تبليغاتX
یادداشت های یک خام دست خامه به دست...


یادداشت های یک خام دست خامه به دست...

دانشگاه شهید باهنر به داشتن رشته ای چون حقوق می بالد.

                      

استاد امیر فطانت مترجم آخرین اثر گارسیا مارکز به وبلاگ  سر زدند . لازم به ذکر است ترجمه این کتاب در ایران ممنوع شده است. این کتاب توسط نشر ایران در آمریکا منتشر شده است.

                                        نسخه فارسی کتاب

                                              

                                                

roospian2.gif

کتاب خاطرات روسپیان سودازده من نوشته گابریل گارسیا مارکز نویسنده پر اوازه کلمبیایی که در ایرا ن به ان اجازه انتشار ندادند به فارسی ترجمه و منتشر شد.این کتاب که به علت بیماری و کهولت مارکز شاید اخرین کتاب او باشد در اکتبر ۲۰۰۴ به بازار امد و چاپ اول ان در یک میلیون نسخه منتشر شد. روسپیان سودازده من مو جب سر و صدای زیادی در مطبوعات و محافل هنری شده و کتابی است کوچک که در ان به رابطه عشق پیرانه سر مردی سالخورده و دخترکی نو جوان اشاره دارد و نگاهی است متفاوت به مفهوم پیری، عشق و زندگی.

این کتاب توسط امیر حسین فطانت مستقیما از زبان اصلی ، اسپانیایی ، به فارسی و توسط نشر ایران در امریکا منتشر شده است

فرازي از کتاب که در پشت جلد آمده است دريچه ايست به رمان آخر مارکز: “در سالگرد نود سالگي ام خواستم شب عشقي ديوانه وار را با نوجواني باکره بخود هديه دهم. به ياد رزا کارباکس افتادم؛ ملک يک خانه مخفي که عادت داشت هر وقت خبر تازه اي به دستش مي رسيد آنرا به مشتريان خويش اطلاع دهد. هيچ وقت به او و به هيچکدام از پيشنهادهاي وسوسه انگيز بي شرمانه اش تن نداده بودم. اما او اصولي را که من به آنها اعتقاد داشتم قبول نداشت و با لبخندي موذيانه مي گفت: اخلاقيات هم بستگي به زمان داره، خواهي ديد.

نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 6:20 توسط محمد رضا | |

جناب استاد امیرحسین فطانت  مترجم کتاب خاطرات روسپیان سودازده من اثر گارسیا مارکز

نظر به اینکه برای بنده نظرات خود را ارسال کرده اید ضمن تشکر از حسن نیت شما در مورد پاره ای از مسائل نکاتی به شرح زیر دارم:

از اینکه متوجه شدم شما نامزد بهترین مترجم سال ۲۰۰۷ شده اید فوق العاده خوشحال و خرسند شدم . ضمن اینکه من و دوستانم ترجمه کتاب جدید آقای مارکز را که حضرت عالی معرفی کرده بودید حتمآدانلود می کنیم. و ضمنآ پیرو نظرات ارزشمند شما همانطور که در محیط وبلاگ می بینید بنده با هرگونه سانسور غیر منطقی مخالفم و از اثر بدیع و البته دلیرانه شما حمایت می کنم اما در مورد مباحثات دکتر سروش بنده از راهنمایی های دلسوزانه شما استفاده کردم و ان شاء الله در آینده از دیگر مطالب شما استفاده خواهم کرد. باز هم از این همه لطف شما به این وبلاگ متشکرم.

نویسنده وبلاگ             

نوشته شده در دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 5:59 توسط محمد رضا | |

امیرناصر کاتوزیان، از آن استادان سکولاری است که به قول احمدی نژاد باید سرشان داد کشید! گرچه ما هیچ وقت نشنیدیم احمدی نژاد سر کسی داد کشیده باشد و ما هم قصد داد کشیدن نداریم اما بد نیست با این بت سکولاریسم که در حال حاضر به آتاتورک دانشکده های حقوق تبدیل شده است، کمی آشناتر شویم:

 

                                

 کاتوزیان در سال 1310 به دنیا آمد. پس از طی دوران کودکی و نوجوانی به دانشکده حقوق دانشگاه تهران وارد شد و تا دوره دکتری را در همین دانشگاه خواند و به پایان رساند. گرچه آنروزها که وی به دانشگاه تهران آمد، دانشکده حقوق با وجود مرحومینی مثل سیدحسن امامی، شیخ محمد سنگلجی و محمود و علی اکبر شهابی و ... بی شباهت به مدرسه های علمیه و مجامع فقیهانه نبود، اما کاتوزیان در این محیط که پر از فقیه و آخوند بود درس خواند، و از بد روزگار از حقوقدانهای خارجه رفته ای که با استفاده از بورس تحصیلی به فرانسه و سوییس مهاجرت و در آن دیار مدرک حقوق خود را گرفته بودند، غربی تر شد. به هر ترتیب کاتوزیان در این محیط درس خواند و کمی بعد با دوز و کلکهایی که سر هم کرد وارد دستگاه قضاوت شد. این دوز و کلکها هم از این قرار بود که چون سن او کمتر از سن لازم برای قاضی شدن بود، تاریخ تولدش را که در شناسنامه آمده بود انکار کرد و وقتی قاضی به او گفت ادعایت را اثبات کن، گفت که آنچه در شناسنامه آمده است، اعلامات افراد عادی است، نه اظهارات مقام رسمی، پس خلاف آن قابل اثبات است و البته خلاف آن را هم با گواهی دروغ اثبات کرد و بعدترها هم، در کتاب خاطراتش به این کلک بازی خود اعتراف کرد! کاتوزیان مدتی بعد و به ادعای خودش به خاطر مخالفت با انقلاب سفید از دستگاه قضا کناره گرفت و در نتیجه مانند دیگر قضاتی که از کسوت قضاوت فاصله می گیرند وکالت را انتخاب نمود.

کاتوزیان با طرز تلقی خاص خود از عدالت از همان ابتدا که شروع به قضاوت کرد سعی میکرد آنچه را خود مطابق عدالت و انصاف میبیند، اجرا کند و تا حد ممکن قانون و قانونگذار را دور بزند. برای همین از همان ابتدا احکام صادرشده او با دیگر قضات تفاوت داشت و همین نگاه را به دانشکده حقوق آورد و در قالب الفاظ فریبنده "اجرای عدالت و پاسداری از ارزشهای اخلاقی" مروج حقوق قانون گریز شد. این ماجرا گذشت تا اینکه واقعه ای به نام انقلاب اسلامی (یا به قول کاتوزیان انقلاب 57) اتفاق افتاد و در دَوَران دوران، قانونی به نام قانون قصاص تصویب شد. برخی اساتید سکولار حقوق که بیشترشان درس خواندگان فرانسه بودند، در برابر این قانون موضع گرفتند و جالب اینکه سرگروه آنها هم ناصر کاتوزیان بود. پافشاری کاتوزیان در مخالفت با قانون قصاص و دیگر جبهه گیریهایش در برابر شورای نگهبان و انقلاب فرهنگی باعث اخراج او از دانشگاه شد. 11 سال در خانه نشست و او که نه منصب قضاوت داشت و نه از شارلاتانی و کاسب کاری و توانایی لازم برای وکالت برخوردار بود، فقط کتاب نوشت؛ دهها جلد که شاید تا الان به حدود 50 جلد هم رسیده باشد. او انصافاً کار بزرگی هم انجام داده است هرچند بسیاری از کتابهای او ترجمه کتابهای حقوق مدنی فرانسه (به خصوص درسهایی از حقوق مدنی مازو و شرح قانون مدنی مصر به خصوص کتاب سنهوری) باشد. یکی از دوستان فرانسوی ام که اصلیت الجزایری دارد و به خاطر عرق مسلمانی اش به ایران آمده تا در دانشکده های حقوق جمهوری اسلامی پای درس آدمهایی مثل کاتوزیان، حقوق اسلامی! بخواند می گوید: "کتابهای کاتوزیان را وقتی میخوانی احساس میکنی که کتابهای حقوق مدنی فرانسه را به زبان فارسی می خوانی"

کاتوزیان در فقه هم دستی دارد و این به آن معنی نیست که صاحب نظر فقهی هم باشد. اساسا او فقه را زیاد جدی نمیگیرد و بیشتر سعی می کند بر مرکب حقوق فرانسه سوار شود، از کنار فقه بگذرد و احیاناً اگر چیزی از دستاوردهای فقیهانه به نظرش مطابق حقوق فرانسه بیاید! آن را هم به حساب بیاورد. وی چندان برای حقوق خوانی و حقوق نویسی به "فقه" توجه ندارد ولی اگر در فلان کتاب فقهی از فلان فقیه، جمله ای در تایید نظراتش بیابد، همان را شاهد سخنش میکند و مخالفان را هم ـ مانند خیلی از استادان حقوق ـ به تنگ فکری، تعصب و جمود متهم می کند. کار او مانند دیگر قدمای دانشکده حقوق روخوانی و از بر کردن حقوق فرانسه است البته باز هم همان قدمای دانشکده حقوق به جوانترهای دانشکده حقوق شرف دارند؛ قدما اگر حقوق فرانسه را از بر میکردند جوانترها که از زبان فرانسه هم بهره ای ندارند، کتابهای کاتوزیان را از بر میکنند مانند شهبازی استاد نابینای دانشگاه آزاد که افتخارش آن است که کتابهای کاتوزیان را حفظ است! کاتوزیان و آن دسته از شاگردانش که حرف استاد را به گوش جان نیوشیده اند، فقه را فقط تاریخ حقوق میدانند، تاریخی که تاریخ مصرفش به پایان رسیده است و فقط باید به آن نگاهی گذرا انداخت، نه مطالعه ای دقیق و موشکافی تحقیقی. این نگاه بعد از انقلاب در وی تقویت شد. چراکه قوانین علیرغم خواسته او اسلامی تر شده بود و بیشتر با طبع وی (مبنی بر غربی تر کردن حقوق ایران) ناسازگار بود و از طرف دیگر وی که 11 سال از دانشگاه اخراج بود، کلا دل خوشی از حاکمانی که جدیداً روی کار آمده بودند، نداشت. اما بعد از 11 سال، در دوره آن شیخ بهرمانی به دانشگاه بازگردانده شد و بعدها یکی از تامین کنندگان عقبه حقوقی اصلاح طلبان و دولت خاتمی شد. احتمالاً اگر تسامح کاریهای دولت شیخ بهرمانی او را به دانشگاه باز نگردانده بود، حجم کتابهای ترجمه شده از حقوق فرانسه به فارسی، در صدر جدول کتابهای ترجمه ای بود!!

سمت چپ خانم نشسته در ردیف اول، ناصر کاتوزیان و سمت راست او دردودیان رئیس اخراجی دانشکده حقوق است (عکس مربوط به مراسم بزرگداشت ناصر کاتوزیان)

آقای کاتوزیان، پس از ورود به دانشگاه به دلایلی خوش درخشید. اخراج 11 ساله او از دانشگاه، وی را در اذهان عمومی دانشجویان سیاسی و اساتید حقوق مطرح کرد. حجم بالای کتابهای نوشته شده از جانب وی و سخنانش که گاه رنگ و بوی سیاسی هم می گیرد، دلیل دیگر این محبوبیت بود. اما مهم ترین و اساسی ترین دلیل موفقیت کاتوزیان در ثبت نام خود به عنوان یک حقوقدان برجسته، کم کاریهای علمی دیگر اساتید این رشته است. در دانشکده ای که برخی از استادان آن (مانند حسنعلی درودیان که سال گذشته با هزینه هایی بالا بازنشسته شد) با گذشت دهها سال از عمر علمی شان، هنوز یک مقاله هم ارائه نداده اند و یک کتاب ننوشته اند،معلوم است که فردی مانند کاتوزیان با آنهمه کتاب و مقاله و با این پشتکار و رغبت علمی خوش می درخشد، حتی اگر مکتوبات او واگویه های حقوقدانان فرانسوی و مصری باشد.

بپردازیم به سیره اخلاقی حضرت استاد؛ مانند خیلی افراد دیگر، کاتوزیان هم چند برابر دانایی اش نخوت و تکبر علمی دارد. این را حتی می شود از آخرین کتابی که از او چاپ شده است، دید. آخرین کتابش «زندگی من» نام دارد و با عنوان فرعی «از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟» به چاپ رسیده است. (سایت مهر اینبار هم پرت و پلا نوشته و کاتوزیان را استاد ممتاز حقوق اسلامی! دانشگاه تهران معرفی کرده است) استاد در این کتاب هم رسماً از خود تعریف و تمجید کرده است. او به جلساتی هم که برای بزرگداشت مقامش برگزار میگردد، معمولاً جواب منفی نمی دهد پس اگر خواستید در دانشگاهی برای سخنرانی او را دعوت کنید و پاسخ «نه» داد، نام جلسه تان را عوض کنید و بگویید جلسه ای در فلان دانشگاه برای بزرگداشت شما برپا شده است، بعید است که دعوتتان را نپذیرد! استاد عزیز کم حوصله هم هست و بنابر شنیده ها دربرابر سوالات دانشجویان زود عصبانی می شود مخصوصاً که اگر دانشجوی مذکور ناشی و تازه کار باشد و حال و هوای مباحثه و مذاکرۀ علمی به سرش بزند و به قول خودمان "جوگیر" شود و زود کنار نیاید و بخواهد با ایشان یکی به دو یا به قول خودمان کَل کَل کند. کلاً از دانشجویانی که مانند بز جناب اخفش با ریش تداشیده یا روسری نصف و نیمه، بر و بر استاد را نگاه کنند و کلامی بر زبان نیاورند و مدام با اشارات سر و چشم و ابرو و دهان و ... حرفهای استاد را یکی پس از دیگری تایید کنند و در صورت پیش آمدن اتفاقی سوالی هم آن را با صدای لرزان میپرسند و زود به پاسخ استاد قانع می شوند، خیلی خوشش می آید.

قبلاً از رابطه ناخوش استاد با حاکمان پس از انقلاب گفتیم. این رابطه ناخوش از یک سو و ضعف اخلاقی از سوی دیگر، سبب شده است که ایشان از هرچه نهاد و دستگاه و قانون و آیین نامه و تصمیمی که ممکن است مربوط به جمهوری اسلامی باشد، خرده جویی کند و از همه دنبال بهانه ای بگردد. مثلاً گویا در یکی از کلاسهایش بی محابا به دستگاه قضایی و قضات و منشی های داگستری و دربان و غیرۀ دادگستری و من جمله بی سوادیهای دانشکده علوم قضایی تاخته است و یکی دو دانشجویی که زمانی گذرشان به دانشکده علوم قضایی افتاده بوده است را به بهترین نحو به قول خودمان "ضایع" کرده است. همه اینها در حالی است که کتابهای وی و سخنرانی هایش پر است از شعارهای اخلاقی و دفاع از اخلاق حسنه و رابطۀ حقوق و اخلاق و ارزشمدار کردن حقوق و ....

نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:11 توسط محمد رضا | |

نوشته شده در یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 12:59 توسط محمد رضا | |

متن کامل مناظره دکتر یوسف قرضاوی (رییس اتحاد جهانی علمای مسلمین ) و

آقای هاشمی رفسنجانی(رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران)  

    منبع: http://www.salahadin.net/

مجری احمد شيخ: (دبیر بخش خبر تلویزیون الجزیره):

 

 بينندگان گرامي ! سلام و درود خداوند بر شما ؛ در برنامه« ديداري ويژه » كه شبکه تلويزيوني الجزيره با هماهنگي و همفكري « اتحاد جهاني علماي مسلمين » آن را تجربه مي كند به شما درود مي فرستيم ، برنامه اي كه در آن دو شخصيّت اسلامي هر يك از نگاه خويش،  در رابطه با مشكلاتي كه جهان اسلام با آن روبه روست و چالش هايي كه فرا روي آن قرار گرفته، و راه حل هاي رهايي از آنها و چگونگي تعامل با جهاني كه گرداگرد ما قرار دارد ، -بر اساس رسالت امّت اسلامي و وفاداري نسبت به بنيان هاي آن – و در راستاي وحدّت در رويكرد امّت اسلامي در شرايط سختي كه در آن قرار دارد ، سخن خواهند گفت .

 

اين ديدار ويژه كه به طور مستقيم پخش مي شود ؛ با مشاركت استاد دكتر يوسف قرضاوي « رييس اتحاد جهاني علماي مسلمين » و جناب شيخ هاشمي رفسنجاني «رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان ايران » و بنا بر فراخواني اتحاد جهاني علماي مسلمين و بدنبال ديدار هيئتي از اتحاد از تهران كه در آن توافق شد كه اين دو شخصيّت در يك ديدار مشترك مردم مسلمان را مورد خطاب قرار بدهند ؛‌ از خداوند بزرگ و با عظمت مي خواهيم كه اين ديدار را گامي به سوي وحدت صف مسلمانان ، پالایش دلها و وحدت كلمه بگرداند .

 

اميدوارم كه اين دو بزرگوار در برابر پرسش هاي مستقيم و صريح در ارتباط با مسائل مختلفی كه مسلمانان اعم از شيعه و سنّي از آن گله مندند و گاهي آنها را عامل تحريك كننده و اختلاف برانگيز به شمار مي آورند ، پاسخ صريح بدهند.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 7:48 توسط محمد رضا | |

تکلمه ای بر مباحثات دکتر سروش و آیت الله سبحانی

img_0921.jpg

این نظریه بر قامت مقدس مردانی که در فاصله کوتاه میان تولد و مرگ به چشمان و زبان خدا بر زمین مبدل شدند هیچ خدشه ای وارد نمیکند هرچند با تفسیرات وتصورات و آرا و اعتقادات جاری درالهیات سه مذهب توحیدی متفاوت باشد.

***

اگربه انسان ها نیروی ما فوق بشری نسبت دهیم هرگز به حقیقت پی نخواهیم برد. انچه که بیش ار هر چیز در زندگی پیامبران جلب نظر میکند زندگی آنان است، از ابراهیم خلیل تا محمدمصطفی. مردانی با تراژدی های بزرگ و غالبا توام با احساس گناه و زندگی درد آلود.

برای کسب اطلاعات جامع تر به منبع مراجعه کنید...

 

http://iranianbook.org/blog/archives/4#more-4


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 7:24 توسط محمد رضا | |


قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت