یادداشت های یک خام دست خامه به دست...
دانشگاه شهید باهنر به داشتن رشته ای چون حقوق می بالد.
تا حالا شده به افرادی توی جامعه برخورد کنید که به شدت تحت تاثیر سریال و فیلم های تلوزیون قرار می گیرند؟ مثلا سریال ترانه مادری که بعضی این روزها با دیدن این سریال به خانواده شون مشکوک شدن. شاید باورتون نشه ولی یه نفر به من می گفت: من و پسر داییم فکر می کنیم که داداشیم. به خاطر همین هم رابطه مون خیلی زیاد شده. گفتم: خوب اینکه خیلی خوبه. گفت: ولی هر دوتامون به پدر و مادرمون سوء ظن داریم. من هم گفتم: یه خورده شخصیت داشته باش. اون هم یه لبخند تلخ زد و گفت: چی می گی؟ شاید باورتون نشه ولی بعضی از مردم واقعا با این داستانها و شخصیت های مجازی درگیر می شوند و آنقدر خودشون رو می اندازند وسط که آدم یاد اکبر بیکار توی سه در چهار می افته. گفتم اکبر بیکار یاد پدر نغمه ادیب در سریال ترانه مادری افتادم. به نظر شما اکبر بیکار بیکارتره یا بابای نغمه؟ خداییش اکبر بیکار حداقل یه آمار از محله داره ولی بابا نغمه 24ساعت کنج خونه نشسته و لبخند می زنه! راستی از حسن چمنی خبر دارید؟ خوب لابد اکبر بیکار آمارش رو داره. ولی خودمونیم ها بیکاری بد دردیه. بگو خدا نکنه. راستی یه سوال: پویا که اینقدر ندید پدیده پس چطور اینقدر از کامپیوتر سر در میاره؟ حداقل به خاطر کامپیوتر یه خورده باید چشم و گوشش باز می شد دیگه. مگه نه؟ در ضمن ما نفهمیدیم عملیات ۱۲۵ رو با این هم شخصیت چطور می خوان جمع و جور کنند؟ اما به نظر شما تربیت پویا (ترانه مادری) بهتره یا بهرام (ترانه مادری) یا بیژن(4×3)یا کیوان (4×3) یا حسن چمنی125 اینم موتور آقا سیروس قرار بود دو ترکه سوار نشن!
دوست عزیز در مجموع همیشه یادت باشه که زیاد خودت رو قاطی این شخصیت های خیالی نکنی. مراسم گشايش المپیک پکن با نمایشی عظیم از رقص، موسیقی و آتش بازی در استادیوم ملی چین که سرتاسر آن را تماشاچی فرا گرفته، آغاز شده است. حدود 10 هزار نفر در اجرای برنامه های این مراسم مشارکت دارند، که تخمین زده شده حدود یک میلیارد نفر در جهان به تماشای آن می نشینند. موفقیت ورزشی مایکل فلپس، این روزها در ایران، حتی در میان کسانی که به ندرت خبرها و رویدادهای ورزشی را دنبال میکردند، بازتاب جالب توجهی پیدا کرده است. عدم موفقیت کاروان ورزشی ایران در پکن، همراه با خبر باورنکردنی کسب این همه مدال و نشان از سوی تنها یک ورزشکار، سؤالهای زیادی در ذهن مردم ایجاد کرده است. به راستی ماشین قهرمانسازی کشورهای دیگر چگونه و تحت چه مکانیسمی، قهرمان ورزشی تربیت میکند؟ چرا این ورزشکاران اشباعناپذیر به نظر میرسند و کسب یکی دو مدال جهانی و المپیکی و چند قرارداد تجاری آنها را به سقف آرزوهای شخصيشان نمیرساند؟ و آیا مایی که عادت داریم از قهرمانان خود اسطوره بسازیم و یک شبه آنها را به اسوههای اخلاقی مسلم تبدیل کنیم، راه خطا را طی نمیکنیم؟ آیا بهتر نیست، ستارههایمان را زمینی و دوستداشتنی حفظ کنیم و شرایط را طوری فراهم آوریم که آنها تنها بر «حرفه» ورزش خود تمرکز کنند. اینها سؤالاتی هستند که اینجا و آنجا، در تاکسی و بیمارستان و نشریات و در گفتگوهای خودمانی با ادبیات و استدلالها و گرایشات شخصی مختلف به آنها پرداخته میشود. اما، در این پست میخواهم گریزی بزنم به بیوگرافی مایکل فلپس: مایکل فلپس Michael Phelps در 30 ژوئن سال 1985 در مریلند به دنیا آمد. پدر و مادر مایکل، «فرد» و «دبی» نام دارند. پدر مایکل یک آدم نظامی بود و مادرش آموزگار دبیرستان. مادر مایکل، معلم موفقی است و توانسته دو بار، عنوان بهترین آموزگار سال را در مریلند به دست آورد. مایکل فلپس، در خواهر بزرگتر به نامهای هیلاری و ویتنی دارد. پدر مایکل، ورزشکار خوبی بود و توانست این ویژگی را به فرزندانش هم منتقل کند. هیلاری -خواهر مایکل- استعداد زیادی در شنای پرونه داشت، ولی شنا را سرانجام کنار گذاشت، خواهر دیگر مایکل



ادامه مطلب
ادامه مطلب
| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |



