خود خارج شدند، به عنوان یکی از بهترین لحظات زندگی ام برای همیشه در ذهنم باقی است.  مریخ نورد روح و فرصت تا کنون تحولی در اکتشافات مریخ به وجود آورده اند. شاید تجربه ی ناسا در ماموریت رهیاب مریخ باعث شد تا عمر روح و فرصت را 90 روز تخمین بزند ولی پس از اتمام 90 روز  اخلالی در مریخ نوردها حس نمی شد و ناسا 5 ماه دیگر ماموریت آنها را تمدید کرد و اخیرا نیز بازهم ماموریت آنها 7 ماه تمدید شد.
 
  دکتر نادری در این پروژه از همکاری 4 دانشمند بزرگ ایرانی دیگر هم سود میبرده که یکی از آنها دکتر بهزاد رئوفی بوده .
  وی پس از موفقیت در مدیریت این پروژه ترفیع درجه میگیرد و هم اکنون معاون آزمایشگاه پیشرانش جت ، مدیر ارشد برنامه های راهبردی "جی پی ال" ناسا و مدیر پژوهش های کل منظونه شمسی  میباشد. وی در همین سال ( 2004 ) موفق به دریافت بالاترین نشان ناسا و موثرترین فرد سال آمریکا شناخته میشود.
 
 
دکتر نادری  اعتقاد  دارد  که حيات  به کره زمين  محدود  نمی شود و اعتقاد به حیات در خارج از منظومه شمسی دارد . وی میگوید : من مطمئن هستم که حیات به کره زمین محدود نمیشود و در داخل منظومه شمسی احتمال حیات در مریخ و یکی از اقمار مشتری به نام اروپا زیاد است . وی میگوید : اکتشافات ما نشان میدهد که در زمان حال یا باستان در کره مریخ آب مایع وجود دارد و یا داشته و همین اکتشافات احتمال وجود حیات را زیاد میکند.
  دکتر نادری میگوید : البته در منظومه شمسی حیات بصورت کره زمین نیست بلکه اگر حیاتی باشد بصورت تک سلولی یا چند سلولی خواهد بود.
  مديريت   نادری  در ماموريت های  مريخ  در حالی  با موفقيت  فراوان  و  غير قابل   تصور  روبرو بوده است  که ناسا  و شوروی  سابق  از  40  سال  پيش می خواستند  به مريخ  بروند. اما  بيش  از  دو سوم ماموريت ها به دليل  دشواريهای بسِار  زياد آن  با  شکست   مواجه  شده  بود  و در سال  2001 او و تيم  تحت  مديريتش موفق  شدند "مدار گرد " اودیسه  را به مدار  مريخ بفرستند  و مريخ نورد  روح را در  سطح  مريخ  فرود  بياورند و مريخ  نورد دو قلوی آن به نام   فرصت  هم  پنجم  بهمن  ماه  سال  2004  در مريخ  بر زمين  نشست و حالا  زمينی ها می  توانند  هر دو  سال یکبار به مريخ  بروند و در سال 2015  نمونه هایی از اين  سياره  را به  زمين  بياورند.
  نادری معتقد هست که تا سال 2030 سفر به مریخ امکان پذیر نخواهد بود اما معتقد هست که تا سال 2015 میتواند انسان در ماه زندگی کند.
  بزرگ‌ترین افتخار نادری دریافت بالاترین نشان سازمان فضایی ناسا " مدال خدمت برجسته "  و انتخاب وی به عنوان موثرترین فرد سال در ایالات متحده است .
 
 
دکتر فیروز نادری قرار بود که در ایران حضور به هم رساند اما مشکلات  کاری وی باعث شد که سفر خود به ایران را به تعویق بیندازد ، متن دکتر فیروز نادری و پوزش وی از تأخیر در ورود به ایران این چنین است :
  پس از 28 سال، با شور و اشتیاقی فراوان در آستانه سفری به کشورم قرار داشتم تا نه تنها با خانواده ام و شهر و کشورم دیدار کنم بلکه بتوانم با جوانان کشورم و سازمانهای علمی پیشرو در تهران و شیراز به گفتگو بنشینم.
در این مدت واکنشها و لطف مردمی که به نوعی مخاطبان سفر من به شمار می رفتند و به ویژه دانش جویان ، اساتید دانشگاه، و اصحاب رسانه مرا در بر گرفت .
  با وجود این زندگی همواره آنگونه که ما می خواهیم به پیش نمی رود. رخ دادن اتفاقی که در حوزه مسولیتی من قرار داشت ( و در باره یکی از کاوشگرهای عازم سیاره مریخ بود) ، مرا ناچار به حضور مستقیم در لس انجلس و در نتیجه لغو سفرم به ايران  کرد.
  من مایلم در این فرصت از جمعی که وقت با ارزششان را صرف برنامه ریزی و هماهنگی این سفر کردند تشکر و قدردانی کنم به ویژه از پرفسور وفایی ار دانشگاه صنعتی شریف، پرفسور مدرس از دانشگاه تهران و پرفسور ریاضی و پرفسور براتی از دانشگاه شیراز. همچنین مایلم سپاسگزاری خود را ازگروهی از روزنامه نگاران علمی بسیار خوب کشور  ابراز کنم .
امیدوارم به زودی همه شما را ملاقات کنم
همه شما با محبتی که نسبت به من روا داشتید در قلب من جای دارید.
 
با بهترین آرزوها
فیروز نادری
لس آنجلس
چهارشنبه ۱۵فوریه
نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 10:51 توسط محمد رضا | |


قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت