تبليغاتX
یادداشت های یک خام دست خامه به دست...


یادداشت های یک خام دست خامه به دست...

دانشگاه شهید باهنر به داشتن رشته ای چون حقوق می بالد.

http://ellana.blogfa.com/گُلم ...
دِلم ...
اين روزها که هر کسي
به دنبال شاخه گُل سرخي
براي گرفتن جواز ورود به دلي است ...

من به دنبال کور چراغي هستم
تا در اين شب هاي پوچ و کدر
تکه تکه بال هاي شکسته ام را
پيدا کنم ...

گُلم ...
دِلم ...
هياهوي دنيايِ سياه
سبب نَشُد
تا گُل بوسه هاي گرم تو را فراموش کنم ...
گُل بوسه هايي از جنس آب
از جنس آفتاب ...

گُل بوسه هايي که گاه
تا سال ها
تَعلُقِ خاطري فراتر از يک بوسه
به من داد ...

گُلم ...
دِلم ...
اين روزها
به گل هايِ سرخِ معصومي مي انديشم
که در عيدهاي سَمبُليک عشق
فداي خواسته هاي نا برابر
فداي تکرارها
فداي عادت ها
و فداي نامَردي ها و نامردُمي ها مي شوند ! ...

در اين ميان
من جانباخته تک شاخه گُلي هستم
که در دَستان تو
جان گرفت ...

گُلم ...

             دِلم ...                   تنظیم: خانم فرزام

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 6:39 توسط محمد رضا | |

امیدوارم از اطلاعات داده شده نهایت استفاده را کرده باشید.

 

خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کرمان، روز یکشنبه، ۱۱ آذرماه، تریبون آزادی به مناسبت روز دانشجو برگزار کرد. محورهای این برنامه جنبش دانشجوئی؛ بایدها و نباید ها، انرژی هسته ای؛ فرصت ها و تهدیدها، اصلاحات و انتخابات بود.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر تریبون آزاد انجمن اسلامی کرمان ساعت ۴ بعدازظهر در تالار وحدت دانشگاه کرمان با حضور جمع کثیری از دانشجویان این دانشگاه برگزار شد و بیش از ۳ ساعت به طول انجامید. دانشجویان شرکت کننده در این مراسم نظرات خود را در خصوص موضوعات مختلفی چون بازداشت دانشجویان، نقد عملکرد دولت احمدی نژاد در حوزه های مختلف، حقوق زنان و … ابراز داشتند.

 

در طول مراسم تعدادی از دانشجویان مخالف انجمن اسلامی علی رغم اینکه از طرف انجمن اسلامی فرصتی برابر با دیگر دانشجویان برای ایراد مواضعشان به آنها داده شده بود، در پاره ای از مواقع قصد بر هم زدن و متشنج کردن جلسه را داشتند که با عدم استقبال دانشجویان مواجه شدند.

kerman.JPG

kerman۱.JPG

kerman۲.JPG

kerman۳.JPG

kerman۴.JPG

kerman۵.JPG

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 6:29 توسط محمد رضا | |

 

 

 

 

 


 

 

در حوالی پایان قرن بیستم یک بیماری همه گیر دنیا را فرا گرفت.همه از این بیماری نمردند،اماهمه از آن رنج بردند.ویروسی را که عامل این بیماری همه گیربود"ویروس لیبرال" نامیدند.این ویروس در حوالی سده شانزدهم در مثلثی که سه زاویه آن را لندن، پاریس و آمستردام تشکیل میدهند،پدید آمده بود.علائم و عوارضی که این بیماری در آن زمان از خود بروز میداد بیخطر به نظر میرسید و مردان (که این ویروس بیش از زنان آنها را مبتلا می ساخت)نتنها به آن عادت میکردند و پادتن های لازم رابرای مقابله با آن میساختند،بلکه حتی از انرژی فوق العاده ای که ایجاد میکرد بهره برداری هم میکردند.اما این ویروس از اقیانوس اطلس گذشت و در آن سوی اطلس،در میان فرقه ای که اعضایش آن را از اروپا همراه خود آورده بودند محیط مساعدی پیدا کرد که در آن پادتن وجود نداشت و به همین دلیل هم در آن سرزمین شیوع پیدا کرد.در اواخر سده بیستم دوباره سروکله این ویروس که از آمریکا برگشته بود در اروپا پیدا شد.این بار ویروس که جهش هم پیدا کرده و قویتر از گذشته شده بود،توانست در این قاره تعداد زیادی از پادتن هایی را که اروپایی ها در طول سه قرن گذشته برای مقابله با آن ساخته بودند از میان ببرد،و طوری همه گیر شود که اگر از برکت وجود نیرومند ترین اهالی کشورهای کهنسال نبود،-که دور جدید این بیماری را هم از سر گذرانده بودند و از آن جان سالم به در برده و سرانجام توانستند آن را ریشه کن سازند-ممکن بود این بیماری نوع انسان را از روی زمین براندازد.این ویروس در میان قربانیان خود یک نوع شیزوفرنی عجیب و غریب ایجاد میکرد.فرد انسانی که به این ویروس مبتلا میشد،دیگر مانند یک موجود کامل و تام و تمام زندگی نمیکرد که خود را برای تولید آنچه برای رفع نیازهایش لازم است سازماندهی کند،و به طور همزمان با این کار ،نهادها ،قوانین و مقررات و عرفها و عاداتی را هم به وجود میآورد که به او امکان رشد و شکوفایی می دهد و میداند که این دو جنبه زندگی اجتماعی هم از یکدیگر جداشدنی نیستند. به عکس از زمانی که فرد به این ویروس مبتلا میشد،گاهی مانند یک انسان اقتصادی زندگی میکرد و کار مراقبت از زندگی اقتصادی اش را هم به آنچه بازار مینامید واگذار میکردتا آن را به طور خود به خودی تنظیم کند، و گاهی هم مانندیک شهروند زندگی میکرد و برگه های رائی را به صندوق ها میریخت تا به وسیله آن کسانی را که مسئولیت تعیین قوانین بازی زندگی سیاسی اورا به عهده داشتند،انتخاب کند.

بحرانهای پایان قرن بیستم و آغاز قرن بیست و یکم که اکنون به طور قطعی پایان یافته و آنها را پشت سر گذاشته ایم،همگی حول محور ابهامات و بنبست هایی به وجود میآمدندکه همین شیزوفرنی آنهارا به وجود آورده بود.خرد-خرد واقعی نه آمریکایی-سرانجام بر این ویروس غلبه کرد و آن را از میان برد. همه خلق ها از این بحرانها جان سالم به در بردندو زنده ماندند،اروپایی ها، آسیایی ها،آفریقایی ها، آمریکایی ها و حتی تگزاسیها که از آن زمان تا کنون بسیار تغییر کرده و به موجودات انسانی شبیه دیگران تبدیل شده اند.من این فرجام خوش را نه از روی خوشبینی اصلاح ناپذیر خود، بلکه از آن روی برگزیده ام که در غیر این صورت دیگر امروز کسی باقی نمانده بود تا تاریخ را بنویسد. در آن صورت حق به جانب فوکویاما می بود،لیبرالیسم واقعا پایان تاریخ را اعلام می کرد.پس همه بشریت در آن هولوکاست نابود میشدند.آخرین بازماندگان،یعنی تگزاسی ها،به صورت یک دسته آواره در میآمدندو بعد آنها هم به نوبه خود، به فرمان رئیس فرقه شان که تصور می کردندیک شخصیت فره مند است،خود را قربانی میکردند.نام این رئیس فرقه هم بوش بود.

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 6:23 توسط محمد رضا | |

من هیچی نمی گویم.

فقط ببینید و نظر بدید.

راستی یادتون نره این وبلاگ به هیچ وجه سیاسی نیست.

 

 

 

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 6:9 توسط محمد رضا | |

یک جامعه شناس و استاد دانشگاه کرمان:

تبعیض بین دختران و پسران در دوران کودکی، دختران فریب خورده و پسران گول زننده را راهی جامعه می کند

 

دختران و پسران جوانی که بعد از دوره کودکی از هم تفکیک می شوند بعد از ورود به دانشگاه به دشواری می توانند رابطه دو انسان برابر و آزاد را ایفا کنند.

دکتر سیامک زندرضوی جامعه شناس عضو هیئت علمی دانشگاه شهید باهنر کرمان در خصوص علل و پیدایش اینگونه روابط گفت: هنگامی که فردی متولد می شود دارای خواهر و برادر است و از بدو تولد با هم تعامل دارند. در دوره ی کودکی تمایزهای جنسی به وجود می آید که جالب و مورد توجه است و باعث کنجکاوی کودک می شود و این کنجکاوی باعث افزایش دامنه ی این تعامل ها می شود. نکته مهم این است که سلامت جنسی آن ها چگونه شکل می گیرد و چگونه تنظیم می شود. اولین نکته به خانواده برمی گردد اینکه محیط خانواده چقدر برای تربیت فرزندان آمادگی دارد. در خانواده نقش ها باید مشخص و تعریف شده باشد به طوری که دختران احساس نکنند جنس دوم هستند بلکه احساس کنند که با پسران برابر هستند.

وی افزود: اگر انسان ها احساس بکنند که براساس غرایز جنسی شان دسته بندی می شوند و پیامد آن پاداش های متفاوتی وجود دارد یعنی دختران دارای منزلت کمتری می شوند، بذری کاشته می شود که در نوجوانی ممکن است محصول خوبی به بار نیاورد. اولین قدم در سلامت جنسی جوانان خانواده است . جامعه باید با اسناد، مدارک و کتب ترجمه شده والدین را به آموزش های پیش از دبستان برای فرزندانشان تشویق کنند. عموما در مهد کودک ها مربیان توجه دارند که نابرابری جنسی را کمرنگ کنند و خانوده ها هم باید آموزش ببینند و بیاموزند که تفاوت جنسی نباید به صورت نابرابر باشد.اگر تفاوت جنسی به صورت نابرابر باشد دختران خودشان را کمتر از پسران باور می کنند، در حقیقت اعتماد به نفس دختران کاهش می یابد و کاهش اعتماد به نفس می تواند آن ها را به سمت رفتار برده وار سوق دهد. رفتاری که هر منبع قدرتی می تواند بر آن ها اعمال قدرت کند و آن ها را فریب دهد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: بنابراین برای اینکه از این وضع خارج شویم و دخترهای فریب خورده و پسرهای گول زننده و اهل سوء استفاده از جایگاه جنسی نداشته باشیم جامعه باید آموزش والدین را همزمان با تولد فرزند در دستور کار قرار دهد. همان طور که نهاد سوادآموزی و بهزیستی داریم بایستی یک نهاد آموزشگر والدین داشته باشیم. در حالی که هیچ کس فکر نمی کند که برای پدر و مادر شدن باید آموزش علمی ببیند که در آن آخرین دیدگاه های روانشناسی اعمال شده باشد. بچه ها را باید  در محیط جمعی وارد کرد و آن ها را نباید در گلخانه و قرنطینه نگه داشت و بهترین محیط قبل از دبستان، مهدکودک ها هستند.

دکتر زندرضوی درخصوص ضرورت وجود روابط میان پسران و دختران عنوان کرد: به نظر من این روابط باید وجود داشته باشد به شرط اینکه حرمت ها و مرز حریم ها نگه داشته شود این روابط در دوره ی نوجوانی به دو صورت وجود دارد. از یک طرف یک نیاز کاملا زیستی و از طرفی کاملا اجتماعی است. نیاز زیستی به این صورت که تمایل به جنس مخالف بر پایه ی اصل ادامه زندگی وجود دارد (تمایل مثبت) و نیاز اجتماعی نیز اگر دختران و پسران خوب تربیت شده باشند می توانند در کارهای دسته جمعی مکمل هم باشند. به نظر من مختلط بودن مدارس پس از آموزش وسیع خانواده ها قدم بعدی است. اینکه مدارس مختلط در جامعه ما محکوم می شود به این علت است که آموزش در خانواده ها به فراموشی سپرده شده است و در خانواده ها پسران به عنوان جنس اول و دختران به عنوان جنس دوم آموزش می بینند و طبیعی است که این مخاطره انگیز است. پس برای اینکه از چنین وضعی جلوگیری شود باید بتوانیم رقابت های سالم را مبتنی بر برابری جنسیتی در مدارس تمرین کنیم. به عنوان مثال ما در سطح شهر کرمان و در سطح مدارس راهنمایی، مدارس مختلط داریم. سه یا چهار سال پیش در ایل کهوری در ناحیه شهرستان بافت امکان فرستادن بچه ها به مدرسه ی راهنمایی وجود نداشت به درخواست من و بزرگان این ایل و تعهدی که به آموزش و پرورش دادیم مدرسه ی مختلط ایجاد شد و خوشبختانه در این چند سال شاهد هیچ اتفاق ناخوشایندی در این مدرسه نبوده ایم. وی تصریح کرد: عکس این قضیه یعنی اگر دختر و پسر جداسازی شوند تصور جنسی برتری مرد و ناتوانی زن به وجود می آید و دختر و پسر به اصطلاح قدیم به آتش و پنبه تبدیل می شوند.

آتشی که قدرتمند است و پنبه ای که ناتوان است و نتیجه ی آن دختران فریب خورده و پسران معترض که حق دیگران را زیر پا می گذارند و دست به تعرض می زنند.

این جامعه شناس در پاسخ به این سئوال که آیا اینگونه روابط خدشه ای در زندگی آینده این افراد به وجود می آورد یا نه گفت: مسلما در زندگی آینده تاثیراتی را به وجود می آورد ما در محیط دانشگاه نمونه های آن را می بینیم. دختر و پسرهای جوانی که بعد از دوره ی کودکستان از هم تفکیک شدند، بعد از ورود به دانشگاه به دشواری می توانند رابطه دو انسان برابر و آزاد را ایفا کنند و برای همین سوء تفاهم ها در سال اول دانشگاه میان دختران و پسران دانشجو به فراوانی دیده می شود و حتی ازدواج هایی که بسیاری به شکست می انجامد در میان دانشجویان جوان بسیار مشاهده می شود که علت آن عدم تمرین ایجاد رابطه برپایه برابری ، انسانیت و دوستی عمیق و درک متقابل است. وی تاکید کرد: متاسفانه دختران بیش از اینکه به جنبه های انسانی پسران توجه کنند بیشتر به شکل ظاهر و وضع درآمد برایشان مهم است که هر دو لازمه زندگی هستند اما کافی نیستند. پسرها به لحاظ زیبایی و جلب توجه شان به دختران علاقمند می شوند این ها هم لازم است اما اصلا کافی نیست.

دکتر زند رضوی در مورد اینکه چه کسانی در این روابط مقصر هستند گفت: به نظر من در درجه اول نظام آموزشی کشور ما که حق آموزش پیش دبستانی تمام شهروندان را به رسمیت نشناخته و برایش امکان فراهم نکرده است و آموزش والدین را هم به عنوان یک آموزش غیرضروری به فراموشی سپرده است. با این پیش فرض نادرست که هر انسانی به صرف اینکه بالغ شود می تواند در نقش پدر یا مادر ظاهر شود در حالی که همین جامعه نمی پذیرد بدون یک آموزش کافی، رسمی و بدون گواهینامه فرد حق راندن یک اتومبیل را داشته باشد اگر انسانی خود را جنس دوم تلقی کند و یک زندگی معمولی هم داشته باشد در زندگی شکست می خورد سلامت جنسی، برابری جنسی، اعتماد به نفس کافی سه اصلی زندگی هر شهروندی است و اگر این آموزش ها را علمی، دقیق و مستمر دریافت کند هیچ وقت روابطی مبتنی بر دورویی و فریب پیدا نمی شود.

 

 

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 5:57 توسط محمد رضا | |

 

 

 

دستگاه اداری و سیاسی با مشکلات نواحی جنوبی استان کرمان برخوردی سطحی داشته است

 

دکتر سیامک زندرضوی، جامعه شناس و استادیار دانشگاه شهید باهنر کرمان معتقد است که در استان کرمان دستگاه اداری و سیاسی با شهروندان نواحی جنوبی استان کرمان برخوردی سطحی داشته است.

وی توضیح می دهد: به عنوان مثال، در ماه های اول انتصاب استاندار جدید کرمان یک cd از زندگی مردم بخشیی از منطقه ی عنبرآباد پخش شد که زندگی ابتدایی این مردم را نشان می داد. این مسئله گسترش پیدا کرد تا یک نمایند مجلس نیز این موضوع را اعلام کرد و نتیجه آن شد که وعده داده شود 10 هزار واحد مسکونی برای اسکان کپرنشینان برپا می شود که این برخورد بدون شناخت از تاریخ مناطق جنوب استان صورت گرفت.

دکتر زندرضوی می افزاید: با کمی مطالعه می توان پی برد که ساخت خانه های پیچ و مهره ای برای طوایف و به ویژه کوچندگان از دوره رضا شاه در استان های فارس، اصفهان و کرمان آغاز شد و تا زمان محمدرضا شاه نیز استمرار یافت و در مدت کمی هم این واحدها از بین رفت.

این استاد دانشگاه ادامه می دهد: محمد بهمن بیگی کتابی دارد با عنوان "بخارای من، ایل من" که این کتاب داستانی دارد به نام گاوز زرد که در این داستان بی ثمر بود ساخت خانه ای پیچ و مهره ای برای این مردم را توضیح داده است .

دکتر زندرضوی تصریح می کند: حداقل در دو دهه اخیر که من کم و بیش در عرصه مطالعات عشایری و روستایی فعال هستم هرگز دستگاه اداری دغدغه و برنامه ای جدی برای بررسی ریشه ای، عمیق و حل واقعی مسائل شهروندان جنوب استان نداشته است. البته هزینه شده است. به عنوان مثال در اواخر دهه 70 موتور پمپ های طرح امنیتی به بخشی از طوایف جنوب استان واگذار شد ( البته بدون توجه به مسئله تواناسازی مردم برای تغییر معیشت از دامداری محدود و باغ داری ابتدایی به تولید کشاورزی نوین.)

وی بار دیگر موضوع ساخت خانه های دائمی برای شهروندان جنوب استان اشاره می کند و یادآور می شود: طرح برپا کردن اسکان های پیچ و مهره ای بنیاد مسکن نه با شرایط منطقه سازگار است و نه توسط ساکنان قابل بازتولید است و در بهترین حالت این واحدها تبدیل به نقاطی خواهند شد که اطراف آن دوباره مسکن ناپایدار برپا می شود و تنها منفعت آن متوجه تولید کنندگان بزرگ طرف قرارداد یعنی دستگاه های متولی است.

این استاد دانشگاه راه حل را در لغو پروژه می داند و تصریح می کند: باید متناسب با توانایی ها و قابلیت خود شهروندان مسئله معیشتشان بهبود یابد.

دکتر زندرضوی در ادامه مسئله مواد مخدر در جنوب استان را مورد بحث قرار می دهد و می گوید: بخشی از مسئله برخورد نیروی انتظامی در مناطق جنوبی استان حول محور مبارزه با کاروان های حمل مواد مخدر و گروه های توزیع کننده مواد مخدر است. واقعیت این است که در وضعیتی که اشتغال پایدار برای انبوه جوانان وجود ندارد و هنوز ساختارهای متکی به روابط طایفه ای که فردیت شخص در آن کمرنگ است این معضل پا برجاست.

او می افزاید: به راحتی می توان تصور کرد که گروه های بسیار ثروتمند حمل مواد مخدر از افغانستان و پاکستان به اروپا بتواند در محدوده مرزهای شرقی تا نواحی مرکزی کشور از این نیروهای جوان، آماده به اشتغال، کم سواد، غیرپرسشگر، عاشق تفنگ و زندگی همراه با رفاه سود ببرند و حتی بزرگان بعضی طوایف این فعالیت را تنها راه اشتغال جوانان منطقه می دانند.

وی ادامه می دهد: از طرف دیگر تا زمانی که بازار مصرف مواد مخدر در استان کرمان و استان های هم جوار پررونق است کار، تنها به حمل و نقل ساده برای مصرف اروپا ختم نمی شود بلکه بازارها و گروه هایی برای توزیع منطقه ای فراهم می آید.

او در پاسخ به این سئوال که چه باید کرد عنوان می کند: این پیشنهاد ممکن است در نگاه اول بسیار بحث برانگیز باشد اما تجربه جهان نشان می دهد که همیشه راه حل های دور از ذهن در زمان دیگر پذیرفتنی می شوند.

او پیشنهاد خود را چنین مطرح می کند:1- اعتیاد از قوانین مجرمانه خارج شود2- دولت مراکز متعدد زیر نظر کادر پزشکی و رایگان برای مصرف کنندگان مواد مخدر به طور گسترده فراهم آورد 3- مصرف کنندگان اعم از معتاد و تفننی، مواد مصرفی خود را در این مکان ها زیر نظر کادر متخصص دریافت کنند و در نهایت مدت انتظار هر فرد متقاضی کمتر از حداقل زمان فاصله بین دو مصرف معمول باشد.

این جامعه شناس پیامدهای مثبت پیشنهاد خود را نیز اینگونه برمی شمرد: اول اینکه بازار تقاضا برای مواد مخدر وارداتی به صفر گرایش پیدا می کند در نتیجه تجارت 500 میلیارد دلاری حمل و نقل مواد مخدر، باراندازهای داخلی اش را از ایران برمی چیند چرا که نمی تواند به خرده فروشی آن امیدوار باشد و حتی ممکن است خط ترانزیت افغانستان – تاجیکستان به طور کامل جایگزین استان کرمان شود ضمن اینکه همزمان مسئله ی اشتغال ده ها هزار جوان در نواحی جنوبی استان های کرمان، سیستان و بلوچستان باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد.

دکتر زندرضوی تاکید می کند: در این صورت شرارت شامل درگیری مسلحانه با نیروی انتظامی، گروگانگیری برای تصفیه حساب های توزیع داخل مواد مخدر به طور منظم و منطقی محو می شود.

وی تاکید می کند: مادامی که بازار مصرف مواد مخدر سراسر ایران به دلیل بیکاری گسترده، کاهش میزان امید به زندگی انسانی برخوردار از حداقل های مناسب زندگی قرن 21 و کمی شادمانی عمومی وجود دارد همیشه جوانان داوطلب مشتاق نیرومند و جسوری پیدا می شوند که جای اشرار از میان رفته را پر نمایند.

دکتر زند زضوی تاکید می کند:در نظر داشته باشید که برپا کردن چوبه دار و حمله با آرپی چی به خودروی نیروی انتظامی دایره معیوبی است که در 50 سال گذشته پیوسته تکرار شده است.

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 5:55 توسط محمد رضا | |

از بابت سو ء تفاهم هایی که در وبلاگ پیش آمده از همگی معذرت می خواهم.

رضاییان

نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 5:44 توسط محمد رضا | |

 

بزودی دانشکده حقوق  دانشگاه شهید باهنر مجزا میشود

دانشگاه شهید باهنر کرمان به سبک دانشگاه امام صادق و بعد از آن دومین دانشگاهی است که دانشجویان پس از گذراندن 245 واحد فارغ التحصیل کارشناسی ارشد حقوق می شوند .

 

به گزارش کرمان نیوز  دکتر ناصر محسنی نیا رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان به ایسنا منطقه کویر گفت :شورای گسترش با مساعدت نمایندگان استان و وزیر علوم در تلاش است تا بزودی دانشکده حقوق این دانشگاه مجزا شود البته از مهر ماه سال جاری در مقطع کارشناسی ارشد پیوسته سه گرایش حقوق خصوصی ،جزاء،و عمومی در دوره های روزانه و شبانه دانشجو پذیرفته می شود.

 

وی یاد آور شد: این دانشکده در دوره های تکمیلی کارشناسی ارشد و دکترا با دانشگاههای  معتبر داخلی و خارجی دانشجوی مشترک می پذیرد و امید واریم سال جاری بیست دانشجو در چهار رشته ادبیات تطبیقی ،زبان انگلیسی ،جمعیت و مردم شناسی و علوم تربیتی و روانشناسی عمومی در قالب طرح ذکر شده پذیرش شوند و علاوه بر این امکان تبادل استاد و دانشجو بین دانشگاه شهید باهنر کرمان و دانشگاههای دمشق و حلب فراهم شده است .

 

رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر اظهار داشت :رشته ادبیات تطبیقی ،عربی ،و فارسی و ادبیات پایداری و ادبیات عامه در مقطع کارشناسی ارشد در این دانشکده در حال پی گیری برای پذیرش دانشجو می باشد و اساتید دانشگاه دمشق می توانند برای تدریس به کرمان بیایند و دانشجویان دانشگاه شهید باهنر نیز می توانند برای تحقیق و کار بر روی زبان عربی تا سه ماه به دانشگاه دمشق بروند .

 

وی تصریح کرد: امسال ده دانشجو ی دکترای این دانشکده برای تکمیل مطالعات پایان نامه خود به مدت یک ماه به سمرقند و بخارا در ازبکستان اعزام خواهند شد .

 

محسنی نیا در پایان شمار دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی این دانشگاه را 2600 نفر اعلام کرد و گفت :در حال حاضر نسبت استاد به دانشجو در این دانشکده یک به سی و دو است که نسبت استاندارد این شاخص یک به هیجده می باشد البته طی ماههای اخیر سه استاد استخدام شده و تقاضابرای استخدام هفده استاد نیز در دست بررسی است . 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 7:49 توسط محمد رضا | |

 

حیف از او که دیگر نیست

 

عكس:وحيد قرايي

وحيد قرايي/بام كوير

 

شنیدن خبر تلخ درگذشت دکتر ایرج صدیقی از حقوق‌دانان برجسته‌ی کشورمان و از اساتید رشته‌ی حقوق در دانشگاه‌های پیام‌نور، آزاد جیرفت و آزاد رفسنجان برای بسیاری و خصوصا دانشجویانش سخت‌تر ازآن است که برایش توصیفی بیابم.

وی متولد 1311 در شهر راین بود که تحصیلات عالی در رشته حقوق را در دانشگاه سوربن فرانسه به انجام رسانده بود و چند سالی بیشتر نبود که در همین معدود دانشگاه‌های استان کرمان که رشته حقوق داشتند از تدریس دانشجویان و انجام وظیفه‌ای که برای افزودن به دانش آن‌ها احساس می‌کرد کوتاهی نکرد.

اما نکته مهم در مورد او این بود که همه‌ی ما دانشجویان احساس مي‌کردیم دکتر صدیقی از فرهیختگان مهجور در کشور ما می‌باشد و ازدانش او آن‌چنان که باید استفاده نمی‌شود.

در دوره‌ای پس از انقلاب مشاور حقوقی امور بین‌الملل در دولت موقت مرحوم بازرگان و دولت میرحسین موسوی بود و در حالی‌که توانایی او در زمینه‌ی حقوق بین‌الملل بر همه محرز بود گویا به دلیل دیدگاهش در مورد مسایل کشورمان از آن‌چه که از لحاظ علمی از عهده‌اش بر می‌آمد جز در موارد محدودی در دانشگاه‌های استان کرمان استفاده نمی‌شد.

به هر حال همان‌جا که امکان انجام وظیفه داشت دریغ نمی‌کرد و جاده پر خطر جیرفت را نیز در آن سن و سال برای ادای دینش به دانشجویان طی می‌کرد که سرانجام نیز در همان جاده جان برسر علم‌آموزی گذاشت و به قول دانشجویانش «شهید راه علم» شد.

نحوه‌ی رفتار و توانایی علمی او آن‌چنان بود که دانشجویانش هیچ‌گاه نمی‌توانند نبودن او و جای او رادر کلاس درس باور کنند و تواضع و عطش آموختن علمش به دیگران همیشه در ذهن کسانی که بر سر کلاس‌هایش حاضر می‌شدند باقی خواهد ماند. از خصوصیات بارز او پابرجایی بر عقایدش بود خصوصا در مورد دکتر محمد مصدق که همیشه او را خدمتگزاری صدیق برای ایران می‌دانست.

این خاطره را در کلاس درسش تعریف می‌کرد که«روزی با یکی دیگر ازدانشجویان ایرانی دانشگاه سوربن در یک کافی‌شاپ در پاریس مشغول صحبت و بحث درمورد دکتر مصدق بودیم. آن «هم دانشگاهی» به ناگاه با صدایی بلند حرف زشتی به دکتر مصدق نسبت داد. کمی آن‌طرف‌تر و در میزی دیگر یک دانشجوی افغانی این صحبت را شنید و برافروخته به سمت میز ما آمد و خطاب به آن دانشجوی ایرانی گفت: شما حق ندارید در مورد دکتر مصدق این‌گونه حرف بزنید. او فقط متعلق به شما ایرانی‌ها نیست. او افتخار شرق بود...»

و اکنون که دیگر دکتر صدیقی در میان ما نیست قدر بودنش را بیشتر می‌دانیم و می‌دانیم آن‌گونه که شایسته بود زمینه‌ی بهره‌گیری از دانش او فراهم نشد و در همان مهجوریت خود به دیدار حق شتافت و افسوس که تقدیر فرصتی دیگر برای ما در بهره‌گیری از محضرش باقی نگذاشت و صد افسوس...

هنوز مدت زیادی از درگذشت دکتر آریانا (استاد بخش مکانیک دانشگاه کرمان)، دکتر کرمی‌نژاد (استاد بخش متالورژی دانشگاه کرمان) دکتر محمد شریفی ( استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه کرمان) نگذشته است که جامعه علمی کرمان در سوگ و فقدان دکتر ایرج صدیقی می‌نشیند و چه چاره داریم که تقدیر را برگشتی نیست و بازگشت پرنده‌ی کوچ کرده از دنیا غیرممکن ...

 

نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 8:53 توسط محمد رضا | |

نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:40 توسط محمد رضا | |

خوب دقت کنید.

عکس:‌ ورود با موهاي تن تني و فشن ممنوع! سین را از سوسن لام را از لاله الف را از اقاقی و میم را از مشک می گیرم (س-ل-ا-م) و سلامی به سرخی قلب به لطافت اشک به آغاز عشقی بی منتها و محبت معشوق به شما تقدیم میکنم

نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:33 توسط محمد رضا | |

عکس دختر زیبا

        هدف از این عکس ها تفتیش اذهان عمومی نیست بلکه تذهیب اذهان عمومی است!!!                                                                                                                                                              

نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 6:52 توسط محمد رضا | |

یکی از آقایان هم کلاسی در شرف ازدواج می باشد .از طرف همه صمیمانه به او تبریک می گویم.

عکس های عاشقانه امروز همگی به بهانه او در وبلاگ آورده شده است.

 

Image By Pic.Blogfa.Com

نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 6:51 توسط محمد رضا | |

حذف امتحان اقتصاد را به همه تبریک می گویم.

 

Image By Foto.coo.ir

نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 6:46 توسط محمد رضا | |

انگار نه انگار که نگاری هم هست.ضمن عرض پوزش به اطلاع می رساند که این وبلاگ یک وبلاگ علمی تفریحی می باشد لذا در صورت وجود هر گونه نظر و به خصوص انتقاد سازنده در مورد مطالب و عکسهای این وبلاگ می توانید نظرات خود را به طور خصوصی به نویسنده ارسال کنید. در ضمن به تمامی نظرات ترتیب اثر داده خواهد شد.

 

Image By Pic.Blogfa.Com

نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 6:32 توسط محمد رضا | |

Image By Pic.Blogfa.Com
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 6:26 توسط محمد رضا | |

فتوبلاگ .::عکس های منتخب::.دختر زیبا رو*Pic.Blogfa.Com*

نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 6:25 توسط محمد رضا | |

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:4 توسط محمد رضا | |

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:3 توسط محمد رضا | |

دعا کنیمدعا کنیمبیایید برای کشورمان دعا کنیم ولی نه این جور!
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:59 توسط محمد رضا | |

اوه ...اوهپناه می بریم به خدا...

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:54 توسط محمد رضا | |

خانم ها خوب نگاه کنند! مطمئن باشید که ضرر نمی کنید!

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:38 توسط محمد رضا | |

افتخار می کنم که در دانشگاه شهید باهنر هستم.
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:35 توسط محمد رضا | |

خیلی خوشحالم که دانشجو نما در کلاس ما وجود ندارد.

نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 7:33 توسط محمد رضا | |


قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت